تضاد اون دو نفر همه چیز رو پیچیده تر از قبل میکرد
سرد و گرم
تلخ و شیرین
و عشقی که هیچوقت اعتراف نشد
[ SEXUAL CONTENT ]
ZIAM MAYNE PERSIAN FANFICTION
2017
WRITER: @GISOOW
هری با خانوادهش تازه از لندن به دانکستر اومدند و باید دو سال اخر دبیرستانش رو کنار دانش اموزای جدیدی بگذروانه که هیچی ازشون نمیدونه. تنها دوستی که توی شهر داره پری ادواردزه که از طریق اینترنت باهم اشنا شدن.
لویی تمام سعیش رو میکنه که امسال هم کاپیتان تیم فوتبال مدرسه بمونه و اون رو توی کارنامه تحصیلیش برای وارد شدن به بهترین دانشگاه نگه داره. درعین حال حواسش به دوستاش هم هست و سعی میکنه ازشون مراقبت کنه.
لری
زیام
نایل+انماری
و فرندشیپ های خوشگل
تو احمق ترین آلفایی هستی که به عمرم دیدم ...تو نمیتونی یه هیولا رو با شکنجه و شکستن استخون هاش و له کردن وجودش از بین ببری!یه هیولا با شکستن از بین نمیره...تو با هر بار شکستن یه هیولا اونو از بین نمیبری...تو فقط اونو قوی تر از اون چیزی که بود میکنی ...
.
.
.
بدون اینکه نگاهمو از ماه کامل و نورانی بگیرم یه نفس عمیق کشیدم و از روی سقف به حیاط بزرگ و روشن زیر نور ماه خیره شدم...
جنگ تموم شده بود.جفتم و تموم اعضای خانوادم با آرامش خواب بودن و من تمام عضلاتم سنگ شده بود!از وقتی تونستم بفهمم جریان چیه خودمو آماده نگه داشتم...میدونستم هرگز...هرگز نباید شدت گاردمو کم کنم.جنگ تموم شده بود ولی بزرگترین خطری .که میتونست خانوادمو تهدید کنه هنوز اون بیرون بود...یه هیولای شکسته....خودم
چشم های جنگلی...
:هر لحظه ازم دور میشدی ولی فهمیدن اینکه نمیخوای جایی بری اونقدرا هم سخت نبود بیب.
میتونم همه چیزی که تمام مدت با چشمات ازم میخواستیو بهت بدم کیتن فقط بخوا و به زبون بیارش
: fuck me daddy
سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد
هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید-
Mpreg
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌
مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت
نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁
Addicted To Your Hate
In Need For Your Fire 🔥
.
.
.
.
.
.
.
.
[ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
_عاشقم نشو
_اگه شدم
_نباید بشی
_اگه شدم
_فراموشم کن
_اگه نتونستم
_باید بتونی
_اگه نتونستم!
_باید باهاش زندگیکنی
_اگه نتونستم
_میتونی
_وقتی بهت نگاه میکنم توی چشمای قهوهایت یه دنیای دیگه وجود داره که من دارم توش زندگی میکنم. پس ازم نخواه که عاشقت نشم. چون من تو چشمای تو دارم زندگی میکنم ...
****
سال ۴۰۰۰ میلادی
شاید فکر کنید علم پیشرفت کرده
شاید فک کنید همه دیگه دارن توماه زندگی میکنن
شاید فکر کنین انسان ها از بین رفتن
یا شاید حتی دایناسورها برگشتن
اگه بخوام سال ۴۰۰۰ رو تعریف کنم بهترین تعریف براش اینه
قرنتی نه
درحال آپ "🌿☁️
"نشسته روی تک صندلی انتهای دنیا
مغموم و پریشان ، رها شده بودم
از بین تمام آدم های دنیا
از بین تمام رهگذر های بی خبر از سکوت های آغشته به فریادم ، تو صدایم را شنیدی ...
تو دستم را گرفتی مرا از تمام کوه ها بالا کشیدی هنگامی که تمام طناب ها پوسیده بودند
بار ها به این فکر کردم
زندگی ارزش این همه درد را دارد؟
و بعد کسی کنار گوشم گوشم زمزمه کرد
اعتراف کن!
تو صد ها بار زندگی میکردی
هزاران بار همین راه را میرفتی
و میلیون ها بار او را پیدا میکردی
و دوباره عاشق میشدی...."