Jhyh
2 cerita
20 First Kisses oleh angelsfalling16
angelsfalling16
  • WpView
    Membaca 85,594
  • WpVote
    Vote 3,487
  • WpPart
    Bab 20
After reading Carry On, I kept thinking of different ways/times that Simon and Baz could have had their first kiss, so I decided to start writing them down. Some of them will be AUs. It's mostly fluff with a bit of angst mixed in.
Falling In Love With Mr.Step-Brother[BoyXBoy] Translation oleh gayswillwin
gayswillwin
  • WpView
    Membaca 82,812
  • WpVote
    Vote 9,961
  • WpPart
    Bab 38
خدای زیبایی . این اسمیه که دوستای نُوا و بقیه ی رفقاش تو مدرسه صداش میزنن . اون پولدار و عالیه . و این اولین چیزیه که مردم ازش میدونن . فقط ۱۸ سالشه و دانشجوی ارشده . وقتی مادرش ترکش کرد و پدرش به کلی تغییر کرد ، رفتاراش سرد و بی احساس شد . عصبی و خشن بود. وقتی پدرش عشق جدیدی رو پیدا میکنه ، و تصمیم میگیره اجازه بده زن جدیدش تو خونش با اونا زندگی کنه . چیزی که نُوا فکرشو نمیکرد این بود که اون قرار بود یه برادر داشته باشه . لب درخشان . این چیزی بود که دوستای گلاوس کایسر صداش میزدن . فقط ۱۶ سالشه و دانشجوی سال سومه . و خیلی معروفه . وقتی مادرش تصمیم گرفت با عشق جدیدش ازدواج کنه و باهاشون زندگی کنه ، خشم رو حس میکرد . نمیخواست دوستاشواز دست بده ، مخصوصا شهرتش رو . اما اون عاشق مادرشه پس حاضره هر کاری براش بکنه . زمانی که اون دوتا همو ملاقات میکنن ، همه چیز بهم میریزه . (این داستان توسط Yasi Stylinson ترجمه میشود ..... امیدوارم لذت ببرید) (Completed)