Namjin
6 stories
 the truth untold ×namjin× by blue_little_bear
blue_little_bear
  • WpView
    Reads 3,525
  • WpVote
    Votes 556
  • WpPart
    Parts 12
من حرف نمیزنم! می نویسم! احساساتم، حرفام، غم ها و شادی هام، همگی به شکل کلماتی درمیان که هیچوقت قرار نیست به گوش کسی برسند. هروقت به من نگاه میکنید در حال نوشتم! از برقراری ارتباط با آدم ها خوشم نمیاد. دوست دارم بشنوم بدون اینکه حرف بزنم. شاید فکر میکنید آدم جالبی هستم، اما باور کنید حتی اگر شما در این مدرسه باشید باز هم مرا نمی بینید! ^^^^^ کاپل: نامجین، ویمین ژانر: مدرسه ای، رومنس، قسمتی از زندگی
The orchid smell and the butterfly color by Bhwryz
Bhwryz
  • WpView
    Reads 2,531
  • WpVote
    Votes 378
  • WpPart
    Parts 5
عطر من و رنگ تو چه ترکیب قشنگی برای به گند کشیدن زندگی و دنیامون فقط کافیه نفس عمیق بکشی و جمله ی افسانه ای رو درحالی که به چشمای منتظر مشتاقم زل زدی بگی : «دوست ندارم» [completed]
> MINE🌙[Completed] by Thisismar1
Thisismar1
  • WpView
    Reads 240,289
  • WpVote
    Votes 40,972
  • WpPart
    Parts 63
-Persian Translation- -زمانی که خانواده‌ی فقیری مثل خانواده‌ی پارک این قصد رو دارند که دخترشون رو در ازای گرفتنِ پول، با پسر آلفای بزرگ قبیله معامله کنند، تصورش رو نمیکنن که فرار اون دختر همه‌ی برنامه هاشون رو نقشه بر آب کنه! اون ها در برابر آلفای خشمگین قبیله، کیم نامجون، چه پاسخی برای دفاع خواهند داشت؟! Couple : Namjin Genre : omegaverse, romance, Smut, Mpreg > نویسنده | forevermoonchild > مترجم ‌|| Thisismar1
𝕭𝖚𝖗𝖓𝖎𝖓𝖌ঔৣ [persian translation] by Nyxowy
Nyxowy
  • WpView
    Reads 28,451
  • WpVote
    Votes 5,170
  • WpPart
    Parts 23
وقتی نامجون عکس های جینو برای جین میسوزونه... ❖︎ اسم: سوزاندن ❖︎کاپل اصلی: نامجین ❖︎ژانر: غمگین، کوتاه ❖︎نویسنده: sashimingyu ❖︎مترجم: Nyxowy [Compeleted]
SILENT | Namjin by itsnasyi
itsnasyi
  • WpView
    Reads 78,268
  • WpVote
    Votes 13,581
  • WpPart
    Parts 74
سکوت، چیزی نبود که آزارش بده. بهش عادت کرده بود و اون رو جزئی از خودش میدونست. Started: October 2019 Finished: Agust 2020
C'est la Vie  by hesta-detha
hesta-detha
  • WpView
    Reads 13,168
  • WpVote
    Votes 1,950
  • WpPart
    Parts 12
جين ناليد:" كيم فاكينگ نامجون! چطور تونستي خودتو از من محروم كني؟ چطور تونستي منو از خودت محروم كني ؟ من كه هزاربار بهت گفته بودم معتادت شدم. بهت كه گفته بودم لمس دستات و سر خوردنشون رو پوست تنم بهتر از هر مسكن ديگه اي دردامو تسكين ميده. بهت كه گفته بودم لبات و حركتشون رو لبام مثل قرص خواب، خوابم ميكنه. حالا من چطوري اين همه روز رو بدون تو سر كنم؟ بدون حس لمس دستات رو تنم... بدون چشيدن طعم لبات بعد از هربار سيگار كشيدن، بعد از هربار قهوه خوردن.... هااااان؟"