Vk
40 stories
𝙁𝙪𝙘𝙠𝙞𝙣𝙜 𝘼𝙡𝙥𝙝𝙖'𝙨 || 𝙑𝙆𝙊𝙊𝙆 by Juliet_Vk
Juliet_Vk
  • WpView
    Reads 21,570
  • WpVote
    Votes 3,163
  • WpPart
    Parts 22
⸙ 𝙁𝙪𝙘𝙠𝙞𝙣𝙜 𝘼𝙡𝙥𝙝𝙖'𝙨𓂃 ⊹ قامت ایستاده پسر دقیقا روبه‌روی پنجره‌ی نیمه بازی که نور زرد خورشید رو منعکس میکرد، تصویر رویایی رو به وجود آورده بود. اون پوست نرم و شیری رنگ که با قهوه‌ایِ درخشان موهاش هارمونی زیبایی رو خلق کرده بود، با وجود آشکار شدن ظرافت اندامش که به لطف تابش نور خورشید، از پس پیراهن سفیدش پیدا بود، صحنه‌ای بس شگفت انگیز رو مقابل نگاه آلفا به نمایش می‌گذاشت. درون سینه‌ی پر تپشش، نفسی حبس شد و ضربان قلبی جا افتاد...می‌دید و چه بی‌رحمانه با هر نگاه، بارها به اون امگای پرتقالی دل می‌باخت! ⊹ خلاصه: جئون جونگ‌کوک، امگایی که بعد از گذر از اتفاقات تلخ گذشته‌اش، با هویت جعلی یک "بتا" موفق به ساختن یک زندگی آروم و بی‌دردسر برای خودش میشه؛ خبر نداره که تمام تلاش هایی که در این مدت کرده، قراره تنها در عرض یک شب توسط همسایه جدیدش، که اتفاقاً یک آلفای عوضی هم هست به کلی نابود بشه!! ⊹𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝙑𝙆𝙤𝙤𝙠 ⊹𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 , 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙑𝙚𝙧𝙨𝙚 , 𝙎𝙢𝙪𝙩 , 𝙈𝙥𝙚𝙧𝙜 ⊹𝙏𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙤𝙧 : 𝙅𝙪𝙡𝙞𝙚𝙩 ⊹𝙐𝙋: ... ⊹𝘼𝙜𝙚 𝘾𝙖𝙩𝙚𝙜𝙤𝙧𝙮 : 𝙉𝘾+18 🛑[ ترجمه فارسی ]🛑 🔔𝙍𝙖𝙣𝙠: 🥈→𝟮 𝗶𝗻 #رمنس
✧HOME✧ by timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Reads 628,888
  • WpVote
    Votes 61,738
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
Hand job | Vkook by silverfic
silverfic
  • WpView
    Reads 648,482
  • WpVote
    Votes 49,607
  • WpPart
    Parts 34
¤ Summary: کوک امگای یتیمیه ک شب ها ت بار ب عنوان بارتندر کار می‌کنه و دوست داره آلفاش رو پیدا کنه ... تهیونگ آلفای میلیونر مغرور و جذابیه ک تنها مشکلات زندگیش پیدا نشدن جفتیه ک خیلی میخوادش و ارضا نشدنشه ! حالا چی میشه اگه کوک میتش رو در حالی ببینه ک دست سه نفر ت شلوارشه ...! ▪︎ ▪︎ ▪︎ ▪︎ ¤ Main couple: vkook ¤ Genre : omegavers , romance , angest , smut , happyend ‏¤ up time : جمعه ها (اگه که خدا بخواد)
Yes My Lord [VKOOK] by ZERONT
ZERONT
  • WpView
    Reads 110,181
  • WpVote
    Votes 1,324
  • WpPart
    Parts 4
[Complete] "همه ی کسایی که قرار بود تاوان پس بدن مردن، ا-این یعنی من به هدفم رسیدم؟" "تو میخواستی تاوان بدن ولی هیچ وقت نگفتی چه جور تاوانی، مرگ‌هم نوعی تاوان‌ هست." "پس، من دیگه هدفی ندارم، این پایان قراردادمونه." "قراره درد داشته باشه، سعی میکنم ملایم باشم." "نه تا میتونی دردناکش کن، میخوام رد زندگی دردناکی که داشتم رو روحم حک بشه." のののののののののののののののの جئون جونگ‌کوک میخواست مرگش رو به تاخیر بندازه تا بتونه انتقام کسایی که روحش رو سیاه کردن بگیره چه کسی بهتر از شیطانی که از جهنم برای به اغوش کشیدن روحش اومده بود؟
baby bunny ;) by Lee_Han06
Lee_Han06
  • WpView
    Reads 9,660
  • WpVote
    Votes 956
  • WpPart
    Parts 12
صدای ناله‌هاش... لبخندش... عطرش... همه‌چیزش متعلق ب منه... هرچیزی ک من میخوام رو اون بهم میده.‌.. ولی وابستگی بیش از حد... باعث میشم از هدفم دور بشم... برت میگردونم ب جایی ک بودی‌‌‌... عادت ب نبودن یه خرگوش کوچولو... اونقدرام سخت نیست... ____________________________ ژانر: دارک|بی‌دی‌اس‌ام|اسمات|امگا ورس وضعیت : پایان رسیده کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: هوپمین وضعیت: پایان رسیده __________________________ lee_han : 🔞❗ دیگ خودتون ژانر و ببینید دیگ صحنه داره..‌‌. پس اگه دوست نداری نخون... مث همیشه... بوس بهتون 😌💋
