itsaba_'s Reading List
24 قصة
Me,You,Him! (Ziam) بقلم p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    مقروء 336,344
  • WpVote
    صوت 42,093
  • WpPart
    فصول 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
light it up and fall in love •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 397,589
  • WpVote
    صوت 44,462
  • WpPart
    فصول 84
Highest ranking : #1 in fanfiction +بیا نور ها رو روشن کن اینجا خیلی تاریکه -نترس بپر +تاریکه -نترس نورت میشم بپر +بپرم اونجایی تا منو بگیری? -درست همینجام همیشه
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 705,040
  • WpVote
    صوت 94,521
  • WpPart
    فصول 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.
Teacher  بقلم onedirection_iran_
onedirection_iran_
  • WpView
    مقروء 91,814
  • WpVote
    صوت 4,993
  • WpPart
    فصول 67
درسته كه بعضى چيزا حتى فكر كردن بهشون اشتباهه ولى همين باعث ميشه كه به سمتشون كشيده بشى دانش آموز من يكى از اون اشتباهات دوست داشتنى بود.
Broken Repair  (L.S) بقلم fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    مقروء 29,526
  • WpVote
    صوت 4,587
  • WpPart
    فصول 25
لویی به همراه دوستش مایکل تو لندن زندگی میکنه. اون خودشه، و خودش کاملا پرسروصدا و پر هیجان ، پررو و بامزس... و به این اشاره کردم که اون گی ه؟ یه عالمه تتو داره و زیاد فحش میده. لویی بخاطر یه رابطه ای که خیلی بد تموم شده، با مشکلاتش سر و کله میزنه. ولی چه اتفاقی میوفته وقتی مایکل با پسرای وان‌دایرکشن دوست میشه، و اونارو به آپارتمانشون میاره؟ Persian Translation The original story belongs to @pretzelsncake
How to be a criminal (L.S) (Completed) بقلم Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    مقروء 152,004
  • WpVote
    صوت 26,329
  • WpPart
    فصول 83
من دوست دخترمو کشتم و الان دارم ازت دزدی یاد می گیرم! Highest rank : #7 in fanfiction وارنینگ : حاوی اندکی معصومیت از دست رفته (سکچوال کانتنت خودتون)
•Fading• [L.S]  بقلم SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    مقروء 222,557
  • WpVote
    صوت 31,871
  • WpPart
    فصول 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
He Was Blue بقلم Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    مقروء 280,312
  • WpVote
    صوت 25,322
  • WpPart
    فصول 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
 • Beloved Rival • [L.S] بقلم Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    مقروء 87,756
  • WpVote
    صوت 12,398
  • WpPart
    فصول 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson