vkook
29 historias
First Snowfall | VKOOK por Skingall
Skingall
  • WpView
    Lecturas 5,853
  • WpVote
    Votos 1,042
  • WpPart
    Partes 18
"می‌گن اگر زوجی اولین برف سال رو کنار هم ببینن تا ابد با هم می‌مونن." "ولی اینکه اولین برف نیست." "دوست داشتی باشه؟" آتش‌نشان روزی مصدوم می‌‌شه، در بیمارستان مداوا می‌شه و می‌ره ولی قلبشو پیش پرستار اونجا جا می‌ذاره. روایتی از عشق بین👨🏻‍🚒 و 👨🏻‍⚕️⁦*・゜゚↝⁩ ژانر: داستان کوتاه، عاشقانه، کمدی، فلاف👀🪄 نویسنده: ویت - روزهای آپ: یک‌شنبه و دوشنبه - - رده سنی: ۱۴ سال و بالاتر -
𝑩𝒍𝒊𝒏𝒅 𝒎𝒂𝒏𝜗𝜚 por Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Lecturas 15,126
  • WpVote
    Votos 2,613
  • WpPart
    Partes 30
خلاصه: تهیونگ ده ساله توی تاریکی گم شده. دنیایی که هیچ نوری و دلخوشی‌ای نداره. تا وقتی که جونگ‌کوک با صدای آرومش پا توی زندگیش می‌ذاره اما تهیونگ از روشنایی می‌ترسه. هه‌سو، دختری که قراره فقط پرستار باشه و نامجون، مردی که همیشه از دور به جونگ‌کوک نگاه می‌کنه. هیچکس نمی‌دونه عشق چطور بین زخم و ترس رشد می‌کنه ولی وقتی دل بلرزه حتی سکوت هم معنا پیدا می‌کنه. کاپل: vkook
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ por Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Lecturas 303,230
  • WpVote
    Votos 39,601
  • WpPart
    Partes 46
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - تهیونگ، مواد کشیدی؟ - نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه. ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗅𝗈𝗐 𝖻𝗎𝗋𝗇، 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ پی‌دی‌اف فول‌پارت تو کانال تلگرام قرار گرفته✅️
🍏Chocolate Apple🍫 por Lee_Ryujin
Lee_Ryujin
  • WpView
    Lecturas 23,120
  • WpVote
    Votos 2,838
  • WpPart
    Partes 52
والا من هی اینو مینویسم و میپره. راستشو بخواید داستانو هم دیگه خیلی با جزئیات یادم نیست😭👈🏻👉🏻 پس اینو ازم قبول کنید: 🍏ژانر: رمنس، فلاف، امگاورس، اسمات 🍫کاپل: ویکوک/کوکوی، یونمین 🍏نویسنده: ریو🧚🏻‍♀️
ANAEL | VKOOK por thejulydream
thejulydream
  • WpView
    Lecturas 11,690
  • WpVote
    Votos 1,360
  • WpPart
    Partes 35
𓏲،🗒️Story Description : بین هیاهوی غمی که میون زندگی کیم تهیونگ جریان داشت، به جا آوردن رسم عاشقی مقابل کافه‌چی جوانی که قلب زیبا و مزین به پاکی خودش رو به وجود سیاه شده‌ی مرد هدیه کرده بود؛ درست شبیه به دست نیافتنی‌ترین آرزوی ممکن به نظر می‌رسید. مرد سیاه‌پوش لئونارد که گاهاً برای وصف آتش خانمان‌سوزی به نام عشق دست به قلم می‌برد؛ چنان دیوانه‌وار به پسر زیبایی که پشت پیشخوان «کافه آنائل» می‌ایستاد و شیرینی لبخندهاش رو به نگاه خسته‌ی تهیونگ می‌بخشید دل باخته بود که برای هر یک ثانیه دیدن جونگ‌کوک، بارها مقابل خالق این پسر بی‌نقص، سر به تعظیم فرود می‌آورد. - 𓏲➸ Part Of The Story : _ شبیه همیشه نیستی، انقدر نوشیدی که کلماتت رو بدون هیچ ترسی به زبون میاری. _ تو چی پسرم؟ از اینکه انقدر عمیق به چشم‌های آدم مستی زل زدی که بی‌پرواتر از همیشه لمست می‌کنه نمی‌ترسی؟ _ من هیچ‌وقت از تو نمی‌ترسم تهیونگ! - ᭝ Main Couple ➸ VKook ᭝ Sub Couple ➸ Secret ᭝ Genre ➸ Romance, Drama, Mystery, Angst, Smut ᭝ Age Category ➸ NC +18 ᭝ Writer ➸ Roya ᭝ Writer id ➸ Telegram [TheJulyDream] Instagram [TheJulyDream_] ᭝ UP⏱ ➸ Once every two weeks
𝐀𝐞𝐳𝐫𝐚𝐞𝐥'𝐬 𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝 por Ladykim--
Ladykim--
  • WpView
    Lecturas 286,455
  • WpVote
    Votos 21,949
  • WpPart
    Partes 65
-چرا اجازه نمیدی به سیگار لب بزنم؟ _چون نمیخوام به چیزی جز من معتاد شی. ✡⟷✧⟷✡ اون مَردِ تنها برای من حکمِ اکسیژن رو داشت،کنارِش نفس میکشیدم، یادم میرفت چه گذشته ی بی معنی ای داشتم، ریه هام پر میشد از عطرِ همیشگی‌ش"همون سیگارِ قهوه ای،همونکه هرزگاهی بهش حسادت میکردم، چرا باید اینقدر خوش شانس میبود که بین لبهای تهیونگ جا خوش میکرد؟ اونجا متعلق به زبونِ من بود!"هر چند، هنوز هم دوست داشتم بین لبهای معشوقه‌م ببینمش، وقتی دودِ سیگار رو ازبین لبهای نم‌دارِش به بیرون دعوت میکرد، قلبِ من یک تپش رو جا می انداخت،حتی سیگار کشیدنش هم پرجذبه و مسخ کننده بود، حتی اون دودِ خوش شانس هم وقتی از بین لبهای رییس کیم خارج میشد توی هوا به رقص در میومد! ᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒ 🖤کاپلها : تهکوک(اصلی)_چانبک_جونگمین 🤍نویسنده: لی‌لی(--ladykim) 🖤ژانر: رمنس.درام.جنایی 🖤محدودیت سنی : 18+ چنل تلگرامِ فیکشن:Aezraelschild@ #vkook #taekook #chanbaek #kai #jimin #mafia #police #lisa #rose #chaelisa
‌ ‌Hekate | TAEKOOK  por I_raVen
I_raVen
  • WpView
    Lecturas 6,673
  • WpVote
    Votos 1,046
  • WpPart
    Partes 20
▪︎ هکاته؛ در یونان باستان الهه‌ی جادو و افسونگری، شب و ماه، ارواح و جهان مردگان بود. 🦉کیم تهیونگ، اسلایترینی خون خالصی که قلبش ناخواسته اسیر یه بی‌اصل و نسب میشه. معشوق این اسلایترینی اصیل‌زاده‌ کسی نیست جز جئون جونگکوک، ماگل‌زاده‌ی گریفیندوری. تهیونگ به جونگکوک هدیه‌ای مخوف می‌ده که بخشی از آیین خواستگاری اصیل‌زادگان محسوب می‌شه اما جونگکوک که رسما چیزی از فرهنگ اصیل‌زادگان نمی‌دونه، فکر می‌کنه تهیونگ با اون شیئ مخوف نفرینش کرده. ====== ▪︎ "دوستت دارم، پسره‌ی کله‌شق!" "منم دوستت دارم، احمق خنگول!" ====== ▪︎ چی می‌شه اگه کیم تهیونگ، شاهزاده‌ی نازپرورده‌ی اسلایترینی‌ها که به شرارت و خوی ظالمانه شناخته شده، چیزی بیشتر از یه دلداده‌ و عاشق در راه جئون جونگکوک، زیباترین گریفیندوریِ زاده‌‌ شده در ده هزار سال گذشته از زمان به وجود اومدن هوموساپین‌ها، نباشه؟ چه کسی به جز جئون جونگکوک می‌تونه اون روی صافت و رومانتیک و عاشق‌پیشه‌ی کیم تهیونگ رو ببینه؟🦉 ==================== • ژانرها: اِی‌یو، فلاف، کمدی، کمی انگست، فراطبیعی، قدرت ماورایی. (شاید اسمات اضافه کنم) کاپل اصلی: تهکوک کاپل فرعی: یونمین مترجم: i_raven نویسنده: cblaire ==================== •
