The end story
34 stories
Money Says [L.S] by Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Reads 499,917
  • WpVote
    Votes 61,657
  • WpPart
    Parts 71
Highest ranking : #1 in fanfiction [COMPLETED] هیچ چیز شبیه فیلم ها "بی نقص" نیست ⚠BDSM⚠ ⚠Rough type of love⚠
End Game (L.S) by harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Reads 631,187
  • WpVote
    Votes 88,744
  • WpPart
    Parts 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
The girl who loved Aglet by mansurepotter
mansurepotter
  • WpView
    Reads 31,189
  • WpVote
    Votes 5,557
  • WpPart
    Parts 24
زالزالک بهترین میوه ی دنیاست.. البته اگه بتونیم میوه به حسابش کنیم.. چون شیرینیش یه جور خاصه..مثل بقیه شیرینی ها نیست!مزه اش نابه..ناب مثل عشق! *completed* Cover by @kimiyamd ❤
A remedy for a broken heart[L/S][Z/M] by atwshkei
atwshkei
  • WpView
    Reads 29,345
  • WpVote
    Votes 3,360
  • WpPart
    Parts 42
"بوک کامل شده" دارویی برای قلب شکسته........ و زندگی ای تاریک و سرد....... کی میتونه اون دارو باشه؟...... کی میتونه اون زندگی رو تغییر بده؟؟؟....... کی میتونه اون آدم مرده رو زنده کنه؟؟........ کی؟؟......... • • • • • • • • این فف دارای صحنه های:🔞،خشن،قتل،کمی فان و دارک می باشد..... لطفا اگه خوشتون نمیاد نخونین🤝
Irresistible [L.S] *Completed* by darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    Reads 34,398
  • WpVote
    Votes 6,623
  • WpPart
    Parts 37
چون تو برای من خواستنی، ممنوع، و هر چیزی بین این دو مفهومی. و من به سادگی نمیتونم مقاومت کنم...
Falling For the Bad Boy | L.S by fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    Reads 49,358
  • WpVote
    Votes 10,374
  • WpPart
    Parts 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
DADDY (Mpreg) - L.S (Persian translate) by Whoyougonnacall_
Whoyougonnacall_
  • WpView
    Reads 102,878
  • WpVote
    Votes 7,884
  • WpPart
    Parts 40
لویی توی یه رستوران کوچیک به اسم جیجی تو دانکستر کار میکنه. هری هم معلم جدید کلاس دومه. ملاقاتشون زندگیه لویی رو زیر و رو میکنه اما اون عاشقه هر قسمت از این تغییره +هری تاپه اسمات هم زیاد داره و اینکه حاملگی مرد و اینا هم داره اگه بدتون میاد نخونید
100 voicemails *completed* [L.S] by blueanditshades
blueanditshades
  • WpView
    Reads 43,896
  • WpVote
    Votes 11,320
  • WpPart
    Parts 106
"امشب میای پارتی؟هممون منتظرتیم" کدوم پارتی؟ با اخم ویس بعدی رو پلی کردم. این یکی هم از طرف همون پسر بود. راستش، همه ی اون صدتا ویس میل از طرف اون بودن. _____ "تازه اخبارو شنیدم." "ببخشید، یادم نیست کی اون عکسارو گرفتم..." "تو باید برگردی،باشه؟" ⸙⸙⸙ #3 shortstory #20 harry 5th February 2021
Gentle Touch  by ehsan_st
ehsan_st
  • WpView
    Reads 74,599
  • WpVote
    Votes 10,288
  • WpPart
    Parts 44
dear fellows لانگ تایم نو سی ، هااا ؟ امیدوارم حالتون باشه ، با ایده ی یه داستان متفاوت میخوام ذهن همه تون رو به بازی بگیرم . جایی دور از فانتزی های عاشقانه دور از روابط های رنگی و دور از " انتظار " به تک تک تون قول میدم بخاطر هیجان بالای این کتاب ، هیچوقت نتونین ادامه‌ی پارت های این داستان رو حدس بزنین. کتاب حدودا 73 چپتر داره ، و بخاطر ارزشی که برای وقت تون قائلم ، حتما داستان رو تا اخرش پست میکنم . بوک شیپ های متفاوتی داره اما برای اسپویل نکردن فقط میگم که منتظر Larry stylinson باشید . شرط آپ لایک یا کامنت نیست ، اما دلیل نمیشه بهم انگیزه نده تاریخ آپ اولین چپتر ، 98.5.17 sincerely yours ; Əhsan
Dare To Remember (L.S) - Completed by bebygun
bebygun
  • WpView
    Reads 212,925
  • WpVote
    Votes 29,990
  • WpPart
    Parts 74
صداهايي كه توي سرم مي پيچند، همانهايي اند كه كابوس شبم شده اند؛ همان درد و همان گيجي و همان... بدون شك بخش بزرگي از عذاب امروزمان، گذشته ايست كه رقم خورد و درد پاشيد به روحمان و زخمش به جا ماند حتي براي آينده اي كه هنوز نيامده. _ تو چي؟ تو هم درد مي كشي؟ پاسخي كه بايد بدهم، كلام و صدا نمي خواهد؛ نگاهم فرياد مي كشد و امان نيست مرا از اين شكنجه. _ راحتش كن برام. خواهش كنان مي گويم اين را... و به جان مي خرم عواقبش را كه مي ارزند به تمام خاطراتم... چه خوب و چه بد. بزرگترين اختراع دنيايم را امروز مي خواهم. _ پس متوجهي كه چي آرزو كردي! اون بخش از مغزت... ميخواي با چي جاي خاليشون رو پر كني؟ قلبم يكي درميان مي زند انگار. دهان باز مي كنم و درد را خفه مي كنم جايي ميان واژه هايم: _ جوش چركي رو كه بكَني، جاش تا ابد خالي مي مونه. خاطرات منم خيلي وقته چركي شدن... بايد بكَنمشون... حتي اگه قرار باشه تا ابد جاي خاليشون از هيچ پر بشه.