Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤
❌Complete❌
ژانر : اجتماعی _رومنس
#1 stylinson #2 larry #3 louisandharry
#20 onedirection &...💙💚
وقتی بین دوست داشتن و عشق فاصله ای نیست اما
تفاوت زیادی بین این دو کلمه اس
مثلث عشقی دو قلوهای استایلز 💚💙💚و لویی
این یه داستانه برای لرری (لدوارد) شیپر ها لذت ببرید.
#larrystylinson
#larry
#stylinson
_نایل؟حالت خوبه؟من صدای داد شنی...
هری سرشو بالا اورد
و پسر با دیدنش انگار کلماتش رو از یاد برد
_تو...
اون با شوک زمزمه کرد
+لو..لویی...!؟
~roji tommo
2 in fanfiction🖇
1 in larrystylinson🖇
1 in harrytop🖇
1 in harrystyles🖇
و عشق،
بی هیچ ریشه ای،
می روید در قلبِ تو...
بی هیچ نجوایی،
فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت...
___
اواخر قرن هجده میلادی.
سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت...
و جرقه ی عشقی نافرجام.
بهار97
❌Original Name: Hoping This Cold Blue Water Scrubs Me Clean And Spits Me Out Again❌
"بمون" هری با ناامیدی زمزمه کرد و لب هاش رو به شقیقه ی لویی چسبوند، طوری که انگار میتونه دردی که اونجا رشد میکرد رو تسکین بده. ولی اون نمیتونه درد رو متوقف کنه، و مهم نیست که چه قدر تلاش کنه... اون نمیتونه کاری کنه که لویی بمونه.