اون روزِ کیونگسو هم مثل بیشتر روزای زندگیش عادی میگذشت.. یه روز عادی بود...کاملا عادی!
تا وقتی که چشماش با چشمای نافذ و عجیب اون پسر فوق جذاب و برنزه روبه رو شد. چشمایی که دقیقا مثل صورت لعنتیش در عین زیبایی عمیق بود و کاملا ناخوانا..
عادی بود، تا وقتی که پسر جلو اومد و با زل زدن توی چشماش ازش خواست تا خونه همراهیش کنه و کیونگسو بدون اینکه بتونه مخالفتی کنه با یه لبخند پیشنهادش رو پذیرفت.
هنوز همه چیز عادی به نظر میرسید تا اون لحظه ای که اتفاقات روی دور تند رفتن و بهش اجازهی تحلیل ندادن و زندگیش زیر و رو شد.
فقط متوجه شد به دیواری توی یه کوچهی تاریک کوبیده شده و لباش جوری بوسیده میشن که انگار تمام انرژی بدنش از اون نقطه مکیده میشن
و بعد بیهوش شد.
کیم جونگین، پسر حساس دبیرستانی، تنها کاری که تا بحال میکرده درس خوندن بوده.
خیلی دوست داره توی مدرسه محبوبیت داشته باشه و همچنین با پارک چانیول و اوه سهون دوست بشه اما بخاطر گوشه گیری و اعتماد به نفس زیر صفرش نمیتونه هیچکدوم از اینا رو داشته باشه.
یه روز وقتی چانهون دارن پز سایتی به اسم
Jollity with D.O
رو میدن به محض رسیدن به خونه سرچش میکنه و سعی میکنه از این طریق بهشون نزدیک بشه..
دو کیونگسو،
قلدر و خلافکار مدرسه،
به پسر انتقالی و پخمهی کلاسشون مشکوک شده بود.
چون اون زیر نظر داشتش و با نگاهاش سوراخش میکرد.
تصمیم داشت یه جا خفتش کنه و بلاخره فرصتش پیش اومد.
1400/06/02
complete
•¬کاپل: کایسو | هونهان
•¬ژانر: فانتزی | تخیلی | اومگاورس | انگست | هپی اند
•¬خلاصه: مادرم وقتی حامله شد می دونست یه گرگ قدرتمند رو درون خودش پرورش می ده و بابا میگفت توله اش قراره الفایی قدرتمند تر از پدر و مادرش بشه. حتی گاهی تو خلوت با خودش فکر میکرد شاید پسرش آلفای قرمز بشه. کسی چه می دونست.
نه ماه رویاهای شیرین خانواده ام با تولد من حباب شد. یه توله گرگ خاکستری متولد شد. یه اومگا مذکر... من.... دو کیونگسو.
═ ∘♡༉∘ ═
#Nemo
بکهیون و کیونگسو دوستایی هستن که توی یتیم خونه ی خارج از شهر همدیگه رو دیدن و از همون موقع همیشه کنار هم بودن؛ تا اینکه مجبورشون می کنن توی مزایده ی غیر قانونی شرکت کنن.
داشت غرق میشد و برای این نیازی به آب نداشت.
᯽᯽᯽
زوج: کایسو
ژانر: درام عاشقانه
وضعیت: تکمیل شده✅
یه چهارشاتی خیلی زیبا از دوست عزیزم
Tombik Tomboy
نویسندهی فیک سکرت و آسانسور
*اجازه ی ترجمه کسب شده✔