دنیای بکهیون چیزی جز قتل و بیماری های روانی نداشت تا قبل از اینکه محور زندگیش از جنون و اعتیاد، به چشم های وحشی پسری که پیانو میزد تغییر کنه
_______
یه پسر برهنه و خون الود تو چشم هاش میرقصید. چیزی شبیه اخرین رقص اکو به عشق نارسیس، قبل از اینکه ازش فقط یه صدا باقی بمونه که هر ثانیه بیشتر رو به افول میره...
کامل شده
چانبک، سکای
خشن، روانشناسی، رمنس، اسمات
"توی ماشینت میشینی و یک لیوان قهوهی سرد به دستت میدن. حکمت رو طوری توی دریا میندازن که لحظهای با خودت فکر نکنی این کوفتی شاید چیز ارزشمندی باشه. مسئولین اسکله هرگز چشم دیدنت رو ندارن. عذاب وجدان به گردنشون چنگ میزنه. چون شاید دو هفته بعد از رفتنت، شایعاتی از شهرکها بهشون میرسه. با هم پچ پچ میکنن؛ اوه، رفیق، فلانی رو یادته؟ همون که موهای کوتاه روشن داشت؟ یک گالن خون شده. یا یک بسته گوشت متحرک شد ه. اینها اسمهاییه که میذارن. ما میگیم: منبع. نیروی کار. اونها میگن: گالن خون. بستهی گوشت. و من صادقم، توصیف اونها دقیقتره. توصیفِ لعنتی اونها حقیقتا خیلی خیلی دقیقتره."
[CHANBAEK]
[Dystopia × Angst]
هشدار محتوا: خودآزاری/ توهم/ خون/ حیوانآزاری
" شلوغی آدم ها ، از کشیدن تیغ روی پوستش آزاردهنده تر بود؛ این درست مثل اُپِرایی بود که توسط جیغ بچه های یک ساله خونده میشد و شیشه های مغزش رو به لرزه در میورد؛ تنها هدف سهون این بود که اجازه شکسته شدن رو به اون جنس ظریف نده. اما درک همه چیز سخت تر میشه زمانی که مرز بین واقعیت و توهم از بین میره."
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐒𝐞𝐤𝐚𝐢-𝐇𝐮𝐧
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐲 . 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 . 𝐏𝐡𝐢𝐥𝐨𝐬𝐨𝐩𝐡𝐢𝐜 . 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی میکند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانهاند.
آلیس گفت: ولی من دلم نمیخواهد به سراغ افراد دیوانه بروم.
گربه گفت: اوه! شما چارهای ندارید. اینجا همهی ما دیوانهایم.
"این فنفیکشن ادامه داده نخواهد شد."
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Surreal × Psychological]