completed stories
106 mga kuwento
When I See U ni kaisa1998
kaisa1998
  • WpView
    MGA BUMASA 33,001
  • WpVote
    Mga Boto 6,083
  • WpPart
    Mga Parte 60
کاغذ های توی دستش رو روی میز پرت کرد و با صدای خیلی بلندی شروع کرد به داد زدن: _ تو یه احمقی! احمقی که هیچی حالیش نیست! حتی یه گزارش ساده رو هم نمیتونی بنویسی! این صدای رئیسش بود! رئیس کوتوله ای که با تمام خودخواهیش ؛ کارمند تازه واردش رو مجبور به انجام کار های عجیب غریب میکرد! اون هیچوقت حتی تصورش رو هم نمیکرد که روزی قراره ، توی همین اتاق و روی همین میز ؛ توسط کارمند احمق درازش به فاک بره ! و برای جلوگیری از پخش هرگونه شایعه و خبر ، مجبور باشه که قرار های بعدیشون رو توی خونه ی پدرش ؛ رئیس بیون بزرگ، بگذرونه ! ژانر : کمدی _ اداری _ اسمات * کامل شده *
The weakening of the exile of the moon ni MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    MGA BUMASA 11,352
  • WpVote
    Mga Boto 2,638
  • WpPart
    Mga Parte 42
میشه با همه‌چی جنگید؟! آره یا نه؟! با چه چیزهایی نمیشه جنگید؟! ترس؟! حس پوچی؟! عشق؟! چطور میشه چیزی که نمی‌شه باهاش جنگید رو شکست داد؟! وقتی هیچی نیست اما هست ولی نمی‌دونی چطوریه که هم هست و هم نیست باید چی کار کرد؟! این چیزهای نجنگیدنی چی هستن که هستن ولی نیستن؟! سال‌ها پیش تمام موجودات تصمیم گرفتن دیگه ساحرها نباشن. ازبین برن و هیچ بشن. جوریکه وجودشون اول برای بچه‌ها قصه بشه و بعد کاملا فراموش بشن و یه روزی یکی بگه اصلا مگه میشه همچین موجوداتی هم باشن؟! همه‌ی دنیا موفق شد همه‌ی ساحرها رو ازبین ببره اما یک نفر باقی‌موند! یک نفری که ارباب ماه شد، اژدهایان رام خونِ آتشش شدن و تو کاخ سایه و خونش، وسط آتش زنده، تارک دنیا شده بود و تنها در مقابل تمام دنیا ایستاده بود تا اینکه یه جادوگر تصمیم گرفت سحر این ساحر رو جادو کنه، جادوگری که از رگ‌های پر از آتش ارباب ماه فقط و فقط یکم گرما می‌خواست...خیلی کم. حتی به اندازه‌ی هیچی!!! ༯꩟‌ ĈØЦPĿЄ: chanbaek ༯꩟‌ ǤЄИRЄ: Romance, Supernatural, Horror ༯꩟‌ 🔞NC+18 ༯꩟‌ ÂЦƚĦØR: Miyuna ༯꩟‌ (completed)
JONGMOON ni fiyu97
fiyu97
  • WpView
    MGA BUMASA 4,481
  • WpVote
    Mga Boto 1,266
  • WpPart
    Mga Parte 17
Couple:kaibeak(baekjong) Genre: imaginary...omegaverse ...Supernatural...Romance...smut.. By:fiyu خلاصه: افسانه ها میگفتن با اومدن الفایی ک قدرت مدفون شده ی ماه رو درون خودش داره بلاخره یه روزی پنج قبیله ماه دوباره یکی میشن اما همه چی جایی بهم ریخت که الفایی دروغین به جای الفای حقیقی به همه معرفی شد جونگینی ک ۱۸ سال تحقیر و درد حاصل از تبدیل نشدنشو تحمل کرده با بکهیونی ملاقات میکنه که به عنوان الفای ماه بزرگ و اموزش دیده
After I Wake Up ni ajivid
ajivid
  • WpView
    MGA BUMASA 12,983
  • WpVote
    Mga Boto 2,552
  • WpPart
    Mga Parte 26
"بعد از اینکه بیدار بشم" کاپل: چانبک ژانر: روانشناسی، جنایی، معمایی، اسمات، رمنس خلاصه: اون روز صبح، بکهیون به طرز عجیبی روزش رو شروع کرد. نه به‌خاطر این‌که طبق معمول بدنش درد می‌کرد، خوابش می‌اومد و چندتا جای کبودی جدید داشت؛ بخاطر اینکه وقتی چشم‌هاش رو باز کرد توی بازداشتگاه بود و تنها چیزی که داشت یه یادداشت کف دستش به خط خودش بود که می‌گفت:"اوپس، ببخشید. یکم تحمل کن، من یه نقشه دارم." ولی اون مطمئن بود دیشب یه‌راست از کافه به خونه‌اش رفته، پس دقیقاً چه اتفاقی داشت می‌افتاد؟ وضعیت آپلود: کامل شده شروع: 2023.10.15 پایان : 2024.06.22 نویسنده‌ها: Ajivid و Vitia
Candelion ni LouinGreeRay
LouinGreeRay
  • WpView
    MGA BUMASA 2,932
  • WpVote
    Mga Boto 442
  • WpPart
    Mga Parte 10
● Candelion ● Chanbaek ● Romance, Drama, Smut, Mysterious ● Summary: "داستان درامی از زندگی یک یتیم و یک گلفروش شرقی که سرنوشتشون توی انگلستان به هم رسید. بکهیون خیلی وقت بود که مستقل و عجیب زندگی میکرد، شب‌ها زندگی میکرد و روز ها میخوابید و در خیابان کنار محل کارش، یه پسر موفرفری نچندان معصوم ولی شیرین توی انباری گلفروشیش کارای عجیبی میکرد. هردوی اونها در انتها بخشیده میشدند، یکی برای رنج دادن به بدنش و دیگری برای رنج دادن به دیگران."