The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin} por LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Lecturas 115,829
  • WpVote
    Votos 16,226
  • WpPart
    Partes 36
🔴 #Full 🔴 جونگ‌کوک، پسری که برای هیچ‌کس هنوز پیدا نیست که اژدهایی درون وجودش داره یا نه، کوچکترین پسر خاندان سلطنتی دایاست؛ سرزمینی که سال‌هاست نیمی از رنگ سرسبز خودش رو به سپیدی زمستان سپرده. حالا جونگ‌کوک برای تشخیص هویت واقعی خودش، مجبوره ممنوعه‌ترین قانون سلطنت دایا رو زیر پا بذاره و از مرز زمستانی عبور کنه؛ جایی که قلمرو منفورترین و ترسناک‌ترین موجود هفت‌آسمانه: تهیونگ، پادشاه مرز زمستانی. - اسمت چیه؟ - اسم؟ من خیلی وقته که دیگه اسمم یادم نمیاد. - چطور می‌شه؟ مگه ممکنه؟ - ممکنه. اگر مدت زیادی کسی اسمت رو صدا نکرده باشه. ༺ Liberté Novels ༻ Name: The Lost in the Winter نام داستان: گمشده در زمستان Couple: VKook, HopeMin کاپل‌ها: ویکوک، هوپمین Romance, Smut, Hybrid, Fantasy عاشقانه، اسمات، هایبرید، فانتزی ■ A MiniNovel By Nella ■
Dilemma(vkook)  por mahi_kk
mahi_kk
  • WpView
    Lecturas 73,926
  • WpVote
    Votos 5,249
  • WpPart
    Partes 78
٭ دو راهی ٭ توی زندگی همه آدما دو راهی های زیادی هست، دو راهی هایی که آدم رو بین عقل و قلبش گیر میندازه ، وقتی که نمیدونی باید عقل و منطقت رو بچسبی یا احساسات و قلبت رو انتخاب کنی زندگی جونگکوک هم پره از این انتخاب ها ولی اون همیشه سر این دو راهی قلب خودش رو زیر پا میزاره و بجای خودش به بقیه فکر میکنه ؛ انگار فداکاری و از خود گذشتگی تنها چیزیه که بلده ولی چی میشه اگر یه روز یه جا بجای بقیه به قلبش فکر کنه و آگاهانه تصمیمی بگیره که منطقش میگه اشتباهه؟ یعنی میتونه از پس عواقب انتخابش بر بیاد و برای قلبش بجنگه؟ اصن توان و قدرت جنگیدن رو داره؟ میتونه تا ابد راز هاشو از بقیه مخفی نگه داره ؟! ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ +جونگکوک از من میترسی ؟ -نه +پس چرا قلبت اینقدر تند میتپه؟! -نمیدونم قربان +از من نترس ، من همچین آدم ترسناکی نیستم +حداقل برای تو ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ ★ Couple : تهکوک Genre : اکشن، اسمات، مقداری انگست، اندکی کمدی، کمی مافیایی Upload start : 1403/01/14 Upload days:شنبه ها و سه شنبه ها ★این فیک کاملا ساخته ذهن نویسنده است و هیچ ربطی به گرایش و زندگی و شخصیت واقعی کارکتر ها نداره ★ #1 in boylove🥇