let me touch you baby by kookHpp123
kookHpp123
  • WpView
    Reads 24,409
  • WpVote
    Votes 3,007
  • WpPart
    Parts 30
داستان درباره تهیونگ که جونگکوک رو به عنوان هدیه در روز تولدش میگیره و کوکی که از قبل عاشق تهیونگ بوده و چی میشه اگه یه روز از اون عشق دیگه چیزی باقی نمونه؟ سرنوشت چیز عجیبیه و البته ترسناک مثل رود خونه ای که میمونی درحال جاری شدنی فک میکنی داری راهی میشی تا با قطره هات سنگ هارو بشکافی و به دریا برسی اما مقصد چیزی جز یک مرداب نیست و تو گاهی فقط باید راهی بشی. +بزار لمست کنم بزار لمس کنم عمق غم ودرد هاتو بزار بدنامون یکی بشه و درد هامون تقسیم شاید از بار غممون کم شه شاید بتونیم با هم تحملش کنیم .... کاپل اصلی :ویکوک یکم صحنه ها خشن داره . ^-^ اما خب حس میکنم ارزشش رو داره 💜 سلام بچه ها این اولین فنفیکیه که مینویسم امیدوارم دوسش داشته باشید و این که من زود به زود اپ میکنم اگر بخواید احتمالا یا روزی دوتا پست یا یه روز درمیون دوتا پست
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 494,411
  • WpVote
    Votes 74,684
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
vampires shift  by Q_loco
Q_loco
  • WpView
    Reads 48,756
  • WpVote
    Votes 8,068
  • WpPart
    Parts 46
جونگکوک برای یه ماموریت به یه شهر مرموز میره و تازه میفهمه حرفایی که درمورد اونجا شنیده شایعه نیست خلاصه*~~~ -خودتو با اینکه تهیونگ عاشقته گول نزن -احساس گناه چیز بدیه -عشق؟ توی لغت نامه کیم تهیونگ تعریف نشده. -مامانتو خیلی دوس داشتی مگه نه؟ #vkook #horror #romance
𝐃𝐞𝐯𝐢𝐥 𝐁𝐮𝐧𝐧𝐲🐰✨ by sara860606
sara860606
  • WpView
    Reads 311,722
  • WpVote
    Votes 45,801
  • WpPart
    Parts 22
زمانی که استاد دانشگاهشون بخاطر شیطنت های جونگکوک و اکیپش استعفاء داد،کوک فکر می‌کرد تمام هیجان دوران تحصیلش ازش گرفته شده .. ولی هیچ ایده ای نداشت که جایگزین سکسی و جذاب استادش قراره حسابی به زندگیش رنگ هیجان بده و تک تک روز های تحصیلش رو استثنایی کنه👀✨ ══════════════════ کاپل : ویکوک - یونمین ژانر: چت/فلاف/کمدی/اسمات نویسنده: Astraea-Hera ×|تکمیل شده|× #1 in Fanfiction
again after long time by paniiimoon
paniiimoon
  • WpView
    Reads 38,806
  • WpVote
    Votes 4,574
  • WpPart
    Parts 31
من نمیخواستم...باور کن نمیخواستم برم.هیچ میدونی بعد ازاینکه رفتم و اون اتفاق افتاد چه حالی شدم؟باور کن اونی که این همه مدت درد کشیده فقط تو نبودی،منم تو این مدت نابود شدم.من خواهرمو،دوستامو،تورو از دست دادم. این همه سال با فکر اینکه دیگه تهیونگی وجود نداره دست و پنجه نرم کردم. تو هیچ میدونی من چرا مشکل ریه دار؟من تو اون آتش سوزی هنوز اونجا بودم.اونا داشتن منو به زور میبردن ولی من اونقدر موندم که ریه هام سوخت میفهمی؟ حالا بعد از این همه مدت...بهت حق میدم بهم نگاه نکنی اما خواهش میکنم قلبمو بیشتر از این مشکوک. میدونم قلب توام شکسته...پس بیا باهم درستش کنیم.بزار پیشت بمونم.بزار زخماتو ببوسم.بزار بغلت کنم و اینبار راحت بهت بگم...دوست دارم. **** 𝙼𝚊𝚒𝚗 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎:𝚟𝚔𝚘𝚘𝚔 𝚂𝚞𝚋 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎'𝚜:𝚢𝚘𝚘𝚗𝚖𝚒𝚗 - 𝚗𝚊𝚖𝚓𝚒𝚗 - 𝚌𝚑𝚊𝚗𝚗𝚎𝚕 - 𝚢𝚎𝚘𝚗𝚋𝚒𝚗.