جیمین به صورت مخفیانه توی لاکر کراش سال بالاییش نامه میذاره.
برای رو در رو صحبت کردن با کراشش زیادی خجالتیه.
[چپتر ها کوتاهن]
-جیمین: یه سال پایینی 15 ساله و
یونگی یه سال بالایی 19 ساله ست.
•ترجمه ی فارسی•
Credit: btswritings
-تهلون؟
تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد.
-تدی.. نیدا تن
با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت.
-کوکی؟؟؟
صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟
بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند.
-گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام
-تدی نالاحت شد
-نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب
-دلوخ میگی؟
-نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته
اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره.
.
..
...
تغییر کردن کار سختی نیست..
تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه!
اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد..
اما حالا همه چیز عوض شده..
کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره میکرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه!
Name :
Im not your toy!!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/8/24
End:
1399/11/24
32 parts
تهیونگ هیچوقت حاضر به بستن دهن جونگکوک نبود
از دردی که میکشید تغذیه میکرد و لذت میبرد پس دلیلی برای بستن دهنش نمیدید
دوست داشت ذره ذره خورد شدن جسم نحیف زیرشو با چشمای خودش ببینه و با گوش های خودش بشنوه
عیبی نداشت اگه جونگکوک ازش نافرمانی میکرد اتفاقا خوشحالم میشد از اینکه بعدش قرار بود از اون بچهی سرتق انتقام بگیره
انتقام؟
نه اسمش انتقام نبود
شاید تنبیه
تنبیه از روی دوست داشتن
و برای دوست داشته شدن...
+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟
_زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن
+ جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه
تغییر کنه!!
اسمات 🔞
روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه
به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه
(Persian translation)
راستش،جیمین و ته هیونگ موفق شدن که دوباره هم اتاقی هم تو کل تور بشن
ولی ته هیونگ...متفاوته. اون بالغه.اون هیچ وقت لبخند نمیزنه.
بجز وقتایی که جیمین نزدیکش باشه. ولی چی؟ جیمین اینو نمیدونست، تهیونگ اینو مثل راز نگه داشته بود.بیشتر شبیه،بخشی از اون بود که اون هرگز ندیده بود.
جیمین خیلی زود جزء ای از اون میشه،و زندگیش شروع ب تغییر می کنه.خیلی زیاد...
*به شدت به شدت اسمات*
فیک با اجازه از نویسنده ترجمه شده
ترجمه همکاری me & Lia
Vmin 5#
523k ریدر
17،6k ووت
سه گانه ی my fucking life :
فصل اول : my little big brothers
فصل دو : the change up
فصل سه : tears
خلاصه فصل اول :
جونگکوک راز بزرگی داره که از هیونگ هاش پنهانش میکنه ... ولی اتفاق جادویی که شب تولدش رخ میده درها رو به روی گذشته اش باز میکنه و همه چیز رو تغییر میده ...
به کسایی که از صحنه های باز و خشن و بی دی اس ام خوششون نمیاد توصیه میکنم نخوننش⛓🖤
کاپل اصلی: کوکمین
ژانر: romance , smut , harsh , kink , mafia , angst
🖤🩸⛓ Bite me ⛓🩸🖤