خوندم(کامل شده)2
199 stories
Elevator by TinaneCb
TinaneCb
  • WpView
    Reads 36,121
  • WpVote
    Votes 8,496
  • WpPart
    Parts 7
(completed) •𝗢𝗻𝗲𝘀𝗵𝗼𝘁 𝗡𝗮𝗺𝗲 : 𝑬𝒍𝒆𝒗𝒂𝒕𝒐𝒓 ❞𓂃🩺 خلاصه: جونگین بهش تأکید کرده بود که باید از اون پزشک سخت گیر فاصله بگیره و بکهیون نمی‌دونست که چرا باید بطور اتفاقی تو آسانسوری که خراب شده باهاش گیر بیفته! 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : 𝖢𝗁𝖺𝗇𝖻𝖺𝖾𝗄 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : 𝖳𝗂𝗇𝖺𝗇𝖾 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 : Doctor!AU, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
☕⊱A Hug In A Cup⊰☕ by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 516,158
  • WpVote
    Votes 133,855
  • WpPart
    Parts 51
بیون‌بکهیون یه مربی مهدکودک سر به هواست که چند ماهه روی یه غریبه جذاب که توی مترو میبینتش کراش زده...☁️💖 و یه روز یهو تصمیم میگیره از دور دید زدن دیگه بسه! دنبال کردن اون غریبه پاش رو به کافه Heavenly# میکشه و یه دوره جدید تو زندگیش شروع میشه. اما خب از اونجایی که بکهیون اونقدرام خوش شانس نیست اون غریبه لعنتی "پارک چانیول" یه باریستای جذاب و آسکشواله و بیشتر با قهوه تحریک میشه تا لاس زدنای بکهیون ... راستی چیزی به اسم " #قهوه‌سکشوال" وجود داره؟ ☕️ •••••••••••••••••••••••••••••••• یونگی هیچوقت فکرش رو نمیکرد با قدم گذاشتن به کافه Heavenly به اصرارهای دوستش اونجا قراره با شیرین‌ترین طعمی از قهوه که چشیده بود اشنا بشه. طعم لب های خوشمزه اون گارسون بامزه پارک‌جیمین شایدم لبخند های کیوتی که میزد یا مدلی که دنبالش راه میوفتاد و هیونگ صداش میکرد میتونست هر قهوه ای رو شیرین کنه... حتی وجود خود مین یونگی رو که خیلی سال بود حتی از قهوه هم تلخ‌تر بود! ظاهرا یونگی بالاخره هم طعم مورد علاقه اش رو پیدا کرده بود... هم یه گربه‌فسقلی که بالاخره بخواد با خودش ببره خونه... گربه ی شانسش! ☕کاپل : چانبک.یونمین. تویون ☕ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره.کمدی. ددی‌کینک ☕محدودیت سنی : NC 18+ ☕نویسنده : Silver Bunny
      The Ring by sweety_7971
sweety_7971
  • WpView
    Reads 2,550
  • WpVote
    Votes 757
  • WpPart
    Parts 5
کای عشق بوکس داره اما دو کیونگسو به این راحتی راضی نمیشه که مربیش بشه.... نام : رینگ بوکس ژانر : ورزشی، عاشقانه، اندکی نیمه اسمات ۱۸+ کاپل اصلی : کایسو کاپل فرعی : چانبک نویسنده : min.min
چاقوی سبز by nany_82
nany_82
  • WpView
    Reads 377
  • WpVote
    Votes 123
  • WpPart
    Parts 2
✍︎من بدون گریه به دنیا اومدم. از اول توی سرکوب احساساتم بی‌نظیر بودم؛ برای همین بازیگر خوبی شدم... ✴ داستان کوتاه: چاقوی سبز ✴ ژانر: ترسناک، جنایی، روانشناسی، نقش حقیقی شخصیتها ✴ محدوده سنی: ۱۵+ ✴ کاپل: کایسو
" Love Again " [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 15,141
  • WpVote
    Votes 2,667
  • WpPart
    Parts 8
