"مـرد کوچـک من"
سهـون، پسری که با قدرت خاصی از کمای پونزده سالهاش بیـدار میشه و معشوقـی رو که در بُعـد قبلیِ زندگیـش به طرز دردناکی از دست داده، ملاقات میکنه. فکر میکنید سهـون میتونه از معشوقش در این بُعـد از زمان محافظت کنه یا باید این بُعـد رو هم رها و برای محـافظت از معشوقش به بُعـدهای دیگهای از زندگیش سـفر کنه؟
. MAIN COUPLE: SEKAI.
. SIDE COUPLE: CHANBAEK.
. GENRE: ROMANCE. FANTASY. ANGST.
. RATE: +18
. COMPLETED FAN FICTION
. SINCE: 5 JUL 2020
. TO: 6 FEB 2022
هروئینی که دست و پا درآورده، شیرهی درخت افرا و کره روی پنکیک، خدای من، بوی نون زنجبیلی و بلوط برشته. کای مثل تمام اینها اعتیادآور بود.
پوست تیرهش زیر نور کمِ ماه، کمی آبی شدهبود و دسته موی سرکشش دوباره روی پیشونیش افتادهبود.
زمزمه کرد "برنامه دارم برای یه مدت قابل پیشبینی آزارت بدم، فضایی کوچولو"
و دوباره لبخند گرمی تحویلم داد.
KAIHUN • CHANBAEK
Surfing in the 80s.
اوه سهون که به خاطر درسش توی اسکاتلند زندگی میکنه، به عنوان یه ماساژور👐🏻 حرفهای فعاله و زندگی خوبی داره..!
البته اگه عذابِ ماساژ دادن مردای چاق و پشمالوی اسکاتلندی رو در نظر نگیریم!
اون هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد که بخاطر لمسکردن بدن یه پسر برنزه بهم بریزه و با این جمله مواجه بشه: اگه خواستی بدونی چرا گونههات سرخ شده، باهام تماس بگیر‼️
🍿کاپل: کایهون/سکای (ورس)
🍟ژانر: روزمره، فلاف، اسمات
🍦نویسنده: @angelicpower
🍷چنل تلگرام: @AmorFiction
📝written : @Tootoo🐾
👬Couple : #sekai #taoris #chankai
🌐Genre : #daddykink #angst #romance
پیروی کردن از هوای نفس و نادیده گرفتن حقیقت زندگی!!!
اوه سهونی که برای جبران گذشته سیاهش، پسر بچه ای و قربانی میکنه و به دیو سَر کِش درونش، اجازه رشد کردن و میده...
تک شات شکلات خرسی🐻🍫
کاپل : سکای🌿
ژانر : روز مره، فلاف
بخشی از داستان :
- هیونگ، عمو اسمت رو با اموجی خرس و شکلات ذخیره کرد.
حرف جه هون باعث گرد شدن چشم های جونگین شد.
سهون سعی کرد نوع اسم ذخیره کردنش رو توجیه کنه.
- چرا که نه، اون هم خواستنیه، هم شیرینه، هم طبق تعریف های تو خوشمزه، پس اون شبیه یه شکلات خرسیه.
من تو چنل تلگرام یا جای دیگه ای شناخته شده نیستم پس خوشحال میشم اگه از داستان خوشتون اومد به دوستاتون هم معرفیش کنید.
📘 ژانر : درام⚡رمنس⚡ روانشناسی ⚡ انگست
📕کاپل : سکای⚡ کایهون ⚡ کریسبک ⚡ چانبک ⚡ سولی ⚡ شیوچن
🖋گاهی لازمه دیوونگی کنی. گاهی دیوونگی کردن، تنها چاره اته.
چاره ی من جونگین بود. باید دیوونه اش میشدم...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
📝#دیوونگی همون دلیلیه که من و هرروز صبح، برای گرم کردن شیرکاکائو به آشپزخونه میکشونه.
#عشق... شاید اون قرص هایی باشه که توش حل میکنم... 🌀
🔞هشدار🔞 محتویات این داستان برای زیر ۱۸سال و سن عقلی کمتر از ۲۵سال، مناسب نیست ⚠️
✔داستان کاملا براساس حقایق و علم روانشناسی نوشته شده.
✔متن هنوز ویرایش نگارشی نشده.