vkestp's Reading List
40 histórias
Royal Omega de hadisMoon
hadisMoon
  • WpView
    Leituras 88,822
  • WpVote
    Votos 7,774
  • WpPart
    Capítulos 16
اون یه امگای سلطنتیه ،واسه همین تا الآن دووم آورده ......................... - می خوام با کوک حرف بزنم. * ازش فاصله بگیر. ......................... + ترجیح میدم گرگم بمیره تا هرشب زیر خواب یکی باشم. ......................... داستانش آرومه ،پس عجله نکنید 💋 #romance#smut#امپرگ couple : vkook, yoonmin,namjin
rebellious(سرکش)  de Querencia_Metanoia
Querencia_Metanoia
  • WpView
    Leituras 59,123
  • WpVote
    Votos 5,255
  • WpPart
    Capítulos 54
🂡🂡🂡مردی، زاده از قدرت، که نگاهش زمین رو از حرکت می‌اندازه. سرد، خاموش، مثل سایه‌ای که همیشه یه قدم از مرگ جلوتره. می‌گن بی‌رحمه، سنگه، اما هیچ‌کس نمی‌دونه تنها کسی که دل این جهنم‌زاده رو لرزوند، یه انتخاب بود. انتخاب سرپرستی یه پسر پاک، که چشم‌هاش لبریز سکوت بود و دست‌هاش هنوز با جهان سیاه اون آشنا نشده بودن. اما عشق همیشه آغوش نیست. اون پسر، زیر پر و بال این مرد، سوخت، شکل گرفت و درآخر زهر شد. حالا آس پیک پنهان در تاریکی اون مرده؛ یه سلاح مرگبار که پنهون پشت لبخندی دلرباست. برای اون مرد می‌کشه، بدون پرسش، بدون مکث و از جسد دشمن‌هاش، پله‌هایی می‌سازه، پله‌هایی رو به مردی که نجاتش داد، نابودش کرد و حالا تنها آغوشیه که حاضرِ توی آتیشش بمیره. این داستان سقوطی‌ست در لباس نجات، عشقی زهرآلود، میان قاتل و نجات‌یافته‌ای که خود تبدیل به مرگ شده. 🂡🂡🂡🂡 برشی از فیک 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «-اونقدر بهت نزدیک شدم که میتونم لمسش کنم، دردهات، آرزوهات و لذت هات میخوام همشون رو احساس کنم» 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «پشیمون نیستم، حالا هدفم معلومه، میخوام روی زمینی که قدم میزنی فرشی از جنس دشمن هات پهن کنم.» Genre: mafia, action, drama , romance, smut, verse نویسنده: hediyeh
My Sin de Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Leituras 1,244,523
  • WpVote
    Votos 110,679
  • WpPart
    Capítulos 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم... -میتونستی با صاحبش انجام بدی جعون... ... -ازت خواستم بمونی... -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هاتو براورده کنم... ... دو نفر... از دو خانواده ی متفاوت... پشت نقاب سادگیشون یه شیطان پرورش دادن... اما خب... کسی یادش نبود... اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن... ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک___سپ___نامجین و... ژانر:هیجانی___عاشقانه___روزمره___+۱۸___اسمات___کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) (هر روز اپ میشه) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست... ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 🥇 tae 🥇 taekook *_*
𝗢𝗿𝗮𝗻𝗴𝗲 ᴷᵛ ᴬᵁ de vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Leituras 383,331
  • WpVote
    Votos 39,847
  • WpPart
    Capítulos 52
• خـلاصـه: کیم تهیونگ مجبور می‌شه مدتی به جای مادرش توی محل کارش حاضر بشه؛ اما فکرش رو هم نمی‌کنه رئیسِ مادرش همون کسیه که قراره برای اولین بار عشق رو باهاش تجربه کنه. • بـرشی از داسـتان: - مثل اینکه یادت رفته چرا اینجایی. + مگه می‌شه بدبختی‌ای که برام به وجود آوردی رو از یاد ببرم؟ زبونِ اون پسر همیشه همین‌قدر دراز بود؟ این مسئله چیزی نبود که جونگکوک به‌خاطرش خوشحال بشه. اتفاقاً برعکس، ترغیب می‌شد تا تمام توانش رو به کار بگیره و پوسته‌ی گستاخانه‌ش رو از بین ببره. هیچ‌کس حق نداشت روی حرف جئون جونگ‌کوک حرف بزنه. - تو با خواست خودت اینجایی، نارنجی. پس هر اتفاقی بیفته کسی مسئولِ بدبخت شدنت نیست. مفهومه؟ ✗ اتمام یافته ⋄ 𝐍𝐚𝐦𝐞: Orange ⋄ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: KookV ⋄ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Comedy, Smut ⋄ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
Affliction  de ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Leituras 173,179
  • WpVote
    Votos 14,345
  • WpPart
    Capítulos 55
جئون جونگکوک، کسی که دقیقا‌ً مثل یک آفت درست وسط زندگی کیم‌ تهیونگ افتاده، یک بوکسور ماهره،ولی تهیونگ اینطور فکر نمی‌کنه، به‌نظر تهیونگ، جونگکوک بداخلاق‌ترین، بی‌ادب‌ترین، و بدترین آدمی هست که اون به چشمش دیده. ولی مرز بین عشق و نفرت، یک مرز باریکه. و اون‌ها باید از اون مرز بگذرن تا متوجه بشن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.
