Alyarainnn
31 stories
revenge by chicaa_010
chicaa_010
  • WpView
    Reads 584
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 10
انتقام گرفتن ؟ شاید از هرکس و توی هر زمانی نشه انتقام گرفت ، شاید طمع اینکه دلمونو ذره ای خنک کنیم نتیجه برعکس بده .... کی میدونه ؟! 《 : ماریا ؟ رها کردن سخت بود ؟؟ سوالی که حال از او میپرسیدند ساعت ها پاسخ برای گفتن داشت ، کلی حرف برای گفتن بود ؛ با تمام وجود میخواست بگوید : - نه به اندازه ی نگه داشتن چیزی که واقعی نبود ! اما انگار صدایش تمام شده بود ... التماس ها و هق هق ها ؛ ..... تمام صدایش را ربوده بودند و اکنون دلش چشمانی را میخواست که مانند گذشته در آن ها نگاه کند ، اما آنقدری به بی‌رحمی خداوند اعتقاد داشت که بداند در این دنیا هم آغوش گرم معشوقش را نخواهد یافت .... 》 * قرار نیست اونطوری که انتظار داری شروع بشه و همینطور به پایان برسه *
Lullaby | لالایی by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 1,058
  • WpVote
    Votes 220
  • WpPart
    Parts 6
چی میشه اگه آیدلی که از میگرن رنج می بره، گذرش به کافه ای بخوره نزدیک لوکیشن جدید کمپانی و باریستا براش قهوهای درست کنه که درمون سال ها سردرد وحشتناکش باشه؟ چی میشه اگه اون باریستا مرد قد بلند و زیبایی باشه که روحشم خبر نداره مشتری جدیدش کیه و چیکاره است؟ Couples: Hyunlix, Chanho (Minchan), Changbin x Irene Genre: Romance, Smut, Slice of life
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 62,934
  • WpVote
    Votes 7,490
  • WpPart
    Parts 23
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
 hyunlix :  blood lake's swan by ilianse
ilianse
  • WpView
    Reads 16,221
  • WpVote
    Votes 2,279
  • WpPart
    Parts 41
// pheredie's. ‹‹ من زاده‌ی ذهن‌تم، عروسکِ جلاد من، هیچوقت واقعیتی رو توی داستان تو اشغال نکردم، من هیچوقت، وجودیتی تایید شده بجز آینه‌ی چشم‌های تو نداشتم. با این حال، من برای تو تلاش کردم. من هر چقدر بی‌رحم، چیزی هستم که بهش احتیاج داشتی و داری، حتی اگر یک لیلیِ پژمرده‌ی احاطه شده با لجنِ مرداب مغزت باشم، من احتیاجِ تو هستم. ›› - یک پرونده‌ی پیچیده‌ی جنایی، از قتل خانواده‌ی بالرین لی‌فلیکس شروع می‌شه و با آلوده شدن دست‌های امن هوانگ هیونجین به خون انسان‌هایی که نباید، ادامه پیدا می‌کنه، هیونجین موفق می‌شه عروسکِ شکسته‌ی صحنه‌ی ترک خورده‌ی زندگی‌ش رو جایی که باید برگردونه؟ درست بین بازوهاش، برای تامین امنیتی که به خطر افتاده. : hyunlix ,, chanin action . horror . harsh . psycologiy . smut
Metanoia | Kookmin + Sope by Asprishd
Asprishd
  • WpView
    Reads 87,417
  • WpVote
    Votes 16,378
  • WpPart
    Parts 36
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد. آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین... ولی زمان چی؟ Highest ranking #1 in humor Highest ranking #3 in کوکمین Highest ranking #3 in سپ
𖧷13 SECONDS A DAY𖧷 by purplimmo
purplimmo
  • WpView
    Reads 1,724
  • WpVote
    Votes 305
  • WpPart
    Parts 4
«سیزده ثانیه در روز» دستم را توی دستِ در هوا مانده‌اش گذاشتم و من تازه فهمیدم وقتی که هیچ خاک و خونی بین دست‌های‌مان نیست، گرفتن آن‌ها را برای مدت طولانی‌تری می‌خواهم، برای تا غروب، تا یکشنبه، تا ماه می. برای تا هر غروبِ هر روزِ یکشنبه‌یِ هر ماه می و کاش هر روز، به همین روال بود. 𖧷 NAME : 13 SECONDS A DAY 𖧷 WRITER : IMMO 𖧷 COUPLE : TAEKOOK 𖧷 GENRE : HANAHAKI, ROMANCE, SLICE OF LIFE 𖧷 UP : MONDAYS.
