Favs
14 قصة
Bleeding Heart [Drarry]  بقلم Sirius_1121
Sirius_1121
  • WpView
    مقروء 2,503
  • WpVote
    صوت 333
  • WpPart
    فصول 4
عشق بازی بیرحمانه ایه، مگر اینکه خوب و درست بازیش کنی!
poison بقلم fruiden
fruiden
  • WpView
    مقروء 15,711
  • WpVote
    صوت 1,775
  • WpPart
    فصول 14
یه فیکشن برای ابراز علاقم به کاپل دراکو و هری‌. "I love it and I hate it at the same time You and I drink the poison from the same vine"
+4 أكثر
Art & Coffee |Persian translation| بقلم callmebiscuit
callmebiscuit
  • WpView
    مقروء 9,922
  • WpVote
    صوت 1,676
  • WpPart
    فصول 22
اون عادت داشت که از هر چیزی که به نظرش بی نظیر میومد، عکس بگیره؛ اینکارو به اجبار انجام نمیداد و همین مهم بود. از یه منظره زمستونی با جزئیات ساده،یه میوه،یه دسته گل یا حتی یه صورت نرم و ابریشمی. زیبایی دنیا توی تمام چیزایی پیدا میشد که میتونست زندگی‌‌رو ارائه بده. پشت لنز دوربینش قایم شده بود،بین این انبوه ناشناخته اونم چیزی به جز یه ناشناس نبود و تنها راه فرارش بدون شک،عکاسی بود. ولی همه به مشکلاتش اهمیت میدادن، به جز کسی که دوستش داشت.
Dreams. |zarry| بقلم Ya_sa_Mmin
Ya_sa_Mmin
  • WpView
    مقروء 23,471
  • WpVote
    صوت 3,672
  • WpPart
    فصول 22
این قصه، قصه ی من و توئه قصه ی رویاهایی که گم شده بودن...
 This Man Is Dead(L.S) بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 90,318
  • WpVote
    صوت 11,983
  • WpPart
    فصول 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
~Same Old~ [ZIAM MAYNE][COMPLETED] بقلم ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    مقروء 183,619
  • WpVote
    صوت 20,135
  • WpPart
    فصول 62
ليام پين ! تو هيچ وقت نميدونستي شخصيتي رو كه توي داستانت شكل دادي، روزي قراره باهاش زندگي كني!
Insomnia [Z.M] بقلم Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    مقروء 40,912
  • WpVote
    صوت 7,918
  • WpPart
    فصول 29
لیامی که کل زندگیش تو یه خواننده ی معروف و دوست داشتنی به اسم زین مالیک خلاصه شده و حالا قراره یه سفر چند ماهه رو باهاش تجربه کنه... کاور:deborah_me@ [وضعیت:کامل شده!] 1 #ziam 1 #zaynmalik
+22 أكثر
Harry potter and the boy who had no choice [Persian translation] بقلم this_is_drarry
this_is_drarry
  • WpView
    مقروء 7,430
  • WpVote
    صوت 900
  • WpPart
    فصول 6
"قبول کن مالفوی،تو یه ترسویی"لبخند هری جاشو به یه اخم داده بود. همونطور که حرف میزد به سمت دراکویی که با عصبانیت نگاهش میکرد برگشت و الان درست روبروش وایستاده بود. "من.ترسو.نیستم" مالفوی که دندوناشو از عصبانیت رو هم فشار میداد،جواب داد. دستاشو مشت کرده بود و بند انگشتاش رفته رفته سفید تر میشدن. "ثابت کن" هری همونطور که به چشمای طوفانیه مالفوی نگاه میکرد،گفت. ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• This is a translated story Credit to: @number1shipbuilder
It Was All Just A Game [Persian] بقلم Piscerabi
Piscerabi
  • WpView
    مقروء 96,243
  • WpVote
    صوت 10,506
  • WpPart
    فصول 48
"کاش تنها نقطه ضعف نقشه ام رو پیش بینی می کردم. نقشه ای که باعث شد کاملا شیفتت بشم." تا اطلاع ثانوی اپ نمیشه~ Credit to the author: @Write_me227 This is the Persian edition of "It was all just a game" and I'm only translating this masterpiece! "فقط ترجمه میکنم و صاحب این بوک نیستم."
pretty boy (Persian Translation) بقلم StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    مقروء 438,058
  • WpVote
    صوت 70,428
  • WpPart
    فصول 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1