🛹Sope1🛹
38 قصة
Agust D 2 بقلم Purplesora
Purplesora
  • WpView
    مقروء 36,363
  • WpVote
    صوت 7,078
  • WpPart
    فصول 38
فصل دوم آگوست دی.فیک ترجمه شده. یونگی داره بیخیال میشه. داره آگوست رو رها میکنه. چون با وجود آفتاب، درخت های نخل و دریا، کی به یه آدم کش نیاز داره؟ ولی به شکل بی رحمانه ای بهش یادآوری میشه نمیتونه از هویتش فرار کنه، نه تا یه میلیون سال دیگه. چون به یه چیز تیره تر، یه چیز سرد تر از آگوست نیازه تا تیم از این مخمصه نجات پیدا کنه. هیچوقت نباید چیزی که مال اونه رو ازش بگیری. هیچوقت. (این فیک هنوز توسط نویسنده در حال آپه، پس لطفا قبل خوندن به ریسکش توجه کنید) Written by: Hopefullylost
B̶i̶t̶t̶e̶r̶s̶w̶e̶e̶t̶ || Sope  بقلم astxrism_nae
astxrism_nae
  • WpView
    مقروء 195,677
  • WpVote
    صوت 8,392
  • WpPart
    فصول 35
Life just has those bittersweet moments. || it is a sope story the first few chapters may seem like it's not but it's just part of the story I began writing this when I didn't know what i was doing ||
𝐓𝐡𝐞 𝐃𝐞𝐯𝐢𝐥'𝐬 𝐀𝐧𝐠𝐞𝐥 || ᴍ.ʏ.ɢ × ᴊ.ʜ.s بقلم p3rd1t10n
p3rd1t10n
  • WpView
    مقروء 9,091
  • WpVote
    صوت 521
  • WpPart
    فصول 9
"Mr. Min, it seems as though Mr. Jung has left" "Find him now, and bring him back. I must have him" Yoongi, the devil, kidnaps angels every year to rule the underworld with him. He usually would let the angels go after that year passes, but this year will be different.
Alpha's Omega بقلم 12bishakhatamang
12bishakhatamang
  • WpView
    مقروء 205,227
  • WpVote
    صوت 11,375
  • WpPart
    فصول 31
Hoseok (Omega) is the prince of Jung clan and Yoongi (Alpha ) is the prince of Min clan , they both knew each other from childhood days , their parents decided to get them married . One day Yoongi's parents got killed by the enemies when he was twelve , from that day he became cold toward everyone but not toward his loved once.
yoonseok smuts بقلم crappy_fanfics_
crappy_fanfics_
  • WpView
    مقروء 37,236
  • WpVote
    صوت 464
  • WpPart
    فصول 7
What am i doing with ma life
Yoonseok Oneshots~ بقلم jungsho_oks
jungsho_oks
  • WpView
    مقروء 13,477
  • WpVote
    صوت 286
  • WpPart
    فصول 7
Since the world doesn't have enough yoonseok one shots I decided to use my non-existent writing abilities to make some!
+3 أكثر
All About Sope بقلم Soraseok94
Soraseok94
  • WpView
    مقروء 173,080
  • WpVote
    صوت 7,375
  • WpPart
    فصول 52
Welcome to my Sope World~ This book will contain Sope photos, fanarts, facts and maybe oneshots. Any Sope photos or fanarts do not belong to me.
Bad boy angel | sope بقلم UNHOLYME
UNHOLYME
  • WpView
    مقروء 12,114
  • WpVote
    صوت 2,711
  • WpPart
    فصول 10
جیهوپ هیچوقت اسمشو به کسی نمیگه. فرشته‌ها اجازه ندارن هویت و اسم شون رو فاش کنن. اونا موجوداتی بال‌دار هستن که آفریده شدن تا به مردم عادی امید بدن. جیهوپ هم همچین فردیه. اون بال های بزرگشو زیر یه لباس گشاد مخفی می‌کنه و اجازه نمیده مردم بیشتر از دو متر بهش نزدیک بشن. هیچکس نباید از رازش خبر دار بشه و برای همین، اون توی مدرسه تظاهر می‌کنه که یه پسر خطرناکه. کاپل اصلی سپ ترجمه: UNHOLYME@ نویسنده‌: SOPEDAY@
Indigo Night | SOPE بقلم ItsTarane
ItsTarane
  • WpView
    مقروء 10,985
  • WpVote
    صوت 1,768
  • WpPart
    فصول 15
فیک Indigo Night 🌙 کاپل [ سپ، نامجین، کوکمین] ژانر: جنایی، ملو انگست، اکشن, مافیا خلاصه [ دوست مین یونگی پسر رییس مافیای سئول سال ها قبل تو یک روز ناپدید میشه و هرگز پیداش نمیشه، اما چی میشه اگه اون شخص بعد از چهار سال با نقش متفاوتی به زندگیش برگرده؟ داستانی که برای گفتن داره حقیقت داره و همه چی قراره به سادگی پیش بره؟] tw [blood, gun shooting, mental and emotional abuse, violence] ⚠️
24 | SOPE بقلم RednightRn
RednightRn
  • WpView
    مقروء 104,156
  • WpVote
    صوت 19,464
  • WpPart
    فصول 84
🔹 Name : 24 🔹 writer : Rednight 🔹 Genre : Mysterious , romance , dram 🔹couple : sope, vkook, vhope 🔹character : yoongi , hoseok , jungkook, taehyung, alex (به زودی این داستان ادیت و اشتباه های جزئی تایپیش، رفع می‌شه اهالی زیبا- ممنون از همراهیتون) روایتی از عمق چهاردیواری خانه هایی که از بیرون زیبا به نظر میرسیدند و از درون سرشار از ناگفته های سر به مهر بودند. عاشقانه های دردمند و درد های زیبا! --------------------- +من ترسیدم یونگی... من از جهان ترسیدم! وقتی اینقدر همه چیز رو بدون هیچ پرده ای بهم نشون میده؛ وقتی جهان رو اینقدر واضح میبینم؛ وحشت میکنم. من از زیادی فهمیدن میترسم یونگ، زیادی فهمیدن خطرناکه! ‼️ - بجز کاراکترهای آشنا، تمامی اسامی و شخصیت ها تخیلی بوده و هرگونه تشابه، تصادفی است! - تمامی حقوق مربوط به این داستان، متعلق به نویسنده است؛ هرگونه استفاده، ایده گرفتن، تغییر و یا نشر در کانال های تلگرام، روبیکا و سایر، ممنوع بوده و در صورت مشاهده، لطفا به نویسنده اطلاع دهید.
+18 أكثر