barannaruto's Reading List
9 stories
camp oleh parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    Membaca 1,441
  • WpVote
    Vote 192
  • WpPart
    Bab 1
ییبو دستای ژان رو گرفت و ژست رقص رو به خودش گرفت، همونطور که یکی از دستاش رو دور کمر ژان حلقه میکرد، یه دفعه خندید: "چقدر من نسبت به تو مرد ترم ژان‌گه..."
یک شب مهتابی oleh GhazalAbdolmaleki
GhazalAbdolmaleki
  • WpView
    Membaca 2,837
  • WpVote
    Vote 456
  • WpPart
    Bab 5
وانگ ییبو پسر جوان ۲۲ ساله که در یه شرکت بزرگ و معروف چین مشغول به کار بود پدر و مادرش در سن ۱۹ سالگی او را ترک کردن و به همین خاطر سخت تلاش کرد تا زندگی اش را تغییر دهد، در همین حین دوست دخترش که بیشتر از همه به او اعتماد داشت بهش خیانت کرد و به همین دلیل ییبو تصمیم گرفت که دیگه هیچ وقت عاشق کسی نشود ولی...
I'm Not Really Sorry oleh Yukihimeganaku
Yukihimeganaku
  • WpView
    Membaca 5,176
  • WpVote
    Vote 629
  • WpPart
    Bab 5
Bakugo x villain deku
░But I Fell In Love With Him░ oleh Pinky-Moon
Pinky-Moon
  • WpView
    Membaca 19,254
  • WpVote
    Vote 3,643
  • WpPart
    Bab 7
{𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥} +ببین ژان یه طرفدار رفته از تو یه فیکی نوشته و ... -خب این کجاش برای من بده؟ -نوشتن فیک ایرادی نداره. مشکل ژانرشه! تو توی اون فیک زیادی داغونی و یه جورایی ژانر اصلی فیک هم ارباب برده ایه خیلیا بابت شخصیتت تو فیک ازت شکایت کردن و خودت بهتر میدونی از این قضیه راحت نمیگذرن، مخصوصا اینکه پارتنرت تو فیک یه پسره نه دختر! که از قضا میشناسیش +چیییی؟؟ پسر!!! میشناسمش؟ -اره ، وانگ ییبو ... ❃𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘠𝘪𝘻𝘩𝘢𝘯❃ ❃Genre: Romance,Slice of life,Drama❃ 🦋 1 in #yizhan 🦋 🦋 1 in #wangyibo🦋 🦋 1 in #theuntamed 🦋 🦋 2 in #ژان 🦋 🦋 2 in #xiaozhan 🦋 🦋 3 in #modaozushi 🦋
Your eyes tell ✨ oleh FloconDeNeige_
FloconDeNeige_
  • WpView
    Membaca 6,738
  • WpVote
    Vote 1,434
  • WpPart
    Bab 18
فیکشن your eyes tell کاپل : ییژان،وانگشیان ژانر : رومنس ، تخیلی ، زندگی روزمره ، مدرن و تاریخی وقتی چشماش به چشمای پسره رو به روش گره خورد زمان ایستاد... چند قدم بهش نزدیک تر شد... صورتاشون رو به روی هم قرار گرفته بودن و نفساشون پوست صورت همدیگه رو لمس میکردن... با صدای آرومی زمزمه کرد: -به تناسخ اعتقاد داری...؟»
control oleh magnusnakah
magnusnakah
  • WpView
    Membaca 1,721
  • WpVote
    Vote 272
  • WpPart
    Bab 5
زندگی شبیه بازی "شطرنجه" اگه بلد نباشی همه میخوان یادت بدن وقتی هم که یاد گرفتی همه میخوان شکستت بدن... این رو جیانگ چنگی که کل خانوادش رو از دست داده بود خیلی خوب متوجه میشد الان فقط خودش مونده بود و پسر بچه 16 ساله تخس که یادگار خواهرش بود... با اینحال...فکر نمیکنم خیلی هم تنها بوده باشه:)
haikyuu(special case) oleh yeganehAbasi
yeganehAbasi
  • WpView
    Membaca 20,510
  • WpVote
    Vote 1,911
  • WpPart
    Bab 9
این یه فن فیک از هایکیو از اونجاییه شروع میشه که برای اولین بار پادشاه کبیر رو شکست میدن ❤ امیدوارم خوشتون بیاد لایک و کامنت فراموش نشه💋 👬 -تو چرا منو بوسیدی؟ +چون هول شدم فقط همین.البته فک کنم اسمات هم داره🔞🔞🔞
𝕾𝖎𝖑𝖎𝖈𝕬 oleh sil_chana
sil_chana
  • WpView
    Membaca 18,870
  • WpVote
    Vote 2,735
  • WpPart
    Bab 85
※𝘑𝘢𝘱𝘢𝘯𝘦𝘴𝘦: シリカ ※𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴: 𝘛𝘰𝘥𝘰𝘣𝘢𝘬𝘶, 𝘚𝘩𝘪𝘨𝘢𝘥𝘢𝘣𝘪, 𝘚𝘩𝘪𝘯𝘬𝘢𝘮𝘪, 𝘮𝘰𝘮𝘰𝘫𝘪𝘳𝘰𝘶 ※𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴: 𝘋𝘢𝘳𝘬, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺, 𝘠𝘢𝘰𝘪, 𝘚𝘮𝘶𝘵 ◐𝘚𝘵𝘢𝘵𝘶𝘴: 𝘖𝘯𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 ▶𝘞𝘳𝘪𝘵𝘵𝘦𝘯 𝘣𝘺: 𝔖𝒾𝓁_𝒸𝒽𝒶𝓃 سیلیکا، مجموعه ای از کارای اشتباه، حسرت، نفرت، کینه، تاوان پس گرفتن و پس دادن و در عین حال، عشق، محبت، دوستی و روابط مختلفیه که کارکترا رو با عقاید متفاوت خودشون به هم متصل کرده. تو این فیکشن شما شاهد زنجیره ای از اتفاقات خواهید بود که دست به دست هم میدن و کاراکترا رو بزرگ میکنن و در‌ ازاش، زخمی فراموش نشدنی روشون میذارن. زنجیره ای از اتفاقاتی که از گذشته همراه کاراکترا هستن و اگه از بین نرن، تا ابد این چرخه ادامه پیدا میکنه.
1438 | YiZhan [Persian translate] oleh doresiiiii
doresiiiii
  • WpView
    Membaca 10,586
  • WpVote
    Vote 1,667
  • WpPart
    Bab 11
حتی کسایی که ازدواج کردن هم بحث و دعوا میکنن. وانگ ییبو و شیائو ژان هم استثنا نیستن! Author: @Endless_Infinity (Thank you for your permission love^^)