قطعا ارزش خوندن دارن!
72 stories
Teach Me | یادم بده by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 89,949
  • WpVote
    Votes 9,516
  • WpPart
    Parts 24
فلیکس 17 ساله برای اینکه بتونه کراشش رو تحت تاثیر قرار بده، از دوست صمیمی برادر بزرگش میخواد تا بهش یاد بده چطوری اون پسر رو خوب ببوسه. Couple: Hyunlix Genre: Fluff, Smut
SWEET DREAM | KOOKV [VKOOK] by imcalix_
imcalix_
  • WpView
    Reads 253,859
  • WpVote
    Votes 28,187
  • WpPart
    Parts 55
-Completed رویای شیرین❄🌨 انگشت‌های بلندش به نرمی دور کمر باریک مرد حلقه شد و پوست بیرون زده از پیراهنش رو نوازش کرد، در حالیکه از گردنش عطر تلخ و قهوه‌ی همیشگیش رو نفس می‌کشید، زمزمه کرد: _تو منو آبی می‌کنی... دمِ عمیقی گرفت و رد لب‌های داغش رو روی شاهرگش به جا گذاشت و از لرزش مرد توی آغوشش، نوازش انگشت‌هاش رو به روی مهره‌‌ی کمر و شیارهای بیرون زده‌اش رسوند و ادامه داد: _ تو باعث می‌شی من عاشق این "غم" بشم. Fic name: رویای شیرین Couples: کوکوی/ویکوک Genres: درام، انگست، رمنس، نقد اجتماعی، اسمات، روزمره Writer: calix
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 63,295
  • WpVote
    Votes 7,957
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒
Uncle Jeon (Fake Chat) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 71,787
  • WpVote
    Votes 9,872
  • WpPart
    Parts 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.
ᴜɢʟʏ ʙᴏꜱꜱ by Rai_LaEl
Rai_LaEl
  • WpView
    Reads 52,724
  • WpVote
    Votes 7,981
  • WpPart
    Parts 15
「 ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇ‌ ✓」 「⌯ رئیس زشت - ǂ Ugly Boss 」 ↲کاپل: ویکوک ↲ژانر: فلاف / کمدی / اسمات / رمنس ↲نویسنده: Ravi ↲وضعیت: کامل شده 「⌯ جونگ‌کوک فقط باید دهنش رو می‌بست و به رئیسش، کیم تهیونگ نمی‌گفت خدا وقتی مست بوده تو رو آفریده!」 °•○●□■°•○° 「 - حیفه... چشم‌هاش رو با شکاکی تنگ کرد، از اینکه جونگ‌کوک مستقیما به پایین تنه‌اش خیره شده بود خوشش نمی‌اومد! _ چی حیفه؟ _اینکه خدا تمام زحمتش رو روی خلق دیک بزرگت هدر داده، سونبه‌نیم... . لب‌هاش رو آویزون کرد و دوباره به چشم‌های خمار شدهی تهیونگ خیره شد: _ باید ازش یه استفاده‌هایی هم بکنی... دسته بیل که نیست!」
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 596,214
  • WpVote
    Votes 56,534
  • WpPart
    Parts 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ 𝖠𝖴 : #OrangeStar 🍊 ࿔ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 ࿔ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 ⋅ 𝖲𝗆𝗎𝗍 ⋅ 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝗋𝖾𝗌 ⋅ 𝖽𝖺𝗂𝗅𝗒 ࿔ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖡𝗈𝗍𝖾 ࿔ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌: 𝖮𝗇𝗀𝗈𝗂𝗇𝗀 ⋆ چنل تلگرام: BlueeMondays
| 𝗠𝗲𝗿𝗶𝗻𝗮 | ᵛᵏᵒᵒᵏ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 31,776
  • WpVote
    Votes 3,660
  • WpPart
    Parts 6
{ وضعیت مینی‌فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } - چرا باید اشتباه سه سال پیشم رو جشن بگیرم؟ - چی...؟ - گفتم ازت خسته شدم! خدایا حالا دارم می‌فهمم وقتی تصمیم به ازدواج با آدم حوصله‌سربری مثل تو گرفتم، چه‌قدر احمق و سطحی‌نگر به نظر می‌رسیدم. نگاه بُهت‌زده‌ی جونگ‌کوک اون‌ هم درحالی‌که بدون هیچ حرفی فقط جلوی لرزش نامحسوس لب‌هاش رو می‌گرفت و تندتند پلک می‌زد تا از جوشش اشک‌های احتمالی جلوگیری کنه، باعث سقوط چیزی تو قلب پسربزرگ‌تر شد. خب، تهیونگ ابداً تصور نمی‌کرد سوپرایزی که واسه سالگرد ازدواجشون تدارک دیده، همسرش رو تا این حد به‌هم بریزه! [ ورژن اصلی! ] ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ Couple: vkook / namjin / yoonmin Genre: 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖿𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗂𝗍𝗒 𝗌𝗁𝗈𝗐، 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍 author: 𝖼𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ - پی‌دی‌اف فول‌پارت در تلگرام قرار گرفته. - Telegram: @cityofcrazypeople
Moon & Sun [Yoonmin]~|completed  by R_BlueWriter
R_BlueWriter
  • WpView
    Reads 82,957
  • WpVote
    Votes 13,903
  • WpPart
    Parts 23
↴ేخلاصه یک روز صبح خبر قرار گذاشتنِ پارک جیمین، آیدل روکی صنعت کیپاپ و مین یونگی، محبوب ترین روانشناس کره...مثل بمب توی رسانه ها ترکید! و حالا زوج ما قرار بود چطور این آشوب رو بخوابانند؟ ~\داستانی جهت ساخت حس خوب و اکلیلی/~ •●•●•●•●•●•●• 🌊ే نام ⪼ 『ماه و خورشید -- Moon & Sun』 🐬ే کاپل ⪼ یونمین 📘ే ژانر ⪼ توییت، فیک چت، رمنس، انگست به مقدار لازم، فلاف، هپی اند 🦋ే نویسنده ⪼ بلو رایتر 📭ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 424,539
  • WpVote
    Votes 42,880
  • WpPart
    Parts 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
Mania AU by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 62,749
  • WpVote
    Votes 9,968
  • WpPart
    Parts 17
همه‌ی ماها روزانه صدها نفر رو می‌بینیم، از کنارشون رد می‌شیم، باهاشون برخورد می‌کنیم و شاید حتی چند لحظه‌ی کوتاه چشم‌تو‌چشم بشیم و بعد خیلی عادی انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده از کنار هم می‌گذریم؛ بدون اینکه همدیگه رو به‌یاد بیاریم. اما تا حالا شده یک نفر رو فقط برای چند لحظه‌ی کوتاه ببینید و دیگه تا عمر دارید از خاطرتون پاک نشه؟ انگار که ذهنتون به‌طور خودکار از اون آدم عکس می‌گیره و به‌جای ثبت‌کردن توی افکار گذراتون، اون رو توی صندوقچه‌ی قلبتون نگه‌می‌داره. شاید این یک تعریف از عشق هم باشه؛ همون جمله‌ی معروف که می‌گن: عشق در نگاه اول... Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv AU Genre: Chat story, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut