کتاب های قبلی خودم
2 stories
My dear boy firend by shimam8434
shimam8434
  • WpView
    Reads 763
  • WpVote
    Votes 116
  • WpPart
    Parts 3
بکهیون و چانیول دو زوج عاشق و گی هستند... اونها زندگی یک ساله اشون رو عاشقانه و لذت بخش کنار هم گذروندند... اصلا از هم دیگر خسته نشدند و برعکس هر روز بیشتر عاشق هم خواهند شد... اما این زندگی عاشقانه نقص بزرگی داره... و باعثش بیماری روانی پارک چانیوله... اون هنگام عصبیانت هیچ کنترلی بر روی خودش نداره و حتی ممکنه بهترین و عزیز ترین کسش رو هم به قتل برسونه... اما بکهیون طی این یک سال با همه ی سختی ها و حتی زخمی شدن هاش کنار چانیول میمونه و عاشقانه مرد جذابش رو با چشم ها و گوش های بزرگش رو میپرسته... اما زندگی پستی و بلندی هایی داره.. باید در این راه سختی هایی رو گزروند... و این عشق ها و سختی ها و پستی و بلندی ها اتفاقات غیر منتظره و ناگوار زندگی بیون بکهیون و پارک چانیول متحوا این داستان هستند... کاپل: چانبک کارکتر های اصلی:بکهیون-چانیول- جونگین -سهون-سوهو-کیونگسو ژانر: روزمره-گاهی خشن-عاشقانه-اسمات-گاهی حیجان انگیز (سلام من آنیتا هستم و فیک My dear boy friend دومین فیک منه...از هر کجای داستان بدتون اومد یا به نظرتون نقصی داشت بگید که من روش کار کنم...و اگر از جایی خوشتون اومد بگید و من رو خوشحال کنید که بهترین فیک رو در اختیارتون قرار بدم😁) (توجه کنید همه اطلاعات راحب بیماری چان در فیک واقعی هستند و من تحقیق کردم...از خودم در
Police officer by shimam8434
shimam8434
  • WpView
    Reads 1,295
  • WpVote
    Votes 184
  • WpPart
    Parts 11
پارک چانیول و بیون بکهیون دو مامور پلیس هستند... و این طبیعیه که تا الان درگیر پرونده های زیادی شده باشند...اما نه پرونده ایی که به زندگی...کار...و عشقشون مربوط باشه... یکی از اون پرونده ها پرده از راز های نهفته زیادی در زندگی بیون بکهیون برمیداره... اما این فقط زندگی بیون بکهیون نیست که در مسیر حل این پرونده به بازی گرفته میشه... زندگی همه اون پلیس هایی که توی حل این پرونده شریک هستند...به بازی گرفته میشه... ______________________ برشی از داستان در پارت های آینده - اون لعنتی ها چیه به خودت میزنی بکهیون؟؟ چرا جواب من رو نمیدی؟ - چرا باید جوابت رو بدم؟ چرا واست مهمه؟؟ - این حرفت خیلی خنده داره بک...تو دوست من هستی... - اما من خیلی وقته...میخوام جایگاه دیگه ایی به غیر از دوست تو زندگی ات داشته باشم.... - م...منظورت چیه؟ - تا وقتی که حسی که درون من وجود داره درون تو هم وجود داشته باشه... و روزی بالاخره منظورم رو از جایگاه متفاوتم در زندگی ات درک کنی و بفهمی...تا وقتی که همه اون سختی هایی که من به خاطر کارهای تو کشیدم رو جبران نکنی... چیزی راجب بهم نمیفهمی... من تو رو مجبور به درک کردن و حس کردن اون حسی که درون من هست نمیکنم... چون باید اون حس رو با جون و دل بپذیری اگه درکش کنی میفمهمی اون سرنگ ها چی هستند و اگه درکش نکنی..... دیگه ادامه اش رو