•¬‌کاپل: چانبک | چانلو •¬‌ژانر: رومانتیک | انگست | هپی اند •¬‌مقدمه : همه چیز از روزی شروع شد که بکهیون حوصله اش سر رفت صفحه چت روم رو باز کرد و برای اولین بار برای تنها کسی که اون ساعت بیدار بود پیام فرستاد: سلام. این آغاز دوستی عجیبی بین چان و بک شد. دو پسری که از هم چیزی نمی دونستند جز یه اسم. اونها باهم حرف می زدند ولی حتی صدای هم رو نمی شنیدند. چیزهایی رو میگفتند که نمی تونستند رو در رو برای کسی بگن. بهم عادت کردند و بعد اشتراک بزرگی بینشون پیدا شد و برای اولین بار قرار گذاشتند. هم رو دیدند دوست شدند. هم کلاسی شدند و بعد عاشق شدند. با یه حلقه از طرف چانیول مثل یه زوج تازه ازدواج کرده هم خونه شدند و عشقشون رو زیر یک سقف بردن. خونه عشق. اما چه اتفاقی می افته وقتی تنوع کابوس بیداری یکیشون میشه؟ وقتی یکی خیانت کنه سرنوشت عشق به کجا می رسه؟ ═ ∘♡༉∘ ═ #Nemo
14 Days With You by AmorTeam
AmorTeam
  • WpView
    Reads 8,098
  • WpVote
    Votes 1,808
  • WpPart
    Parts 5
سهون وقتی فهمید قراره چهارده روز از تعطیلات سال‌نو رو با خانوادش روی کشتی‌تفریحی بگذرونه حس کرد این فاجعه ترین تعطیلات زندگیشه! البته این حس فقط تا وقتی ادامه داشت که پسرِ برنزه ی سکسی رو به طور تصادفی توی کشتی دید.. آیا کیم‌جونگین میتونه این تعطیلات رو براش فراموش نشدنی بکنه؟! نام داستان: چهارده روز باتو کاپل: کایهون ( کای تاپ) ژانر: رمنس، درام، اسمات مترجم: @Shr_ksL
Sin | Drarry by otpclub
otpclub
  • WpView
    Reads 123,308
  • WpVote
    Votes 17,674
  • WpPart
    Parts 35
" تو كى هستى؟ " " هرى پاتر." جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه. written by: @NoticeMePotter persian translation.
"A Christmas Gift"__Chanbaek  by pink_girl_2000
pink_girl_2000
  • WpView
    Reads 1,868
  • WpVote
    Votes 609
  • WpPart
    Parts 2
خلاصه🖋📚: داستان بابانوئل و بکهیونی که از کریسمس متنفره. ........................................................ مردم فکر می کنن بابانوئل یه پیرمرد چاق با ریش سفید رنگه بلنده که روز کریسمس براشون هدیه میاره. البته که این یه افسانه ی احمقانه ست نه به خاطر اینکه بابانوئل وجود نداره،نه... دلیلش اینه که بابانوئل اصلا اون کسی نیست که اونا تصورش رو می کنن. نه چاقه و نه پیر بلکه خیلی هم جذابه،یه پسر قد بلند و عضله ی هات به اسم پارک چانیول... ............................................................. Name:A Christmas Gift Genre:smut,romance,fluff,fantasy Writer:zari
༅•𝐏𝐥𝐮𝐦 𝐁𝐥𝐨𝐬𝐬𝐨𝐦𝐬⋆࿐໋ ❬𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝❭ by byun_dreamer
byun_dreamer
  • WpView
    Reads 5,134
  • WpVote
    Votes 1,408
  • WpPart
    Parts 6
Fiction "Plum Blossoms" Couple: Chanbaek Genres: Fantasy, Romantic, Slice of life Author: Dreamer Summary: " همه لیاقت داشتن یه داستان عاشقانه رو دارند. فقط برای هرکسی یکم متفاوته. داستان عاشقانه ی من زمانی رقم خورد که برای اولین بار جلوی کافه ی مورد علاقه ام دیدمش. اون مثل همه ی مردم عادی دیگه بود، فقط با یه تفاوت. تفاوتی که دلیلی شد برام تا چشم های براق و در عین حال خاموشش رو روی بوم های سفید رنگ توی اتاقم بکشم. " وضعیت : تمام شده
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 167,836
  • WpVote
    Votes 32,945
  • WpPart
    Parts 28
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .