_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟
_مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊
خلاصه:
مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن...
طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها...
اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟
چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟
داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️
نویسنده: Sylvie 🌱
ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔
پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟
خب منم آرزو کردم
ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد...
من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم!
و منظورم هر وارد شدنی نیست...
بله! من به داخل داستان پرت شدم!
کاپل : ویکوک
ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی
جونگ کوک پسری که دریک شب بارونی،باماشین فردی تصادف میکنه و به کما میره ! چه اتفاقی میوفته اگه اون شخص سردسته ی بزرگترین و خطرناک ترین باند قاچاق بدن انسان باشه؟!
پس پا به سرنوشت جدیدی میزاره و بازی سرنوشت جوری رقم میخوره که رییس اصلی این باند اونو به عنوان برده ی جنسی اش انتخاب میکنه!
🚫هشدار🚫
این فیک بشدت خشنه و اگه روحیتون لطیف یا تاثیر پذیری بالایی دارید نخونیدش🔞
Couple:"vkook_sope_namjin_xusuk(xukai&leejongsuk"
genre:"angst_hard_smut_b.d.s.m_psycholic"
writer:"kimhwayung"
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
عشق ممنوعه و تاوان گزافش هميشه وجود داشته.
تاوان گزاف اين ممنوعيت شيرين براى يك خدا و يك شيطان چيست؟
ظاهر حقيقت وجود موجودات نيست؛ گاهى برخى بد ها، خوبى هاى عظيم و پنهانى در خود دارند كه ما از آن بى خبريم...
#2 in Fantasy
فیکشن آقای من🥀
▪︎جونگکوک: "زیاده روی کن آجوشی
من عاشق زیاده روی هاتم!"🐰
▪︎تهیونگ: "تو یه سازی اسمتو میذارم کُ...
از پایین مینوازمت از این بالا ملودیت رو استخراج کن!"🐯
•ممنوعه ای در دل #عشق و #خیانت 🤍↯
#MyAjjussi 🥀
-
-Couple: TaeKOok 🌙
-Author: -Smutic🥀
جونگکوک تک پسر جئون جونگ هیون رئیس
بزرگترین شرکت داروسازی کره جنوبی که سال اخریه تصمیم میگیره روز تولدش به کراشش که هم کلاسیشه اعتراف کنه~
کاپل اصلی:ویکوک
ژانر:مدرسه ای،رمنس،اسمات،هپی اند~
زمان آپ: نامشخص
*چند شاتی*
مقدمه:
چه اتفاقی برای قلبت میافته وقتی بفهمی پدر و مادرت تورو نمیخان از تو بدشون میاد و برای منفعت خودشون دارن تورو به یه بار میفروشن؟
درسته روحت میشکنه
حالا فکر کنید این اتفاق برای تهیونگ داستان ما افتاده
لی:ببرینش
تهیونگ:چ...چی؟؟...نه خواهش میکنم توروخدا بابا هر کاری بگی واست میکنم مامان برات کلفتی میکنم نزارین ببرنم
پدرش نزدیکش میشه و چونشو توی دستش فشار میده:فکر کردی کسی که خودش تورو فرستاده برت میگردونه...جنس خریده شده پس گرفته نمیشود
.
.
.
یک ماه بعد
جیمین:نشد...پیدا نشد...خسته شدم...دیگه نمیکشم یون
.
.
جانگکوک:اینجا چه خبرهههههه؟
با داد گفت و به دختر و پسری که در حال بوسیدن هم بودن نگاه کرد
نارو:اقای جئون خواهش میکنم توضیح میدم بهتون
جانگکوک:صد دفعه من به شماهای کوفتی گفتم این کارای کوفتی تر از خودتونو توی شرکت من انجام ندید گفتم یا نگفتم؟
نارو:گفتید قربان گفتید
ژانر:اسمات_انگست_ارباب برده ای_امپرگ_کمی کمدی (خیلی کم شاید در حد فقط یه سه چهار خط حرف)
وضعیت:در حال اپ
روز های اپ:هر موقع نویسنده گشادیشو کنار بزاره و به مغزش فشار بیاره
و از اونجایی که گشاده خیلی زیاد شما باید به بزرگی خودتون ببخشیدش
امیدوارم خوشتون بیاد حمایتش کنید فیکشن من رو و اسمش رو برای دوستا و هر کسی که دوست دارید بدید تا اون ها