Favorites
9 histórias
Liberte noire - 20th  de pegahfk
pegahfk
  • WpView
    Leituras 115,022
  • WpVote
    Votos 21,353
  • WpPart
    Capítulos 75
آزادی سیاه " بالاتر از سیاهی کجاست لویی؟" " نمی دونم، شاید همین نقطه که ما ایستادیم " خلاصه : داستان تو قرن ۲۰ اتفاق می افته، هری مجبور میشه برای کاری بره به یکی از شهر های آلمان و موقتا تو یکی از هتل ها می مونه که از قضا مدیر اون هتل ... ~ sharing - no smut ~slow update ~slow burn & angst
Climb de sobhanHudson
sobhanHudson
  • WpView
    Leituras 5,668
  • WpVote
    Votos 872
  • WpPart
    Capítulos 35
كارا ميدونه كه قراره نويسنده ي بزرگي بشه همچنين ميدونه كه خودشو عشق بچگيش هري استايلز باهم از پس موانع بر ميان.اما وقتي هري براي رسيدن ب هدفش كارا رو تنها گذاشت،دنياي كارا از هم پاشيد،رفتن هري باعث شد كارا راضي به ازدواج با مردي شود كه عاشقش نيست.......درون كارا در جست جوي چيزيه.آيا كارا قله هاي "صعود"رو طي ميكنه تا موفق بشه؟؟؟؟(اقتباس شده از رمان لوسي ماد مونتگمري)
Ball of Fur  de SepandX
SepandX
  • WpView
    Leituras 104,639
  • WpVote
    Votos 17,806
  • WpPart
    Capítulos 38
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟ • a Larry Stylinson Fanfiction. [Mperg.] • -سِپَند تلگرام : FanfictionsOnly
Louten~[L.S] de larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Leituras 78,198
  • WpVote
    Votos 17,919
  • WpPart
    Capítulos 34
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه . چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم. این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد. به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
Russian Roulette [L.S] de Herawx
Herawx
  • WpView
    Leituras 12,221
  • WpVote
    Votos 1,639
  • WpPart
    Capítulos 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
Forever in your memory | L.S - AU de Marry____
Marry____
  • WpView
    Leituras 93,282
  • WpVote
    Votos 13,522
  • WpPart
    Capítulos 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
Take Me To Church [L.S](Persian Translation) de PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Leituras 22,896
  • WpVote
    Votos 4,415
  • WpPart
    Capítulos 10
[Completed] شيطان واقعيه و اون يه مرد كوچك قرمز با شاخ و دم نيست. Larry Stylinson Short Story. Written by: @Louish Translated by: @Vampire_sh17
We made it [L.S] de curlycarrot46
curlycarrot46
  • WpView
    Leituras 10,995
  • WpVote
    Votos 3,682
  • WpPart
    Capítulos 18
"میخوای همه چی خراب شه؟..من هیچی...خودتو ببین...اگر بفهمن تمام آرزوهات نابود میشن." "خیلی وقته خوندن دیگه آرزوی من نیست." "پس آرزوت چیه؟" "تو..." "اما...این شدنی نیست.اونا می‌فهمن و اونموقع کاری از دست ما برنمیاد." "تا وقتی که دستات تو دستام باشن از پس هرکاری برمیام..."
obviously || Larry [persian translation] de zayneix
zayneix
  • WpView
    Leituras 33,352
  • WpVote
    Votos 7,162
  • WpPart
    Capítulos 25
[Completed] "لویی نابیناست؛ اون طرفدار واندایرکشن یا درواقع فنِ هری استایلزه، و درست از لحظه ای که اونها همدیگه رو ملاقات میکنند زندگی لویی زیر و رو میشه..." * * * author ( on ao3) : sweetkisses