BLnovels_World
- Reads 2,172
- Votes 238
- Parts 18
•‧Title: SilverSpirits | ارواح نقرهای
•‧ Ganre: #FanFiction #Yaoi #Modern #Romace #Psychological #Comedy #Dram
•‧ Status: 17 Chapter (VOL 1 Complated, VOL 2 OnGoing)
•‧ Anothur & Edit: Taya, Niloo
📑•‧خلاصه:
هونگ، پسر یتیمیه که بعد از یه حادثه مرموز که باعث نابود شدن خانوادش شد؛ به یه یتیمخونه عجیب و ترسناک برده شد.
یتیمخونهای که سراسرش پر از کابوس و شرارت بود. هونگ فقط 8 سالش بود...
آیا میتونه اونجا دووم بیاره و خودش رو کنترل کنه؟
از طرفی شیهلیان، آخرین نسل از خاندان سلطنتی شیانله باستان و ولیعهد چین امروزی بود. پسری 17 ساله با قدرتهای عجیبی که به تازگی داشتن خودشون رو نشون میدادن.
اون فقط میخواست پسرخالش و از یتیمخونه نجات بده؛ اما چیمیشه اگه اون بین با یه بچهی شیرین و عجیب غریب برخورد کنه؟!
اونم بچهای که اصلا بچه نیست :)
‼️" هشدار: اگه ناول اصلی و نخونده باشین حتما اسپویل میشید!!
«دیگه چرا من و بازیچهی خودت کردی تا ازم سوءاستفاده کنی؟! چرا انقدر ازم متنفری و میخوای عذابم بدی؟»
با نفس نفس از درون وان حمام بلند شد و درحالی که پشت به او بود، با درد زمزمه کرد:
«دیگه حتی نمیخوام نگاهمم بهت بیوفته! از هم نفس شدن با تو توی این عمارت که از جهنمم بدتره متنفرم!»
ضعیف گفت و تن خونین اش را به حرکت در آورد تا از این مکان عذاب آور خارج شود؛ اما ناگهان به دلیل