setiamp's Reading List
23 cerita
Scars [L.S] oleh warnox
warnox
  • WpView
    Membaca 40,956
  • WpVote
    Vote 6,548
  • WpPart
    Bab 34
[Completed] هرکسی توی زندگیش یه بار زخم خورده و ترجیح داده اونو یه راز نگه داره ولی وقتی بدن برهنه میشه جای زخم معلوم میشه و یادمون میندازه که رازمون راحت تر از چیزی که ما فکر میکنیم میتونه بر ملا بشه... Cover by beautiful soul @IWontBeTheOne فن پِلات پلیسی ، جنایی ، کارآگاهی (فکر کنم اولین در این ژانر ها باشه ?) Harry styles Louis Tomlinson Zayn Malik Paris Jackson Cobie Smulders Lauren Jauregui Camila Cabello Dominic Sherwood Cara Delevingne ... این داستان شامل صحنه‌های قتل و جنایی نامناسب میباشد هفتمین نوشته
•Amazing Sin• [L.S]  oleh SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Membaca 52,339
  • WpVote
    Vote 7,685
  • WpPart
    Bab 19
[Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین." "این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد. "جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرف‌های تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چاره‌ای به‌جز قبول کردن حرف‌های لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوست‌پسرش رو بدزدم چی؟" یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوست‌پسر' تاملینسون. °Persian translation°
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) oleh PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Membaca 139,153
  • WpVote
    Vote 30,068
  • WpPart
    Bab 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
Lie To ME [L.S] oleh barry__s
barry__s
  • WpView
    Membaca 4,247
  • WpVote
    Vote 958
  • WpPart
    Bab 11
روزی خواهد رسید که برای داشتنم مجبور به اجباری. روزی خواهد رسید که برای بوسیدنم اشک خواهی ریخت، اما تا رسیدن به آن روز، خوب نگاهم کن، من تکرار نمی‌شوم.
HARRY STYLES'S QUOTES oleh Ariiyara
Ariiyara
  • WpView
    Membaca 30,646
  • WpVote
    Vote 4,560
  • WpPart
    Bab 50
cober by @poorlarrie نقل قول هایی از هری استایلز... برای وقتایی که یکی میگه فقط بخاطر قیافش طرفدارشی بگی نه فقط برای اون، چیزای دیگه ای هم هستن...?
28 Days [L.S] oleh MakeRainbow
MakeRainbow
  • WpView
    Membaca 22,975
  • WpVote
    Vote 6,327
  • WpPart
    Bab 32
"شاید هدف فقط کشیدنش بود. ولی نه روی کاغذ، روی قلبم." Highest Ranking : #1 in boy×boy #5 in shortstory
Rental Father  L.S oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 156,334
  • WpVote
    Vote 16,070
  • WpPart
    Bab 50
پول....پول....پول....همه چیز بر مبنای پول . شهرت، درمان، خوشبختی، آسایش، امنیت، رفتار، قضاوت، محبت، غم، شادی، کمک، صبر، عجله، چشم پوشی، خطا، درست، غلط..........و حتی........تحصیلات. پس میتونم این دو خطو توی نصف خط خلاصش کنم. زندگی بر مبنای پول.....آره اینم یه نوع زندگیه....زندگیهه که برای بدست آوردن پایش ( پول ) دست به کارایی میزنی که حتی خودتم فکرشو نمیتونی بکنی.
𝑜𝑐𝑒𝑎𝑛 L.s oleh Blueviolettaxx
Blueviolettaxx
  • WpView
    Membaca 19,778
  • WpVote
    Vote 4,197
  • WpPart
    Bab 34
بطری توی دستش رو سر کشید، چشم‌هاش پر از اشک بود و به سرخی میزد. با پشت دستش دور لب‌های خیسش رو پاک کرد. " چی آرزو کردی؟" هری کمی فکر کرد، مثل اون چشم‌هاش پر از اشک شد و اشک، رنگ سبز چشم‌هاش رو تشدید کرد. میدونست اگر بهش بگه ارزوش بر اورده نمیشه، اما اون دیگه هیچی برای از دست دادن نداشت. " بتونم توی اقیانوس چشم‌های تو غرق شم." - Kiwi styles #1- onedirection
SOUL PAINTER oleh itts_dina
itts_dina
  • WpView
    Membaca 344
  • WpVote
    Vote 81
  • WpPart
    Bab 8
ما همانند یک گل فروش و یک کتابدار که سالهاست حافظه خود را از دست داده و باهم نسبتی ندارند اما هر روز از یک مسیر هماهنگ به سوی خانه هایشان که در خلوت ترین کوچه های لندن قرار دارد میروند هستیم. افرادی که در کنجی از مغازه هایشان هر روز صدای یک موسیقی آشنا شنیده میشود که آن را بر گیتاری قدیمی پیاده میکنند...
Silent killer [L.S] oleh florrasita
florrasita
  • WpView
    Membaca 16,303
  • WpVote
    Vote 3,363
  • WpPart
    Bab 33
نمی تونست بیشتر از این تظاهر کنه خیلی دوستش داشت خیلی زیاد پس چرا پس چرا برای همیشه پیش خودش نگهش نداره؟ چرا نتونه برای همیشه داشته باشه تش هیچ زخمی عمیق تر از تظاهر به اروم بودن نمیتونه وحشی ترت کنه هرولد completed