Let's Play  by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 20,465
  • WpVote
    Votes 2,356
  • WpPart
    Parts 7
←[کامل شده]→ پسرها حوصلشون سر رفته بود؛ پس تصمیم گرفتن هشت نفری یک بازی متفاوت انجام بدن. بازی که اگه توش می‌باختی جریمه‌ی سنگینی داشت... حالا سناریوی بازی چی بود؟ هیچی! فقط میخواست یکی از فن‌فیکشن‌های واتپد رو انتخاب کنی و خودت رو جای کاراکتر بذاری. به نظرتون چه کسی برنده میشه؟ ~°{با هنرمندی اکثر کاپل‌ها} ~°ژانر: کمدی، فلاف، ریل لایف(Canon)، رومنس ~°به قلم: اقیانوس
M͟͟͟͞͞͞y͟͟͟͞͞͞ P͟͟͟͞͞͞a͟͟͟͞͞͞n͟͟͟͞͞͞a͟͟͟͞͞͞c͟͟͟͞͞͞e͟͟͟͞͞͞a͟͟͟͞͞͞ by shirumine
shirumine
  • WpView
    Reads 2,547
  • WpVote
    Votes 440
  • WpPart
    Parts 11
🄷🄰🄿🄿🅈 🄷🄰🄻🄻🄾🅆🄴🄴🄽  Genre: Magical, Fluff, Fantasy هیونجین اسکیت برد سوار ملی کره که برای اجرای برنامه ی هالووین به سیدنی سفر میکنه... | اتفاق یا سرنوشت؟ حقایق نهانی که روزی اشکار می‌شوند |
𝑷𝒊𝒂𝒏𝒐 𝒐𝒇 𝒍𝒊𝒇𝒆 by liiayano
liiayano
  • WpView
    Reads 64,610
  • WpVote
    Votes 7,065
  • WpPart
    Parts 42
~پیانوی زندگی~ Couple: Hyunlix, changlix,minsung Genre:Romance,drama,Angst,school life داستان حول زندگی لی فلیکس، احساسات و افکار اون میچرخه...نوجوون ۱۸ ساله ای که توی کافه مون لایتِ عزیزش زندگی میکنه و هرروز برای در و دیوار از احساسات بی پایانش به هوانگ هیونجین، همکلاسی جذابش میگه...ولی ایا همه درد و رنج زندگی فلیکس از نبودن هیونجین نشات میگیره؟یا شاید بودنش نیازه تا بتونه اون درد ها رو نادیده بگیره؟ایا فلیکس تنها کسیه که داره درد میکشه؟این درد قراره چطوری به پایان برسه؟ ~عشق یه طرفه وقتی سخت تر میشه که میدونی یکی دیگه رو دوست داره و اونجاست که حس میکنی کافی نیستی...اونجاست که تحملش خیلی سخت تر میشه...اونجاست که واقعا درد داره و قلبت فشرده میشه ~شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر . . . شخصیت من چیزیه که من هستم. اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو کی هستی...جوابتو گرفتی؟ ~فکر میکنی ایجاد کردن زخم های جدید کمک میکنه زخم های کهنت رو فراموش کنی؟ ~فکر میکردی ازش خلاص شدی،فکر میکردی تموم شده،فکر میکردی دفنش کردی،فکر میکردی ریشه کن شده...ولی هیچ وقت از بین نرفت...همیشه اونجا بود...و تو خودتو گول زدی و چشماتو بستی و فکر کردی که اگه نادیده بگیریش از بین میره...تو فقط من بدبختو وارد بازی کثیف بین مغز و قلبت کردی فلیکس‌!
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 241,227
  • WpVote
    Votes 34,518
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