شاید شما این جمله رو شنیده باشید که دنیا دارای کارماست. هر رفتاری که انجام بدیم در زمانی که هرگز تصورش رو ندارید به سمت شما برمی گرده؛ جمله ای که جی بی با تمام وجودش اون رو درک کرد.
درست وقتی که فکر میکرد زندگی روی خوشش رو بهش نشون داده سایه تاریک حماقت نوجوانیش تمام خوشبختیش رو نابود کرد.
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
حتی درشیرینترین رویاهایش تصور نمیکرد که چرخش مهرهای سرنوشت او را روبه روی کابوس دوران دبیرستانش قرار دهد ولی حالا بازی تقدیر دوباره آنها را روبهروی هم قرار داده بود ولی با یک تفاوت شیرین و دلپذیر اینبار حالا کسی که ترسیده بود او نبود، اینبار کسی که قرار بود ضربه بخورد و التماس کند و به زانو بیافتد و طلب رحمت کند طراح جوان روبه رویش بود نه او...
- تعجب نکن من واقعا و بدون شوخی به خاطر حضورت در این شرکت خوشحالم چون بهم یه فرصت مناسب برای جبران می ده؛ بلاخره یه ماجرای بین من تو هنوز ناتموم مونده؛ داستانی که خیلی وقته نقش قربانیش خالی مونده.
- نه بهت اجازه نمیدم تو این بازی هر سازی که زدی باهاش رقصیدی... تحقیرم کردی ... کتکم زدی... بهم توهین کردی... این یکی نه از روم برو کنار ..
🎲ژانر : عاشقانه/درام/کل کلی/اسمات
💗کاپل: یوگبوم / مارکجین
🌀نویسنده : Honey
نام فیک=💕park family book💕
ژانر=💥تاریخی،عاشقانه،اسمات،تخیلی💥
کاپل=💫jinmark💫
🔗💕🔗💕🔗💕🔗💕🔗💕🔗💕🔗💕
پارک جین یونگ=
یک نیمه او انسان و یک نیمه دیگر او یک موجود
افسانه است. او در ابتدا یک عشق یکطرفه به یوبی
داره ولی رفته رفته عاشق یوول(مارک) میشه.
🌊🍀🌊🍀🌊🍀🌊🍀🌊🍀🌊🍀🌊🍀🌊
_یوول(مارک)
او یک مربی هنرهای رزمی در مدرسه پدرش است.
او به ویژه در تیر و کمان مهارت دارد. وقتی که
جوون تر بوده جین یونگ یکبار جونشو از حمله
سگ ها نجات داده و اون هرگز جین یونگ رو
فراموش نکرده.
🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀🌷🍀
جین یونگ_چرا..چراتو...چرا انقدر باهام خوبی؟
مارک_چون دوس دارم هرکاری از دستم برمیاد برات
انجام بدم
با تعجب نگام کرد ک ادامه دادم
مارک_چون این ارزوی منه
🌺💚🌺💚🌺💚🌺💚🌺💚🌺💚🌺💚🌺
_اگه از این سرنوشت اجتناب نکنم چی میشه؟
_یکی از شما دونفر میمیره...
_کی؟من؟اون؟
_خودت چی فکر میکنی؟باید از جین یونگ دوری کنی و دیگ هیچوقت حتی اسمشم ب زبون نیاری...♡
🐰🍑🐰🍑🐰🍑🐰🍑🐰🍑🐰🍑🐰🍑🐰🍑
Jinmark or markjin forever...♡😎🤘
Ahgasea we are one family💚🤧
👬 کاپل: جینمارک
🌻 ژانر: رمنس.درام.اسمات
#################
با ذوق و کنجکاوی خودشو کنار جین یونگ رسوند میتونست ببینه که چقدر خسته اس اما بازم فوق العاده به نظر میرسید
_ممنونم که قبول کردی یه مدت پیشت بمونم
_مطمئن باش اگه دست من بود هیچ وقت همچین چیزی رو قبول نمیکردم
###################
_دیوونه شدی میگم بزن به چاک نمیخوام اینجا ببینمت
مارک دستاشو دور گردن جین یونگ انداخت و در مقابل چشمای متعجب جین یونگ روی پاهاش بلند شد و گونه اش رو بوسید و زود عقب اومد و چشمکی بهش زد و گفت
_ببخشید جین یونگی ولی من فقط از رئیسم دستور میگیرم
###################
_چرا باهاش حرف نمیزنی؟
_دیوونه شدی؟میگم نمیذاره حتی ببینمش چجوری باهاش حرف بزنم اخه؟
_خب مگه نمیگی صبحا زود میره بیرون شبا هم خیلی دیر میاد
_ اره که چی؟
_خب یه روز صبح زود بیدار شو یا یه شب دیر بخواب نمیمیری که
سرمو پایین انداختم و با انگشتام بازی کردم
_راستش....جراتش رو ندارم....ازش میترسم....
_شوخیت گرفته؟
_خب تو که ندیدیش وقتی عصبانی میشه
####################
_چیه پسر امریکایی چرا اینجوری نگام میکنی؟به این نتیجه رسیدی که دیگه دوستم نداری؟
با عصبانیت بهش نگاه کردم
_عمرا مگه تو خواب ببینی من تا همیشه عاشقت میمونم برام مهم نیست چقد بهم درد بدی یا اذیتم کنی من دوستت دارم دوستت دارم دوستت
👬کاپل: جینمارک
ژانر: رمنس.درام.کمی اسمات.اینستاگرامی
#########################
" پسر من میتونم کاری کنم احساس سرزندگی بکنی"
جین یونگ انلاین لاس میزنه ولی هیچ عکسی از صورتش پست نمیکنه
#########################
سلام خب این فیک یه فیک ترجمه اییه که نویسنده اش @BAE6stan هستش و من این فیک رو با اجازه ی خودش ترجمه و اینجا اپ میکنم