Wanna read them
196 stories
ᴘᴇʀɪᴘᴇᴛᴇɪᴀ by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 15,478
  • WpVote
    Votes 3,236
  • WpPart
    Parts 24
ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sʟɪᴄᴇ ᴏғ ʟɪғᴇ, sᴍᴜᴛ ᴡʀɪᴛᴇʀ: ᴄᴄ * اینجا یه نقطه‌ی بی‌بازگشت برای کساییه که میخوان زندگیشون طور دیگه‌ای باشه. چانیول یه دانشجوی عکاس و تازه‌کاره که دنبال ترقی و پیشرفته اما به عنوان یه انسان زیادی بدشانسه و همیشه بدون این‌که بخواد گند میزنه. بکهیون وارث گروه بیون‌ها، یه مرد جوون و پرتلاشه که هرگز اشتباه نکرده و با تمام توان به سمت موفقیت می‌تازه. تلاقی خط سرنوشت اون‌ها، بدون این‌که بخوان به یه رسوایی بزرگ ختم میشه. چانیول برای اولین بار توی زندگی می‌فهمه خوش‌شانسی چه شکلیه و تمام زندگی بکهیون زیر و رو میشه...
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 63,045
  • WpVote
    Votes 14,713
  • WpPart
    Parts 35
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
𝐎𝐚𝐬𝐢𝐬 𓃭 by park__skyler
park__skyler
  • WpView
    Reads 83,397
  • WpVote
    Votes 13,738
  • WpPart
    Parts 129
♱ 𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮︲ 「𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐤𝐚𝐢 𝐬𝐞𝐤𝐚𝐢」 ♱ 𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 ︲ 「𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞」 ⌝ چانیول نمیتونست از معشوقه زیباش دل بکنه، بکهیون باید تقاص پس میداد. ولی نمیدونست زورش به اون جگوار قدرتمند میرسید یا نه. بکهیون سامورایی قدرتمندی بود که حتی رئیس جمهور خم میشد تا دستشو ببوسه، مردی که هر جا قدم میذاشت از طرف ۳ دولت چین، کره و ژاپن تک تیرانداز های اموزش دیده در تمام موقعیت قرار میگرفتن تا از این خون سلطنتی محافظت کنن. و حالا این افسر جوان میتونست انتقام چشمهای اشکی معشوقشو ازش بگیره؟ ⌞
🧸𝑻𝒆𝒅𝒅𝒚🧸 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 19,226
  • WpVote
    Votes 3,444
  • WpPart
    Parts 13
پارک چانیول آلفایی بود که قلبش رو متعهد به هیچکسی نمی‌دونست. درسته که بدجوری از امگاها خوشش میومد اما اون‌ها رو فقط برای یک شب می‌تونست تحمل کنه نه بیشتر...درست در بین ریتم بهم ریخته‌ی زندگیش، یک روز و کاملا ناگهانی خودش رو وسط ماجرایی دید که هیچ راه فراری براش وجود نداشت. و منشا این دردسر هم امگا کوچولویی با رایحه‌ی شیرین بیسکوئیت بود. 🧸🍪🧸🍪🧸🍪🧸 فیک: تدی کاپل: چانبک، هونهان ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
″𝑇𝑂𝑌 𝐵𝑂𝑌 ″ [کامل شده] by jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Reads 5,017
  • WpVote
    Votes 944
  • WpPart
    Parts 16
مینی فیکشن: 𝐓𝐎𝐘 𝐁𝐎𝐘 : 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒂 𝒈𝒐𝒐𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆 هیچوقت به کسی تعلق نداشت و نمیخواست داشته باشه.اون همیشه پیش میرفت، آدم هارو جذب میکرد،اون هارو شیفته، و عاشق خودش میکرد و بعد...مثل یه تیکه آشغال، دورشون مینداخت... «منطقش:نخ عروسک خیمه شب بازی رو پاره کن، قبل از اینکه اون نخ ها به دورت بپیچه...!» اما از وقتی مقابل اون دکتر روانشناس مغرور نشست، فقط به این فکر میکرد که چطور دهنش رو ببنده،چه با بوسه و یا چیز دیگه! 🍷• ژانر: درام، عاشقانه، اسمات، روانشناختی 🍷• کاپل: کایسو 🍷• رده سنی:+18 🍷• نویسنده: جِی جِی 🥇#kaisoo 🥇#kyungsoo
