Loveloveloveloooove
8 stories
𝐅𝐨𝐫𝐬𝐞 𝐈𝐧 𝐔𝐧𝐚𝐥𝐭𝐫𝐚 𝐕𝐢𝐭𝐚 [𝐋.𝐒] by lenferneutre
lenferneutre
  • WpView
    Reads 1,433
  • WpVote
    Votes 269
  • WpPart
    Parts 6
_به من نگاه کن. به من نگاه کن هری.. من یه غم و درد زنده ام، ولی تورو کنار خودم نگه میدارم. مراقبتم.. که غرق کثافتم نشی! _تو مُردی لویی.. متاسفم دارلینگ، اما حالا این غم و درد متعلق به منه.
strong(persian translation) by larents_fanfics
larents_fanfics
  • WpView
    Reads 96,152
  • WpVote
    Votes 10,790
  • WpPart
    Parts 35
"ه-هری لطفا" گریه میکردم و دستامو به حالت دفاع جلو صورتم نگه داشتم.چشماش تیره شده بود مچ دستامو محکم گرفت به چسبوند به دیوار نفسش به صورتم میخورد و بوی گند الکل از دماغم بالا میرفت "خفه شو!" ناخونای کوتاهشو تو بازوم فرو کرد و از درد لرزیدم ولم کرد و به جاش یه مشت از موهامو گرفت..پرتم کرد رو زمین و از درد فریاد زدم اشک توی چشمام داشت جمع میشد و من محکم پلکامامو رو هم فشار دادم... "پاشو..." سریع چشمامو باز کردم و به زحمت روی پاهام وایسادم... تی-شرتمو گرفت تا منو به خودش نزدیک تر کنه و خم شد که همسطحم بشه چشاش مستقیم تو چشمای من خیره شده بودن و داشتن اتیششون میزدن حس کردم سرما از ستون مهره هام پایین رفت،لبمو از ترس گاز گرفتم "چند بار باید بهت بگم؟ تو.مال.منی"
Can't feel my face (l.s persian translation) [Completed] by ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Reads 72,412
  • WpVote
    Votes 10,643
  • WpPart
    Parts 33
" من گی نیستم! " به پاپاراتزیایی که دورم جمع شده بودن با داد گفتم. " بیخیال هری ، ما عکسارو دیدیم! " یکی از پاپا داد زد. " اون فگوت منو بوسید! " قبل از بوق زدن ماشین منم با داد بهش گفتم. اونا نمیتونن بدونن،من ضعیف دیده میشم و نمیتونم اینجوری باشم نه قبل از بزرگترین مسابقه م.
illegal|l.S by nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    Reads 124,923
  • WpVote
    Votes 24,796
  • WpPart
    Parts 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Style (zouis mpreg) by Yas_stylik
Yas_stylik
  • WpView
    Reads 713
  • WpVote
    Votes 132
  • WpPart
    Parts 2
(Persian Translation) این دنیا پر از چراغ های چشمک‌زن و لبخندهای زیباست. تاحالا شده به این فکر کنی که همشون الکی‌ بودن؟ این درباره من و توعه، ما چیزی بیشتر از اونی که چراغ های چشمک‌زن درباره‌مون میگن نیستیم. ما حقیقتو میدونیم، ولی کس دیگه ای نمیدونه. پس میشه یه لطفی در حقم بکنی و تظاهر کردن رو تموم کنی؟
He Was Blue by Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Reads 280,127
  • WpVote
    Votes 25,322
  • WpPart
    Parts 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
relax  (ترجمه ) by elinah111
elinah111
  • WpView
    Reads 112,722
  • WpVote
    Votes 10,127
  • WpPart
    Parts 44
عاشق دشمن شدن بخشی از برنامه نبود این قرار نیست پایان خوشی داشته باشه
i am the boss (ziam)  by devil_tommo91
devil_tommo91
  • WpView
    Reads 860
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 1
خب سلام گایز حالتون خوبه؟ ^^ این اولین اپ من میشه توی واتپد و امیدوارم حمایت بشه ازش خب عارضم خدمتتون که زیامه:) *وی لری شیب میکند* و ازونجاییم که سعی دارم بترکونم اینو تعداد شخصیت ها محدوده تا بتونم حسابی حرصتون بدم😂😂🍭 و خب تایم خاصی رو براش در نظر نمیگیرم و نمیدم که بدقولی نشه و یسری از دوستان هم دیده بودن که توی تل شروع کردم نوشتن خب اون کلا عوض شد یعنی داستانو تغییر دادم بنابراین دلتون خوش نکنید😂 ژانر فن فیک ام پرگ هستش واسه اونایی که نمیدونن (که بعید میدونم ندونن) یعنی بارداری اقایون که مرد هایی که تو این دستع قرار میگیرن مثل خانوما قابلیت حاملگی دارن و این که ما اینجا شخصیت سادومازوخیست داریم(لیام) که خب حرکات تعریف نشده انجام میده😂🙂 ولی بی دی اس ام نیست مقدمه میدم^^