•skz•
5 stories
Dark Circles  by cb97dimples
cb97dimples
  • WpView
    Reads 22,603
  • WpVote
    Votes 3,883
  • WpPart
    Parts 34
[completed] اون دایره های سیاه دور چشمان بی نقصش درباره‌ی تاریک ترین شیاطین صحبت می‌کردن اون جنگید هرشب برای پیدا کردن راهش - نویسنده اصلی: vcniila (غلط املایی داره ولی چون خیلی وقت پیش نوشتمش دیگه ادیت نکردمشون) TW// SH starts : 200914 Ends : 201024
I Want A Pain Like you 彡° by Stayfic
Stayfic
  • WpView
    Reads 7,255
  • WpVote
    Votes 836
  • WpPart
    Parts 21
مرز بین احساس و عقل واقعا چیزی نیست . شاید نازک تر از یه تار مو . همیشه که قرار نیست منطق حاکم باشه . عشق همون چیزیه که مغز رو هم از کار میندازه . عشق یه اتحاده ، بین دو روح که فرقی نمیکنه مال چه جسمی ان. یا اصلا چجوری فکر میکنن و چی درونشون میگذره . عشق یه حس کور کنندست که رفته رفته مریضت میکنه . اما اونقدر قوی هست که درمانتم کنه . "هم دردی و هم درمان"
𝙁𝙞𝙡𝙩𝙝𝙮 𝙨𝙤𝙪𝙡 || Hyunin by Phoebeism
Phoebeism
  • WpView
    Reads 6,822
  • WpVote
    Votes 1,173
  • WpPart
    Parts 22
name: Filthy soul (روح چرکین) روزهای آپ:نامشخص main couple: hyunin side couple: changlix genre:Dram,Romance,Mystery,smut "با یک دروغ روح همه ی ما چرکین شد، مغزمون عفونت کرد، تاوان قلبمون تلاشی درونیش بود. با یک فندک زندگیمون شعله ور شد و تاوان پس دادیم. با یک فندک بمب ساعتی زندگیمون رو فعال کردیم و حالا به آخراش رسیدیم!نویسنده ی داستانمون کیست که رد جوهر سیاهی رو از سرنوشتمون پاک کند. حقایق در پشت پرده ای قرمز پنهان شدند و من میان انبوه انسان ها در انتظار کنار رفتن پرده ام."
STRAWBERRIES & CIGARETTES | BANG CHAN by judiishere
judiishere
  • WpView
    Reads 19,482
  • WpVote
    Votes 2,907
  • WpPart
    Parts 36
"هی! می‌دونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ " گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمی‌کردم چون داشتم از درون میسوختم "یعنی چی؟" کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد "فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن." "تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟" "نمی‌دونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه می‌بینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "
I loved you till my last breath by Vida_twinkleFanF
Vida_twinkleFanF
  • WpView
    Reads 2,155
  • WpVote
    Votes 246
  • WpPart
    Parts 1
~ وانشات ( بالای 3950 کلمه ) ~ به قیمت الان، گذشته ام رو نفس میکشم. گذشته ای که با تو رنگ زندگی گرفت... کاپل: مینسونگ ژانر: رومنس _ اسمات _ تراژدی توجه: 1: این وانشات سد اند عه ( ولی صحنه های کیوت هم داره و همش ناله و فغان نیست ) ~ 3: قسمت اسماتش مشخص شده که اگه خواستین نخونین