﹏•♡↬  great wrecking ball, great miracles_ S1 ↫♡•﹏ by feather_land
feather_land
  • WpView
    Reads 13,579
  • WpVote
    Votes 4,182
  • WpPart
    Parts 42
←فیکشن: توپ مخرب گنده، معجزه های بزرگ-فصل اول ←وضعیت: کامل شده ←کاپل: کایسو • سهبک ←ژانر: کمدی • مدرسه ای • رمنس ←محدودیت سنی: +18 ‡خلاصه‡ "شاید اگه جونگین دو روز بعد از تولدش از خواب بیدار میشد و میدید که آدم فضایی ها به زمین حمله کردن و بیون بکهیون سر دسته شونه و شرط نجات زمین اینه که جونگین دوست پسرش باشه! و یا بیدار میشد و میدید توی کلیساس و داره سوگند ازدواجش با بیون بکهیون رو میخونه! و یا بیدار میشد و میدید هیکل لخت بیون بکهیون روشه و خودشم چیزی تنش نیس و تو پایین تنه و کمرش احساس درد شدید میکنه! و یا بیدار میشد و میدید حامله س و بیون بکهیون خودشو پدر بچه ی توی شکمش معرفی میکنه!، باورش براش آسون تر از این بود که یکی تو اتاقش سبز بشه و از قضا لخت باشه و مادرش هم اونو تو وضعیتی ببینه که نباید و از همه بدتر اون غریبه بگه قبلا یه پنگوئن عروسکی بوده و الان تبدیل به انسان شده!"
 [ The Mania ] by Mahizard
Mahizard
  • WpView
    Reads 6,275
  • WpVote
    Votes 1,251
  • WpPart
    Parts 28
[ ⁵ ] [ مانیا ] مانیا به معنای شیدایی است. همچنین برای نامیدن عشقی که آمیخته به جنون است نیز استفاده میشود. زندگیه من زیادی عجیبه... همسرم یه روانیه که به حدِ مرگ عاشقمه و اگر یه نفر بیشتر از دَه ثانیه بهِم خیره بشه، درواقع حکمِ مرگِش رو امضاء زده! راستی تا حالا چیزی در موردِ فرشته های تبعید شده شنیدین؟... GENRE : FANTASY, ROMANCE, CRIMINAL, SMUT, ANGST COUPIE :CHANBAEK , SEBAEK WRITER : Stella
Gypsophila [COMPLETED] by Harlein_Queen
Harlein_Queen
  • WpView
    Reads 15,932
  • WpVote
    Votes 2,457
  • WpPart
    Parts 21
[BOOK 3] برای فرار از رسوایی راه‌های زیادی وجود داشت و انتخاب بدترین راه‌، تبعات جبران ناپذیری را رقم زد! "باید باور میکردی... باید باور میکردی که عاشقتم..." "ما فقط دستهای دراز شده به سمت همدیگه برای همراهی رو ندیدیم. اگر غفلت و لجبازی نمی‌کردیم الان رابطمون اینجوری نبود. شروع ما اشتباه بود. شروعی هم که اشتباه باشه هیچوقت به یه پایان درست نمی‌رسه..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل: چانبک ژانر: ازدواج اجباری، انگست، دارک رمنس، تراژدی وضعیت: خاتمه یافته نویسنده: هارلین کویین
Let me love you by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 161,660
  • WpVote
    Votes 25,308
  • WpPart
    Parts 42
🔥عنوان: بذار من عاشقت بشم 🔥کاپل ها: چانبک اصلی _ کریسهو فرعی 🔥ژانر: ازدواج_اجباری رمنس اسمات انگست 🔥نویسنده: golabaton 🔥وضعیت: کامل شده 💌✂️خلاصه عشق در نگاه اول، چیز کلیشه ای به نظر میرسه به خصوص اگه برای آدم بی اعصاب و مغروری مثل چانیول باشه‌ . چانیول بلد نبود مثل عاشق پیشه ها رفتار کنه و تنها کاری که ازش برمیومد این بود که اون پسر رو برای خودش نگه داره. اون پسربچه ی بازیگوشی که از رابطه با مرد ها فراریه ، مال خودش بود. اما آیا با خشونت، بکهیون عاشقش میشد؟
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 41,589
  • WpVote
    Votes 7,749
  • WpPart
    Parts 40
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...