Larry
14 قصة
Sea's whisper [L.S | Z.M] بقلم Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    مقروء 196,723
  • WpVote
    صوت 44,534
  • WpPart
    فصول 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 634,110
  • WpVote
    صوت 88,775
  • WpPart
    فصول 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Look at me [L.S] بقلم barry__s
barry__s
  • WpView
    مقروء 188,082
  • WpVote
    صوت 34,975
  • WpPart
    فصول 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 359,992
  • WpVote
    صوت 59,370
  • WpPart
    فصول 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
Playboy L.S (Persian Translation) بقلم Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    مقروء 326,264
  • WpVote
    صوت 35,742
  • WpPart
    فصول 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
My Little Psychotic بقلم REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    مقروء 148,257
  • WpVote
    صوت 15,062
  • WpPart
    فصول 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,314,787
  • WpVote
    صوت 303,372
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
my sick heart after you بقلم larrymayne9194
larrymayne9194
  • WpView
    مقروء 32,333
  • WpVote
    صوت 3,974
  • WpPart
    فصول 25
چطور ممكنه يه قلبي كه ديگه نميزنه، بازم برات بتپه؟
You're my masterpiece [L.s].[completed] بقلم Beti_Tommo
Beti_Tommo
  • WpView
    مقروء 177,748
  • WpVote
    صوت 25,908
  • WpPart
    فصول 32
Larry+a little bit of ziam 👬 Strong language ⛔ Drug using🚫 Smut🔞 #1 in, onedirection لویی از زندگی بیزاره و هری عاشق زندگیه.... یا، داستان نویسنده ای که شیفته یه استریپر میشه و استریپری که عاشق یه نویسنده میشه.
Autism بقلم saba2079
saba2079
  • WpView
    مقروء 219,673
  • WpVote
    صوت 36,607
  • WpPart
    فصول 54
اون فقط اوتیسم داره.....