"پایان یافته"
کاپل اصلی: سکای
کاپل فرعی: چانبک (ورس)
ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، درام، اسمات.
"تو گوشم زمزمه کردیو گفتی هیچچیز تو دبیرستان تا ابد باقی نمیمونه. گفتم حتی تو؟ خندیدی و گفتی حتی من. ولی وقتی نگاهم به خندههات بود، سخت بود توجه کردن به حرفهات."
«بخش معرفی رو حتما چک کنید»
drisson/ dree-swan:
[noun]
کشش ناگهانی به یک دوست! میلی متزلزل که لزوما علاقهی ندارید تجربهش کنید و حتی تا این لحظه امری ممکن به نظر نمیرسید، اما اکنون ناگهان به مشکلی بدل شده که باید با آن دست و پنجه نرم کنید.
🌊دریای سیاه🌊
[کامل شده]
دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک...
چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند..
این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش..
او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او..
~~~
"گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن"
"من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست"
"نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...."
• ~ • ~ • ~
بخش اول دوگانه ی Color nature
• ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات
• کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین
• کاپل های فرعی: چانبک، سکرت
• نویسنده: @Sheix_12
چنل: @yoonmin_area
• تاریخ شروع: 2 آگوست 2019
• وضعیت: کامل شده
• تاریخ پایان: 29 فوریه 2020
highest rank so far:
#1 in یونمین
#1 in تهکوک
#1 in بیتیاس
#1 in نامجین
#1 in Fiction
#1 in Angst
#1 in Yoonmin
#1 in Romance
#2 in Suga
#2 in Jimin
#2 in Namjoon
#2 in Hoseok
#3 in ویکوک
#3 in Yoongi
#3 in Namjin
#3 in Jhope
and...more
Collapse ~ فروپاشی
❖ کاپل ⇐ ویکوک
❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات
❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها
❖ نویسنده ⇐ Diba
جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشدهاش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود...
بخشی از فیــکـــ:
_ جونگکوک...اگه نمیخوای...
_ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباختهی جونگکوک.
دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.