[completed]
خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره...
ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند
کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین
شروع : 1400.1.1
پایان : 1400.4.30
✨Best rankings✨
#1 Vkook
#1 BTS
#1 Farsi
#1 jungkook
#2 فارسی
#1 تهیونگ
یه پسر شیطون که تازه از امریکا برگشته و قراره بره کالج 😍
یه هیونگ خوش استایل اما بدبخت داره که میخواد از دستش سرشو بکوبه به دیوار😂
سه تا دوست کسخلم پیدا میکنه که باهم پسر خالهان و بدتر از خودش باتمن 😻
و یه موتور سوار خوش تیپ که .......
Writer : RainaMin
#Kookv #Sope #Nammin #krishan
این داستان،میتونم بگم یه داستان خیلی خیلی متفاوتِ
به هیچ وجه شبیه فن فیکشنای عادی نیست و به عبارت دیگه ربطی هم به وان دایرکشن یا خیلی آیدل های دیگه نداره!
داستان یک نوع پارادوکس بین عشق و اعتراض به تجارت انسان هست.
فالوور های پیج من خیلی خیلی کمه و نود و نه درصد مطمئنم هیچکس نخواهد خوند و آپ کردن تقریبا بی فایده ست اما واقعا دوست دارم آپ کنم بعنوان اولین داستانم در واتپد و توصیه میکنم بخونین چون پشیمون نمیشین!
از لحظه شکل گیری سوژه تا تایپ و پایان داستان،دو سال و نیم طول کشید و واقعا انرژی و زمان زیادی صرفش شده.
داستان،درمورد دختری به اسم ناتالیاست که توی پرورشگاه بزرگ شده و علاقه و ایتعداد زیادی در زمینه موسیقی و هنر داره و همین باعث میشه گول بخوره و پاش به جایی باز بشه که هیچ ربطی به موسیقی و هنر نداره!
هیچ خلاصه ای نمیتونه حتی گوشه ای از داستان رو توصیف کنه چون اتفاقاتی که میوفته قابل پیش بینی نیستن.
امیدوارم کسی بخونه بای دِ وِی!