ماریا دختر 16 ساله ای که برای زندگی جدیدی به اوکلند میاد.
ولی قبل از اینکه به خودش بیاد زندگیشو به پسر مافیا اوکلند میبازه.
+ تو اما وارد رگهایم شدی و همه چیز تمام شد؛ و خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم
-Z
[ zayn malik ]
[ Sexual content ]
COMPLETED
Ranking #1 in Fanfiction
-حداقلش من همینی ام که هستم، تو کی هستی پشت نقاب هات ؟!
+من همون لعنتیم که قرار بود عذابت بدم، ول ی نمیدونستم با عذاب دادنت خودمم نابود میشم !
Highest ranking : #1 in fanfiction
For more than four continuous months
-داری محدودم میکنی!
+نه... فقط دارم عاشقت میکنم.
-نمیخوامش!
+دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
We do this... together..
We lie...
We play our part...
We fight
We kill...
To protect eachother cause eachother all we have...
ما این کارو باهم انجام دادیم...
ما دروغ گفتیم...
نقشمون رو بازی کردیم..
جنگیدم...
ما آدم کشتیم...
تا از همدیگه محافظت کنیم...
چون تمام چیزی که داریم همدیگه است...