دو نفری که ریدن به زندگیم
2 historias
Here you are  [z.m_l.s] por rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    LECTURAS 129,219
  • WpVote
    Votos 16,638
  • WpPart
    Partes 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
Forgive me sunshine [Completed] por iarmiie
iarmiie
  • WpView
    LECTURAS 45,524
  • WpVote
    Votos 4,775
  • WpPart
    Partes 62
"-مطمعنى كه پشيمون نميشى اگه همه چيز و فراموش كنى؟ +وقتى آسمون پر ابر ميشه روشنايى نميتونه مسيرش و پيدا كنه ليام..." ليام پين سرگرد بيست و شش ساله اداره اگاهي و زين مالك يكى از بهترين معمارهاى لندن،سرنوشت اونها رو تا مرز جنون ميبره و در نهايت لذت براشون ابرهاي سياه و بوجود مياره اونا ميتونن ابرهارو ناپديد كنن و اسمون آبى و ببينن؟! ليام ميتونه همه چيز و فراموش كنه و زندگي جديدشو شروع كنه؟ زين با گذشته ليام كنار مياد؟