Ziam♡
40 historias
Anne por BHr_1D
BHr_1D
  • WpView
    LECTURAS 22,150
  • WpVote
    Votos 3,661
  • WpPart
    Partes 31
زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]
Sunrise In Hollywood(Z.M) por youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    LECTURAS 126,897
  • WpVote
    Votos 17,743
  • WpPart
    Partes 76
_اسمشو چي ميذاري؟ بدگماني يا واقعيت؟ +من بهش ميگم توطئه
Black River {Ziam} por justlilian
justlilian
  • WpView
    LECTURAS 4,979
  • WpVote
    Votos 994
  • WpPart
    Partes 23
[On hold] « زوزهٔ وحشتناك باد رو شنید. جلوی اشك هاش رو گرفت. چقدر ترسناك بود که مردن یك نفر براش اهمیت داشت....! » Warnings⚠️: Violence, sexual harassment
Cigarettes After Sex por mah_sr
mah_sr
  • WpView
    LECTURAS 22,601
  • WpVote
    Votos 3,954
  • WpPart
    Partes 27
[COMPLETED] همه سیگارهایی که مرهم حقیقت‌های سمی بودن و سکس‌های خاموشی که خاطرات رو، غده کردن. زیام. ۲۶ ژانویه ۲۰۱۹ تا ۳۰ می.
Blue Dreams Store por _selenilium
_selenilium
  • WpView
    LECTURAS 7,458
  • WpVote
    Votos 1,980
  • WpPart
    Partes 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story
BORN FREE  por mintwriter1
mintwriter1
  • WpView
    LECTURAS 16,042
  • WpVote
    Votos 4,364
  • WpPart
    Partes 49
❌Completed❌ بی هویت راوی قتل هایی خاموش ×تو فکر میکنی چاقو دسته شو نمیبره، اما نمیفهمی که چاقو ماهیتش عوض نمیشه چاقو برنده س میتونه ریز ریزت کنه× اخطار⚠️: [این روایت دارای صحنه های قتل و شکنجه میباشد] #blood #hell #killer #free #action #ziam #murders
Wrong Side Of Heaven (L.S . Z.M) por harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURAS 10,994
  • WpVote
    Votos 1,631
  • WpPart
    Partes 41
در تاریکی و سردی وجودم ، باز هم دست هایم را به سمت تو برای نجات پیدا کردن از این مرداب مرگبار دراز خواهم کرد. و در آینده ای نه چندان دور این تو هستی که در تاریکی و سردی وجودت ، دست هایت را به سمت من دراز می کنی تا از باتلاق مرگبارت نجات پیدا کنی. و آن زمان من ، مانند تو نخواهم بود و دست رد به سینه ات نخواهم زد. در آن زمان من نجاتت خواهم داد و تو را در آغوش می گیرم و دربرابر تمام تاریکی های زندگی محافظت خواهم کرد. من منتظرت خواهم ماند ، تا زمانی که دوباره بتوانیم عاشق یکدیگر شویم ، این بار برای همیشه.
Rejection of blood por _Sogand_
_Sogand_
  • WpView
    LECTURAS 16,607
  • WpVote
    Votos 2,755
  • WpPart
    Partes 32
دوئلی که با مرگ شروع میشه اما به زندگی ختم میشه. . کی برنده‌ی این جنگه؟
love is blindness  por lullebycandy
lullebycandy
  • WpView
    LECTURAS 7,876
  • WpVote
    Votos 839
  • WpPart
    Partes 14
٩٩٪‏ اون يه فرشته بود اما اوه اون ١٪‏ ...
Destiny[ziam]  por Dia__4
Dia__4
  • WpView
    LECTURAS 12,169
  • WpVote
    Votos 1,853
  • WpPart
    Partes 36
همه چیز به خودت بستگی دارد حتی اینکه چطور "سرنوشتت" را تغییر دهی، با یک انتخاب. و چه چیزی بهتر از آن، که آن انتخاب "عشق" باشد!