Runner Jasmine ni mariposa__rosa
mariposa__rosa
  • WpView
    MGA BUMASA 1,182
  • WpVote
    Mga Boto 225
  • WpPart
    Mga Parte 9
☕️🕊️🍂 خلاصه داستان : نویسنده جوونی که تو یه شب معمولی، چشماش به یه جفت چشم تیله‌ای مشکی و موهای نقره‌ای که زیر نور کم اون کلاب می‌درخشیدند، دوخته شد... ☕️🕊️🍂 کاپل : chanbaek ژانر: امگاورس، درام، غمگین، اسمات
April Fool's Day (دروغ آپریل) ni Tinkerbelleri
Tinkerbelleri
  • WpView
    MGA BUMASA 23,333
  • WpVote
    Mga Boto 4,550
  • WpPart
    Mga Parte 49
"بیون بکهیون وارث بیست ساله ایه که اصلا چشم دیدن دستیار معتمد پدرش پارک چانیول که خیلی مغرور و خودخواهه رو نداره ، چی میشه اگه تو اولین مسافرت مجردی ای که میخواد با دوستاش بره شرط پدرش برای اجازه دادن بهش این باشه که حتما باید چانیول هم باهاشون بیاد ؟ اونم درست روزی که بکهیون به مناسبت اول آپریل با راننده ی خونه شون اوه سهون یه شوخی بزرگ میکنه و ازون روز همه چیز عوض میشه ..." ژانر : رمانتیک ، معمایی ، اجتماعی ، NC: +18 کاپل : چانبک / سه بک
•𝑴𝒓. 𝑵𝒐𝒃𝒐𝒅𝒚༄ ni LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    MGA BUMASA 10,236
  • WpVote
    Mga Boto 2,711
  • WpPart
    Mga Parte 7
❈ خلاصه↶ بیون بکهیون یه شِیپ شیفتره، کسی که می‌تونه ظاهرشو به شکل افراد مختلف تغییر بده. اما این قدرت بر اساس چارت استاندار‌های جهانی، توی رنگ بندی نیروهای قرمزه، یعنی قدرت‌های خطرناک و طرد شده! چی میشه اگه بکهیونی که تمام عمرش قدرتشو مخفی کرده با یه نامرئی شونده به نام چانیول مواجه شه؟ ‌ ❈ کاپل⇜ چانبک ❈ ژانر⇜فانتزی، فلاف، رمنس ❈ محدودیت سنی⇜ندارد ❈ نویسنده ها⇜ Emerald & Jisaw ❈ وضعیت⇜کامل #1 on سوپرنچرال
Remember! ni CallMeNilara
CallMeNilara
  • WpView
    MGA BUMASA 8,453
  • WpVote
    Mga Boto 876
  • WpPart
    Mga Parte 24
"یادت باشه! اگه تو نباشی، هر بار هوا سرد بشه و سپتامبر از راه برسه، من یاد تو می‌افتم. هر وقت از کنار اون مغازه کتابفروشی قدیمی رد بشم، یاد تو می‌افتم. هر بار که از اون پل رد بشم و آسمون پر ستاره‌ی بالای سرم رو ببینم، یاد تو می‌افتم. لعنت بهت... حتی فکر کنم با نفس کشیدن هم یاد تو بیافتم. حالا... حالا بهم بگو. چطور می‌تونی بری وقتی یه خری مثل من دوستت داره؟!" ☁️☁️☁️ "Remember!" Couples: Vkook, Chanbaek Genre: slice of life, romance Writer: Nilara Telegram Channel: @Vellichor_magazine