window (Kookv) de Nilzland
Nilzland
  • WpView
    Leituras 62,393
  • WpVote
    Votos 8,134
  • WpPart
    Capítulos 25
[Completed] ⚠️بازگردانی‌شده⚠️ همه چیز از یه پنجره شروع شد! عجیبه نه؟! خب اون پسری بود که هرشب یواشکی از پنجره میومد تو اتاقم تا من بتونم با بغل کردنش بدون کابوس بخوابم، چون اون تنها غریبه ای بود که اجازه میدادم لمسم کنه اما صبح که میشد همه چیز تغییر میکرد، همه چیز...! ژانر: رمنس، فلاف، اِمپرگ، مدرسه ای، اسمات🔞 کاپل: کوکوی تایم آپ: تکمیل شده بازگردانی: نیلز🌸
𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕] de Vernious
Vernious
  • WpView
    Leituras 198,358
  • WpVote
    Votos 29,141
  • WpPart
    Capítulos 36
[Completed] 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢🌱🥭 [koh-mo-reh-bee] (n.) کلمه ای ژاپنیست، به معنای پرتوهایی از خورشید، که از لا به لای برگ درختان عبور میکنند و به زمین میتابند. ∘₊✧──────✧₊∘ کیم تهیونگ، امگای شیرینی که عطر انبه تمام وجودش رو در بر گرفته بود، فکرش رو هم نمیکرد که نخوردن قرص‌های پیشگیری از هیت میتونه اینطور زندگیش رو دگرگون بکنه و اون رو با آلفای جوانی آشنا بکنه که خاص بود. همه چیز اون پسر خاص بود. از رایحه ی کمیاب واعتیاد آورش گرفته، تا رفتار و باورهاش. -«عشق نباید به عاشق درد بده.» -«عشق زاده میشه تا درد بده؛ ماهیتش درده و من اعتراضی ندارم. اگر درد میده، درمان هم میده.» با سکوت تهیونگ، جونگکوک لبخند ملیحی زد و یکبار دیگه با عطش لبهای خواستنی امگای جوان رو بوسید و لب زد: -«درد و درمان عشق من تویی تهیونگ.» 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 🌱 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 🌱 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 🌱 𝐒𝐦𝐮𝐭+18 اینجا همه چیز بوی انبه میده...🥭 Cover by: MJ_storiess
𝘓𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘧 𝘥𝘢𝘳𝘬𝘯𝘦𝘴𝘴 «Vkook» de zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    Leituras 654,442
  • WpVote
    Votos 62,173
  • WpPart
    Capítulos 67
_من سایه ام. _و من نوری که سایه رو دنبال می کنه. **************************************************** _توی دنیایی که تو زخمی و من درمانگر...یک عشق چطوری قراره به وجود بیاد؟. _برای به وجود اومدنش...باید منو درمان کنی. دکتر جئون جونگکوک، پنج ساله که با کیم تهیونگ رئیس یک گنگ مافیایی ازدواج کرده...اما اون از مافیاها متنفره...و داره تمام تلاشش رو می کنه خودش رو از بند این زندگی نجات بده. اما در این راه متوجه راز هایی میشه که همه چیز رو تغییر میده. آیا اون موفق میشه خودش و پسرکوچولوی چهارساله ش رو نجات بده و زندگی دلخواهش رو به دور از همسرش، کیم تهیونگ بسازه؟ کاپل:ویکوک، هوپمین، نامجین ژانر:امگاورس، رمنس، انگست، اسمات، اکشن، مافیایی
404 Feelings (Kookv) de Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Leituras 34,215
  • WpVote
    Votos 5,542
  • WpPart
    Capítulos 14
←⁩ ارور احساسات تمام‌شده. ✔️ قایم شدن پشت ماسک یک آلفای هات و جذاب قرار بود دل کراشش رو بلرزونه؟ جونگکوک راجع‌بهش مطمئن نبود اما امتحان کردنش که ضرری نداشت، داشت؟ حتی اگه آدم پشت ماسک یک بتای خجالتی و ساکت باشه. کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، امگاورس، فلاف
A F R O D I T  [KookV]  de mawni_o
mawni_o
  • WpView
    Leituras 144,172
  • WpVote
    Votos 22,074
  • WpPart
    Capítulos 42
" کامل شده" _ سکسپیر میگه.. عشقم را در برابر دست تو و دستم را در عشق تو می نهم ماگ قهوه اشو پایین اورد و چشماشو توی حدقه چرخوند + اولا اون شکسپیره نه سکسپیر احمق.. و بعدم اون جمله کوفتی اینه.. عشقم را در برابر عشق تو و دستم را در دست تو می نهم. چرا وقتی بلد نیستی اصرار داری که استفادش کنی.. با اینکارات قرار نیست بزارم اینجا بمونی نه تا وقتی که حداقل اسم کوفتی شکسپیرو درست بگی _ بیخیال عروسک.. میدونم توام توی اعماق قلبت دلت نمیخاد از دستم خلاص شی با چشمایی بی حس به لبخند خرگوشی پسر مقابلش زل زد و از توی جیبش گوشیشو برداشت و شماره ای گرفت _ اداره پلیس کلانشهر سئول بفرمایید؟ . . . کاپل : kookv ژانر: رمنس،درام، اسمات، روزمره