Vkook¹
116 storie
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* di melish00k
melish00k
  • WpView
    LETTURE 195,739
  • WpVote
    Voti 23,855
  • WpPart
    Parti 60
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
روستای هائو Hao Village di faeze615
faeze615
  • WpView
    LETTURE 1,016
  • WpVote
    Voti 182
  • WpPart
    Parti 19
[تکمیل] ​«هائو» روستایی دنج در جنوب کره ؛ که قرار بود پناهگاهِ پسری باشد که از چنگال یک دیوانه فرار کرده بود اما عشق، بی مقدمه سر از زندگیش درآورد. و وقتی سایه‌ی شومِ گذشته با بوی بنزین و شعله‌های آتش به آستانه‌ی خانه‌ رسید، مرز بین فداکاری و نابودی فرو ریخت. couple: VKOOK - YOONMIN Genre: Crime - Romance - smut⁺¹⁸
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو di vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    LETTURE 351,530
  • WpVote
    Voti 29,524
  • WpPart
    Parti 37
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
4427 di EUGENIEandDANIYAR403
EUGENIEandDANIYAR403
  • WpView
    LETTURE 309,770
  • WpVote
    Voti 26,325
  • WpPart
    Parti 47
وضعیت: پایان یافته❤️ جئون جونگکوک سارق چیره‌دستی که به نظر احمق میاد به خواسته خودش دستگیر میشه و وبه زندان میره، و اونجا امپراطوری خودش رو برپا میکنه، چطوری؟ قطعا همه‌ی زندانی ها به گنده ترین سارق کره احترام میگذارند! البته بجز یک نفر! کیم تهیونگ رئیس باند قاچاقی که برخلاف میلش دستگیر شده و در تلاشه که یه جوری از زندان بیرون بره... تهیونگ یک عمر به باند خودش که بعضی‌هاشون توی زندان همراهش اند دستور داده و براش سخته زیر سلطه‌ی یه دزد احمق بره! 🔞💲👣🕷 کاپل های فیک به ترتیب: تهکوک، نامجین، یونمین هستند #action #fanfiction #taekook #vkook #mafia # smot #mystery
Love At School ❢ Vkook di Zargoli
Zargoli
  • WpView
    LETTURE 1,251,195
  • WpVote
    Voti 147,201
  • WpPart
    Parti 42
《عشق در مدرسه》 -فکر کنم باید سگم بشی.. +سـ..سگ؟! #Vkook =♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡ -یادت رفته خودت خوردی به من و وقتمو گرفتی؟ +خب الان چیکار کنم؟ پول وقتتو بهت بدم؟ -نه! در ازاش باید وقت خودتو بهم بدی.. #Yoonmin ♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡=♡ جئون جونگگوک انتقالی و بورسیه شده یه مدرسه گرون، فکر میکرد فقط قراره درس بخونه تا بتونه یه دانشگاه خیلی خوب قبول بشه، غافل از اینکه دردسری به اسم کیم تهیونگ انتظارش رو می‌کشید. کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین/نامجین ژانر: مدرسه ای/روزمره/رمنس وضعیت آپ: کامل شده
𝐇𝐚𝐩𝐩𝐢𝐞𝐫 | 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 di amir_vkook
amir_vkook
  • WpView
    LETTURE 176,197
  • WpVote
    Voti 21,723
  • WpPart
    Parti 34
• 𝐍𝐚𝐦𝐞 : 𝐇𝐚𝐩𝐩𝐢𝐞𝐫 • 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 • 𝐎𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐬𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭 • 𝐆𝐧𝐫𝐞 : 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 , 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 𝐤𝐢𝐧𝐤 , 𝐬𝐦𝐮𝐭 , 𝐡𝐚𝐩𝐩𝐲 𝐞𝐧𝐝 « کیم تهیونگ فکر نمیکنی برای رئیس مافیا بودن زیادی مهربون و سافتی ؟ » _ اشتباه نکن ، این رفتار رو فقط با کوکی خودم دارم ‌ ‌_ حالا دیگه تو کاملا مال کیم تهیونگ شدی بیبی بوی purple you ✨🦋💜
Jade Halo [vkook] di Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    LETTURE 332,279
  • WpVote
    Voti 55,196
  • WpPart
    Parti 79
