عنوان: سایرای🎴
ژانر: عاشقانه، جنایی، فانتزی، اسمات🎋
کاپل: چانبک، (شاید سورپرایز) 🩸
محدودیت سنی🔞
"خون! این دریاچه خون کف زمین از بدن منه! نمیتونم بفهمم دارم نفس میکشم یا نه. بدنم میلرزه. دهنم مزهی خون میده. یعنی مرگ همچین حسی داره؟ هیچ چیزیو نمیتونم واضح ببینم. اما هنوز صدای قاتلمو میشنوم..."
توی این روایت قراره براتون از تجربهی مرگ و زندگی دوبارهام بگم. بعد از کشته شدن اولین چیزی که به ذهنم میرسید انتقام گرفتن بود اما یه گره تو زمان... یه تصادف پیشبینی نشده همه چیزو عوض کرد. من بیون بکهیون، کیم جیهون سابق، اینجام تا براتون از تقدیر نه چندان معمولیم بگم...
(*سایرای: تو زبان ژاپنی چند واژهی مختلف برای توصیف "تولد دوباره" وجود داره و 再来 هم یکی از اوناس)
هروئینی که دست و پا درآورده، شیرهی درخت افرا و کره روی پنکیک، خدای من، بوی نون زنجبیلی و بلوط برشته. کای مثل تمام اینها اعتیادآور بود.
پوست تیرهش زیر نور کمِ ماه، کمی آبی شدهبود و دسته موی سرکشش دوباره روی پیشونیش افتادهبود.
زمزمه کرد "برنامه دارم برای یه مدت قابل پیشبینی آزارت بدم، فضایی کوچولو"
و دوباره لبخند گرمی تحویلم داد.
KAIHUN • CHANBAEK
Surfing in the 80s.