بعد کنکور
12 Geschichten
 🦇My Lovely Monster🦇 von PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    GELESEN 20,922
  • WpVote
    Stimmen 3,692
  • WpPart
    Teile 16
خلاصه ↓↓ بکهیون ، دانش آموزِ محبوبِ مدرسه جادوگری ، هیچ وقت نمی تونه از دردسر درست کردن و فضولی های بی جاش دست بکشه! اما بزرگ ترین درد سر اون نه قنطورس هاست نه مینوتور ها و نه حتی خواهران گورگون... مشکل بزرگ اون پارک‌چانیولِ .. پدرِ بچه های دورگه گرگ انسانیش..! نویسنده:سم (لطفا فیکو توی لیستتون قرار بدید تا دوستاتون هم بخونن. این فیک تا به حال دوبار کامل اپ شده و چون خودم عاشقشم دارم برای بار سوم اپ میکنم. راستی اپ هرپارت هم بستگی داره به ستاره های خوشگل شما*×* پس یادتون نره.) ≡~≡ ~ ≡~≡ ~ ≡~≡ 【Couple】→ چانبک،هونهان،کایسو،کریسهو 【Genre】→ کمدی،امپرگ،تخیلی،اساطیری
Perfectly Imperfect  von ThePiink
ThePiink
  • WpView
    GELESEN 98,077
  • WpVote
    Stimmen 20,065
  • WpPart
    Teile 25
من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️ و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝 اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢 من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥 و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨
☕MORNING COFFEE☕ von Kim_khersi_18
Kim_khersi_18
  • WpView
    GELESEN 1,003
  • WpVote
    Stimmen 352
  • WpPart
    Teile 14
🎥 ⃟⃘݊𓎂𝙑𝙞blueteddy💙🐻 ┊اسم : قهوه ی صبحگاهی🌸࿐ ┊کاپل : چانبک👬 ┊ژانر : رومانتیک / سوییت •💠• ┊مترجم : بلوتدی🐻💙 ┊وضعیت : درحال آپ📳 ┊Name : Morning Coffee🌸࿐ ┊Couple : Chanbaek📸🖌👬 ┊Genre : Romantic/ Sweet💞💫🍭 ┊Translated by : Blueteddy💙🐻 🐻💙 : سلام دوستای عزیز و گوگولیم^^ بولوتدی هستم ... این اولین مینی فیک من هستش که دارم براتون ترجمه میکنم امید وارم خوشتون بیاد و با نظراتتون بهم انرژی بدید🍬روز های آپ مشخص نیست☕ حق ترجمه کاملا از نویسنده ی اصلی گرفته شده😁 و هیچ مشکلی نیست..مراقب خودتون باشید بوس رو لپاتون😚 📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸 ☕خلاصه : بکهیون مثل روز های قبل از خواب بلند میشه و به سمت آشپزخونه میره تا روز عادیه دیگه ای رو با نوشیدن قهوش شروع کنه... وقتی که به داخل بالکن میره و مشغول تماشای مردم میشه یک دفعه پسری با موهای مشکی میبینه که....💫 📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸🖌📸 ⚠️حق ترجمه از نویسنده ی اصلی کاملا گرفته شده⚠️
Dont Talk Just Act von MAYA0247
MAYA0247
  • WpView
    GELESEN 20,814
  • WpVote
    Stimmen 3,779
  • WpPart
    Teile 9
࿇Couple ༴༅ Chanbaek ࿇Author ༴༅ Maya & Erienne ࿇Genre ༴༅ Full smut , romance , Daddy kink 《خلاصه فیکشن👇🍓》 پارک چانیول ؛ رییس منضبط بزرگترین شرکت مدلینگ سئول که بدون در نظر گرفتن تمام خطوط قرمز زندگی همیشه قانونمندش توی دام بهترین طراح لباس کمپانیش، بیون بکهیونه معروف میافته.🖇 بیون بکهیون ؛ اون یه بیبی سرکشه ... اگه دوست پسرش بگه الان صبحه بکهیون اصرار داره تا بهش ثابت کنه الان شبه‌!⛓ یک ساله که با رییس منضبط و قانونمندش توی رابطه است و اینکه پارک چانیول توی این یک سال حتی یه بارم عصبی نشده رو مخش راه میره. اون همیشه دوست داشت کسی باشه که موفق میشه اعصاب همیشه آروم چانیول رو به بازی بگیره. و براش از هیچ تلاشی دریغ نمیکنه.🥂 و خب! این کاملا عادیه که رییس پارک بخواد بعد از یک سال که رابطشون توی آرامش کامل به سر میبره بیبی سرکشش رو ادب کنه و بهش درسی بده که بکهیون تا آخر عمر جز "ددی" چیز دیگه ای صداش نکنه!🕯
*FEINT* von Ghazal1288
Ghazal1288
  • WpView
    GELESEN 17,991
  • WpVote
    Stimmen 3,038
  • WpPart
    Teile 21
‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ✾FEINT ✾ ▪️بکهیون پسری که با برادرش سهون به مشکل برخورده چون دست به کار های خطرناک میزنه ▪️چانیول مردی که زنش و بخاطر بیماری از دست داده و یه پسر پنج ساله به اسم جوسون داره ▪️چی میشه اگه پارک چانیول دکتر ،عاشق برادر دوست صمیمیش بشه ، در حالیکه هیچ کس از این اتفاق راضی نیس !! ◾️چی میشه اگه حقیقت ها بعضا بیشتر از دروغ ها و تظاهر ها به انسان آسیب بزنن!! و چرا اکثر اوقات انسان ها دروغ هارو به واقعیت ها ترجیح میدن 🔘کاپل : چانبک 🥀 رمنس ، مرموز ، جنایی 🍭 🍁نویسنده : hazal
✨Anhnarin✨ von B_Moo0on
B_Moo0on
  • WpView
    GELESEN 14,577
  • WpVote
    Stimmen 2,919
  • WpPart
    Teile 9
کاپل اصلی: چانبک، کایسو . ژانر:امگاورس، اسمات، فلاف، رمنس، تخیلی(فانتزی) وضعیت: ✨تمام شده✨ خلاصه: بیون بکهیون رئیس شرکت mine و رهبر قوی ترین و بزرگترین پک یعنی آنهِنارین هستش، طبق سنت های قدیمی تمامی گرگ ها تا زمانی که به سن 26 سالگی برسن باید جفتشون رو انتخاب کنن وگرنه از پک اخراج می شن. چی می شه اگه یه روز بیون بکهیون موقع مصاحبه برای استخدام آبدارچی شرکت چشمش به پارک چانیول بیوفته!!! . . . 🌗 توصیه:هیچ چیز اونطوری که فکر می کنین نیست🌗
LOTUS | نیلوفر آبی von Drk_SuN
Drk_SuN
  • WpView
    GELESEN 13,231
  • WpVote
    Stimmen 2,070
  • WpPart
    Teile 31
بیون بکهیون، پسر شونزده ساله‌ای که گذشته‌ی تاریکش به آینده‌ش سایه انداخته... پسری که در صدد نجات جون خودش در برابر کسانی که دنبالشن، فرار میکنه. از جایی که متولد شده و از یتیم خونه‌ای که با فرار کردن ازش، داستان پیچیده‌ای رو برای خودش رقم میزنه... پارک چانیول، مرد زخم خورده‌ای که در تنهایی فرو رفته. با کینه‌ی کهنه‌ای از یه دوست قدیمی که با رفتن بدون بازگشتش، چانیول رو در افسردگی و جنون تنها گذاشت و داستان زندگیش رو در تاریکی حبس کرد. دنیای کوچیکی که آدما رو به هم وصل میکنه؛ داستان های عجیبی که با هم پیوند میخورن... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ گل زیبای جادویی... نیلوفر آبی ای که در میان گندآب ریشه میدواند و رشد میکرد، برگهای مزاحم و پهناور را همراه خود میکشید، قطرات مهیب و هولناک باران را مینوشید و در آخر... پاک و زیباترین گل شد... گلی که تقدس نام خود را اثبات کرد، اجازه نداد ذات زادگاهش او را به زنجیر بکشد و طهارت را در روح دمید... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 🔥کاپل ها: چانبک/ کایهون/ تائوریس 💡ژانر: رمنس/ فانتزی/ خشن/ اسمات/ اسمات خشن🚫 Drk_SuN 1399/5/1
" BLUE MOON "[Uncomplete] von RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    GELESEN 1,707
  • WpVote
    Stimmen 257
  • WpPart
    Teile 6
•¬کاپل: چانبک •¬ژانر: تخیلی | امگاورس | فانتزی | مدرسه ای •¬خلاصه: بکهیون جانشین پدرش بود، یک آٖٖلفای حقیقی، پسر بازیگوشی که توی بیشتر مدرسه شناخته شده و محبوب بود. حتی پسرخاله اش یشینگ هم به این موضوع که بکهیون جاذبه ی عجیبی برای جلب توجه بقیه داشت اعتراف کرده بود و معتقد بود این شانس بکهیون توی زندگیشه. بکهیون پسر سر به هوایی بود، توی روستای چودونگ که یکی از توابع استان جئونسانگام-دو محسوب میشد،زندگی میکرد. ادم های عادی، روزهای یکسان، زندگی همینقدر یکنواخت در روستایشان جریان داشت تا وقتی که امگایی به پدرش پناه اورد و ازش اجازه خواست برای مدتی توی روستاشون زندگی کنه، به خونه ی ارثی مادریش برگشته بود. همون خونه ی قدیمی بی استفاده ای که بکهیون هر روز برای رفتن به مدرسه از کنارش رد میشد و فکر میکرد این خرابه اصلا بدرد میخوره؟ و وقتی اون امگا به اصرار پدرش به مدرسه ی اونها اومد، این بکهیون بود که نمیتونست جلوی خودش رو بگیره تا بیشتر نشناستش،چیز عجیبی درباره ی امگای قبیله ی پارک وجود داشت که میخواست پیداش کنه و محض رضای هرکسی که میشناسید، اون بیون بکهیون بود! محال بود از انگیزه ی تازه و هیجان جدیدی که روبه روش تجربه میکرد، دست بکشه. ═ ∘♡༉∘ ═ #Gamer