- این‌ها همه‌اش تقصیر خودته. من فقط می‌خوام مال تو باشم، درست مثل لباس‌هایی که تن گرمت رو هرروز توی آغوش خودشون می‌گیرند. ولی تو این اجازه رو بهم نمیدی و من هرروز، به محض باز کردن چشم‌هام از خودم می‌پرسم که اگه مال تو نباشم، پس مال کی باید باشم؟ ژانر: امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ( فصل چهارم و پنجم) - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
𝐒𝐄𝐂𝐑𝐄𝐓 × VKOOK di HowtNotie
HowtNotie
  • WpView
    LETTURE 737
  • WpVote
    Voti 28
  • WpPart
    Parti 5
تهیونگ بعد از این‌که تونست از قتل‌عام بزرگی که توی امارت پدریش رخ داده بود جون سالم به در ببره، رویا‌های شیرینش رو رها کرد و جایگاه پدرش رو به‌دست گرفت. جایگاهی که تمام عمر ازش گریزون بود، ولی در عرض یک شب تبدیل به تنها مسیری شد که اون رو به هدفش برسونه! همه چیز پر از ابهام بود تا زمانی که با جئون جونگ‌کوک پسری از تبار تاریکی آشنا شد... 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝗠𝗮𝗳𝗶𝗮, 𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗞𝗶𝗻𝗸𝘆, 𝗦𝗺𝘂𝘁 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗔𝘆𝗱𝗮
Satan's child | Vkook ( فرزند شیطان ) di red22cherry
red22cherry
  • WpView
    LETTURE 14,733
  • WpVote
    Voti 5,880
  • WpPart
    Parti 44
🚫🚫 هشدار 🚫🚫 کوچولو ها مواظب باشن 🔞🦋 همون تهیان خودمونه😈 ... ریپورت شده بودم لاولی ها دورانِ ترسناک و سیاهی در حال شکل گیری بود تمامی ادیان از بین رفته بودند و مردم به هیچ یک از خدایان اعتقاد نداشتند ظلم ، قتل ، خشونت و تعرض کمترین کاری بود که با یکدیگر می‌کردند زن ها و دخترها مورد تعرض شدید مرد ها قرار می‌گرفتند هر کس که قوی تر بود زنده میموند و ضعیف تر ها زنده از میدان نبرد خارج نمی‌شدند در این دوران کلیساها بسته شده بودند و برخی هم آتیش گرفته بودند و در نتیجه کشیش ها تصمیم گرفتند تا اعتقاد مردم به خدایان را بازگردانند ، اما چگونه ؟! تصمیماتی زیادی گرفته شد ، اما هیچکدوم عملی نشدند انسان هایی که طعم خشونت و خون ریزی رو چشیده بودند حاضر به بازگشت به خدایان نبودند پس در نهایت ، فقط به یک تصمیم سخت رسیدن تولد فرزند شیطان فقط وجود شیطان باعث بازگشت مردم به خدایان میشد و این تولد فقط به یک روش قابل انجام بود ‌.... ارتباط جنسی یک گرگ نر با انسان مونث تنها فرزند یه گرگ به شیطان تبدیل می‌شد این آزمایش شروع شد ... به امید تولد فرزند ذکور شیطان .... ««««««««««»»»»»»»»»»» ژانر : عاشقانه ، تخیلی ، اسمات ، هیجان انگیز و اندکی انگست ، هپی اند کاپل : ویکوک 🐻💜 روزهای آپ : پنجشنبه ها
TRAPOCADE di valeriaMee
valeriaMee
  • WpView
    LETTURE 1,881
  • WpVote
    Voti 335
  • WpPart
    Parti 53
کیم تهیونگ، پسری که باهوشه و از بچگی توی دزدی و خلاف استعداد عجیبی داشته. چی میشه اگر بانک مرکزی سئول رو بزنه و پرونده اش بیوفته دست بهترین سرهنگ سئول، کیم لیم یونگ که از قضا پدر تهیونگ هم هست؟ در آینده چه راز هایی کشف میشه؟ شایدم کیم تهیونگ با کسی وارد ماموریتی بشه که کلا سرنوشتش رو تغییر بده؟! کسی چه میدونه؟ شاید اونقدارا هم زندگی بهش اسون نگیره! شاید زهر حقیقت بیشتر از تحمل اون ها باشه... حقیقتی که تا الان پنهان شده! برشی از داستان: " با بی خیالی همیشگی اش کارت مخصوصش را نشان بادیگارد کنار در داد؛ هویتش تایید شد، دست هایش را داخل جیب شلوار جینش برد، قدم زنان به سمت اتاق رفت و در را پشت سرش بست،همین که سرش را بالا آورد با مروارید هایی که منبع اکسیژنش بود روبه رو شد. زمان متوقف شد، خون در رگ هایش یخ زد و نفس کشیدن را از یاد برد. با چشم هایی لرزان به آن مروارید های مشکی و ناامید نگاه کرد. وحشت تمام وجودش را فرا گرفته بود چون اتفاقی که قرار بود تا چند لحظه ای دیگر برای دانه‌‌برفش بیوفتد مشخص نبود و این فقط او بود که میتوانست سرنوشتش را مشخص و تایین کند..." ژانر: جنایی، رازآلود، دارک، رمنس، اسمات،هیجانی کاپل: تهکوک، یونمین نویسندگان: لیانا، والریا طراحان: ویلیام، شین زمان آپ : یک روز در هفته