میخوام بخونم
43 kuwento
Rumors Larry Stylinson ni _wh0re4books_
_wh0re4books_
  • WpView
    MGA BUMASA 42,499
  • WpVote
    Mga Boto 852
  • WpPart
    Mga Parte 25
{COMPLETED} Harry Styles- the single worst person alive according to Louis Tomlinson an English singer. In everybody's eyes he's the perfect man, good looks, good job good, everything but in reality he's a prick. He's rude and obnoxious. Louis Tomlinson- the single worst person alive according to Harry Styles a male model. In everybody's eyes he's the cutest man, great looks, great job, great everything but in reality he's the complete opposite. What happens when they both are set to fake date for better publicity. Where will that take their relationship?
The Surrogate 2 ni itstilliswhatitis
itstilliswhatitis
  • WpView
    MGA BUMASA 8,796
  • WpVote
    Mga Boto 585
  • WpPart
    Mga Parte 10
When Lottie announced that the was going to be a surrogate for a gay guy at work Louis was not impressed. When he got to meet Harry his world turned upside down but Louis wasn't ready to have a baby... Some smutwarning! This is Louis' pov. Harry's pov is called The Surrogate.
We're Back || L.S. || 1D Reunion || ✅ ni CarolinaGirl16628
CarolinaGirl16628
  • WpView
    MGA BUMASA 157,728
  • WpVote
    Mga Boto 3,753
  • WpPart
    Mga Parte 41
Louis and Harry got together around their second year as a band. They fought against management to try and be out, but since the band had gone on there hiatus they were allowed to do just that. But it's not easy if Harry had mysteriously broken up with Louis Eighteen months later and the band is getting back together. The two boys will have to face each other, not knowing their sides of the story. What will happen? Will Harry learn that he just can't stay away? Or will Louis learn it is better this way? Started : August 25th, 2020 Completed : February 3rd, 2021 ranked #192 in Larry ranked #84 in larrystylinson 6-16-21
Him & I [L.S] ni bhr_abl
bhr_abl
  • WpView
    MGA BUMASA 15,113
  • WpVote
    Mga Boto 4,172
  • WpPart
    Mga Parte 59
[complete] از تلاش برای برگردوندن پسر، دست برداشته بود. اون فقط وقتی خودش میخواست، برمیگشت؛ تو خواب ها و رویا ها و آشنا پنداری های در هم شکسته. مثلا وقتی لویی به سمت محل کارش رانندگی میکرد، یهو چشمش می‌افتاد به پسری قد بلند با مو های فرفری که کنار خیابان ایستاده. برای لحظه ای نفس گیر، میتونست قسم بخوره که خودِ خودشه. بعد متوجه میشد که موهای این پسر بیشتر قرمزه تا شکلاتی... و سیگاری روشن کرده.. و تازه تیشرت سکس پیستولز رو هم پوشیده. هری از سکس پیستولز متنفر بود. هری... پشت سرش بود،تا لحظه ای که سرش رو برمیگردوند. کنارش دراز کشیده بود، تا لحظه ای که از خواب بیدار میشد. باعث میشد دیگران خسته کننده تر و بی روح تر به نظر برسن و هیچ کس به اندازه کافی، خوب نباشه. هری همه چیز رو خراب میکرد. هری رفته بود. و لویی از برگردوندنش دست برداشته بود
My Son (LARRY & ZIAM) Complited ni ParniyaDarabi9
ParniyaDarabi9
  • WpView
    MGA BUMASA 61,752
  • WpVote
    Mga Boto 10,371
  • WpPart
    Mga Parte 52
به پسر کوچولوش که سرش رو پایین انداخته و چشمای آبیش رو نمی‌تونست ببینه،سرش رو بالا آورد و بوسه‌ای روی پیشونیش گذاشت هری:باید پسرم بمونه اینجا لویی با اخم به سمت اونا میره و بعد از اینکه هری رو هول میده اخمی میکنه لویی:بعد از ۲۰ سال برگشتی با پسر احمقت که مثل عقب‌مونده‌ها می‌مونه و حتی نمی‌تونه حرف بزنه و می‌خوای بندازیش گردن من..
Haunted (L.S) completed  ni 00Libraaaaa
00Libraaaaa
  • WpView
    MGA BUMASA 10,770
  • WpVote
    Mga Boto 2,463
  • WpPart
    Mga Parte 22
Completed ۱۹ژوئن سال ۱۹۲۴ در دهکده کوچکی در نزدیکی شهر لندن خانواده تاملینسون به طرز وحشیانه ای به قتل رسیدند طبق گفته یک شاهد آن شب دو مرد خانه تاملینسون را ترک کردند اما هرگز پیدا نشدند. بعد از قتل چند نفری ادعا کردند که پسر کوچک خوانواده را دیده اند خانه تا ۹۰ سال خالی بود تا اینکه زوج استایلز به همراه دو فرزند خود یعنی هری و جما به خانه نقل مکان کردند . (هپی اند ) (ژانر : تخمی تخیلی، اندکی وحشت ، عاشقانه های لو و هزا ) 《Libra》
Flames [L.S] ni cavolot91
cavolot91
  • WpView
    MGA BUMASA 27,537
  • WpVote
    Mga Boto 5,389
  • WpPart
    Mga Parte 42
"یادته چی بهت گفتم؟ شعله ها...یا گرم میکنن ، یا همه چیز رو برای همیشه ، تبدیل به خاکستر! حالا...بهم بگو! چرا جفتمون رو سوزوندی؟"...
New start [l.s] ni Ares_kavar
Ares_kavar
  • WpView
    MGA BUMASA 40,844
  • WpVote
    Mga Boto 9,448
  • WpPart
    Mga Parte 77
وقتی که هریت استایلز فراری از قرار ها و مرد هاست اولین روز کاریش به عنوان مدیر مدرسه رو اغاز میکنه که البته قرار نیست خیلی جذاب باشه با وجود فردی تامیلنسون! و اونجایی که بعد چندبار صبر هریت تموم میشه و به لیزا تامیلنسون زنگ میزنه برای بازخواست پسر کوچولوش.... این یه شروع جدید میتونه باشه؟... اسمش مشخصه...نیو استارت! شروع جدید..برای همه ادما وجود داره توی هر سنی،شغلی،شخصیتی...همه یه شروع دوباره لازم دارن یه شروع جدید برای ادامه دادن یه شروع جدید بعد از خستگی ای که در کردن... مخلوق های منم همینن،از بزرگ تا کوچیک،از نقش اصلی تا نقش فرعی...یه شروع جدید دارن و هرکدومشون به نحوی شروع جدید دیگری رو میسازه... 1400/5/26...شروع جدید ما بود... و شروع جدیدترمون؟...1400/12/13
Dream [L.S] ni itsidda
itsidda
  • WpView
    MGA BUMASA 7,980
  • WpVote
    Mga Boto 2,236
  • WpPart
    Mga Parte 8
•completed•شاید یکی از بزرگترین تراژدی زندگی این باشد که معمولا کسانی که می توانند عشق را به بهترین شکل ممکن در کنار هم تجربه کنند سر راه هم قرار نمی گیرند. Larry stylinson
Louten~[L.S] ni larry_diary
larry_diary
  • WpView
    MGA BUMASA 78,329
  • WpVote
    Mga Boto 17,920
  • WpPart
    Mga Parte 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.