چند روز مونده به روز عروسیش وقتی برای پیدا کردن چند تا شاخه گل رز بخصوص که نامزدش عاشقشه، زمان از دستش در میره و تا دیر وقت بیرون میمونه
به خاطر استرسش و ترسش ازتاریکی راهو گم میکنه و سر از جای نااشنایی در میاره
میدونست بالای شهره و جالب بود که فقط از اونجا بوی دو گرگ رو میتونست استشمام کنه!
انگار که کس دیگ ای تو اون محله ی اشرافی زندگی نمیکرد!
بوی دو الفای اصیل و قوی و......
از شانس بدش هورنی!
چقد میتونه غم انگیز باشه که درست چند روز قبل عروسیش دو الفای هورنی و مست بهش تجاوز کنن و صبحش هیچی یادشون نیاد؟!
ووقتی جیمین ماجرا رو برای نامزدش تعریف میکنه خانواده نامزدش بااین وصلت مخالفت کنن!
و خانوادش از این ابروریزی پاشیده بشه!
ولی از همه بدتر......!
نامزدش باورش نکنه و جیمین برای اثبات حرفش شکایت میکنه و ازاونجایی که اون دو الفا خیلی گردن کلفت و پرنفوذن کل مدارک اون شبواز بین ببرن و حتی حاضر نباشن جیمینو برای یه لحظه ببینن!!!
این وسط میمونه جیمین با قلبی متشکل از چند حس....!!!!
شکسته از عشقش
غمگین از خانوادش
ناامید از خانواده نامزدش
و
پر از کینه و نفرت نسبت به دو الفایی که هیچ وقت
قرار نیست چهرشونو از یاد ببره............
درحال اپ
امگاورس، انگست، امپرگ، انتقامی، هپی اند
کاپل: ویمینکوک
خلاصه داستان: پسری به اسم جیمین که بعدورشکستگی ومریضی سخت پدرش مجبورشدازبوسان به سئول بیادوبه سختی کارکنه تابرای خانوادش پول بفرسته.جیمینی که حالا18سالش شده و مطمئنه که قراره یه گرگ الفابشه چون ازپدرومادرالفابه دنیااومده چی میشه که درست یه مدت قبل ازتولد18سالگیش یه الفای خشن و ثروتمندترین وپرنفوذترین والبته عوضی ترین مردکره روتاسرحدجنون عصبانی کنه؟؟!! چی میشه وقتی بفهمه قرارنیست یه الفای قوی بشه و حساب اون عوضیوبرسه؟؟!! شایدم این امگابودنش به دردش بخوره و بتونه ازنظرجنسی حسابشوبرسه...!! 💦🔞😜
قسمتی ازفیک: همونطوری که دستموروچاک باسن خیس ازابم میکشیدم سعی میکردم فورمون بیشتری ازادکنم....وخبــــــــــــ
همه ی ایناجلوی چشمای بشدت وحشی اون الفای تشنه به بدنم بود، نفسای تندش حتی ازاین فاصله ام حس میشدو...
البته که حق دست زدن نداشت... اون بایدتنبیه میشد...
دستموکه روباسن خیسم میکشیدم به سمت سوراخ پرازابم بردموانگشت اشارموکمی داخل کردم... انگشتای من خیلی کوچیک و ظریف بودن فقط نصف یه بندانگشتم داخلم شدومن تااین حددردکشیدم.....!!!! بااین حساب اگ دست این وحشی بااون عضوهیولاییو غول پیکرش بهم برسه...
وضعیت:درحال آپ.
‼️در حال ادیت‼️
امگاورس، رمنس، امپرگ، کمی انگست
کاپل: کوکمین، تهگی، نامجین
she is a he 2(فول شده💜)
.
.
فصل دوم
.
.
خلاصه: من یه پسرم...یه پسر گیج...مهربون...سر به هوا...به قول تاتا پاستیل...
دلم برات تنگ شده اقای رییس...تو چی؟
من یه پسرم...
.
.
ژانر: کمدی.فلاف.رومنس.اسمات
.
کاپل: کوکمین.تهگی
.
.
❤mini stories❤
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆
Name: Insanity
Genres: smut dark romance drama psychological
Couple: kookmin , vmin
Channel: Everythingaboutbtss
Writer: sheri
Up Time: #Full
[پارت ها طولانی هستند]
☆خلاصه☆
●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست
جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره...
ولی آخر داستان چی میشه؟
●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه...
ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه !
یا محو چشمهای بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟
--------------------------------------------------------
☆قسمتی از فیک☆
-کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن...
سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد
-بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن
و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین میکشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...
(فصل اول فول شده💜)
.
_هی پارک جیمین این دیگه چه کوفتیه؟
موهای کلاه گیسشو با یه حرکت پشت گوشش داد و به گوله جورابی خیره شد که تو دست جانگکوک.. رئیس بداخلاقش بود...با چشمای گشاد شده سرشو پایین گرفت و به قفسه سینه اش خیره شده سمت چپش صاف شده بود و سمت راستش برآمده بود هینی کشید و دستشو رو سینه اش گذاشت
__اون...اون...
.
**جیمین برای پول خودشو شکل یه دختر در میاره تا بتونه توو رستوران جئون جونگکوک استخدام بشه**
.
ژانر: کمدی.رومنس.فلاف.اسمات
.
کاپل: کوکمین .تهگی
.
.
.
♡Mini stories♡
💜فول شده💜
.
.
وقتی فرشته ها نقطه ضعفش میشن...
وقتی آسیب دیده ترینشون میشه ملاحت تک تک ثانیه هاش...
وقتی درد ها...استرس ها...و ترس های فرشته ی هفده سالش...
مرد میکننش توو اوج شونزده سالگی...
وقتی به تکاپو میندازنش...شجاع میکننش...که ببره این خط بدبختی رو از زندگی جیمین...
جیمین...پسر اروم و عجیب مدرسه
اونقدر اروم مثل اومدن و رفتن شکوفه های زخمی درخت حیاط پشتی...
عجیب...مثل اشک های قایمکی کلاس های ساعت ۴ بعدازظهر ...
با معماها و ترس هایی پشت ساده ترین رفتاراش...
که شده...فرشته ی زندگی جئون جونگکوک...
اما...اگر ترس کل وجود جیمین رو گرفته باشه چی؟
.
.
ژانر: انگست•daddy issue•hurt jimin•رومنس•اسمات
.
.
کاپل: کوکمین
.
.
Mini stories