•[کاملشده/تیر ۹۷ - دی ۹۸]•
📌چــانبــک:
پارک چانیول، رئیس موفق، جدی و قانونمند کمپانی مشهور سیوایه که برای فرار از حقیقت بزرگ وجودش، دیوارهای نفوذناپذیری دور تا دور خودش کشیده و به کسی اجازه نزدیک شدن به حریمش رو نمیده. اما یک روز، این رئیس جدی و تا حدی عصبی، با استخدام بیون بکهیون، به عنوان مُدلی جذاب ولی قانونشکن و گستاخ، وارد بزرگترین چالش زندگیش میشه!
داستان از جایی استارت میخوره که بکهیون با نقشهی طراحی شده توسط مورد اعتمادترین دوستهای پارک چانیول، یعنی کریس و جونگین، وارد زندگی رئیس سرد و سختگیرش میشه و طی جدالی سخت، سعی میکنه تموم رُبانهای قرمزی رو که جداکنندهی چانیول از نبایدهای زندگیشه قیچی کنه...
📌کایهـــون:
اوه سهون، پزشکی با گذشتهای دردناک و تلخه که ده ساله اسیر عشقی قدمتدار و پنهانیه. عشقی که یک طرفه بودنش برای سالها عذابش داده و زجر زیادی رو بهش پیشکش کرده و عشقی که اون حتی ذرهای امید برای دو طرفه شدنش نداره.
اما آیا ورق تقدیر برای یکبار هم که شده به نفع اون برمیگرده؟
و آیا اوه سهون، بعد از یک دهه و اندی، شجاعت رو به رو شدن با ترسهاش رو پیدا میکنه...؟
🍏🌈فیکشن: گیِ دیوانه ( کریزی گی)
🍏🌈کاپل ها: چانبک/کایهون
🍏🌈ژانر: عاشقانه، درام
🍏🌈نویسنده: لئو
🍏🌈هشتگ:
[پایان یافته]
این دنیا برای امگاهای مارک نشده زیادی خطرناکه! من بیون بکهیونم، امگای 23 ساله که طی یه سانحه حس بویاییشو کاملا از دست داده و بخاطر همین مشکل نمیتونه فرومونا رو احساس کنه...شاید شما فکر کنین که این یه نقص محسوب میشه اما برای من اینطور نیست. حالا اون آلفاهای کوفتی هرگز نمیتونستن با رایحهاشون منو تحت سلطه خودشون بگیرن. من هیچ نقطه ضعفی در برابر آلفاها ندارم!...این دنیا از چهار رایحه پیروی میکنه که بهشون "رایحههای چهار فصل" گفته میشه. و بین تمام این رایحهها، رایحه زمستونی وجود داره که فقط مختص به آلفاهای برتره و میتونه تمام گونهها رو تحت سلطه خودش بگیره. خب، البته وجود همچین آلفایی با رایحه برف که حتی بو هم نداره فقط و فقط یه افسانهست...اوه صبر کن! منم تا یه مدت قبل همین فکرو میکردم اما درست تا وقتی که با چشمای خودم اونو دیدم و با وجود نقصم رایحه برفیشو احساس کردم.
♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧
فیک: ماری آنتوانت
کاپل: چانبک
ژانر: امگاورس♧مافیا♧رمنس♧اسمات
"بعد از اینکه بیدار بشم"
کاپل: چانبک
ژانر: روانشناسی، جنایی، معمایی، اسمات، رمنس
خلاصه:
اون روز صبح، بکهیون به طرز عجیبی روزش رو شروع کرد. نه بهخاطر اینکه طبق معمول بدنش درد میکرد، خوابش میاومد و چندتا جای کبودی جدید داشت؛
بخاطر اینکه وقتی چشمهاش رو باز کرد توی بازداشتگاه بود و تنها چیزی که داشت یه یادداشت کف دستش به خط خودش بود که میگفت:"اوپس، ببخشید. یکم تحمل کن، من یه نقشه دارم."
ولی اون مطمئن بود دیشب یهراست از کافه به خونهاش رفته، پس دقیقاً چه ا تفاقی داشت میافتاد؟
وضعیت آپلود: کامل شده
شروع: 2023.10.15
پایان : 2024.06.22
نویسندهها: Ajivid و Vitia
تمام شده✓
کاپل: چانبک
خلاصهی داستان: بکهیون، مربی مهد کودکی که زندگی آروم ولی تنهایی داره. چی میشه اگه بخواد این تنهایی رو با یه پسر بلند قد پر کنه؟!
ژانر: فلاف، روزمره، عاشقانه
محدودیت سنی: 🔞
🧛🏻♂️A real manhwa🧛🏻♂️
"یه مانهوای واقعی"
نویسند: boom
ژانر: رومنس، اسمات، فلاف، فانتزی، سوپرنچرال، طنز، ددی کینک، هپی اندینگ،...
کاپل: چانبک
روزهای آپ: سه شنبهها
همیشه فکر میکردم موجودات تخیلی یه جایی تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن، مطمئن بودم چون دوسشون داشتم. تا اینکه یه روزی وارد خونهای شدم که نباید و چیزایی فهمیدم که باعث شد تمام ذهنیتم در موردشون تغییر کنه.
اون روز دوست پسر جذابم که دست بر قضا یه بابای مهربونم بود بهم تاکید کرد که برای مراقبت از بچه کوچولوش نرم خونش، چندین بار هم تاکید کرد و خیلی قاطع منو از رفتن به خونه منع کرد ولی از اون جایی که من یه دانشجوی معمولی بدشانس بودم پروژهی کوفتیمو تو خونهاش جا گذاشته بودم.
واقعا با خودم فکر میکردم قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته، نهایتش میخواستن منو سورپرایز کنن، بخاطر همینم نمیخواستن برم خونه. هیچ وقت از سرم این موضوع حتی رد هم نمیشد که وقتی وارد پذیرایی شم با موجود کوچولویی روبرو شم که دندوناشو برام تیز کرده و برای خون بدبختم نقشه میکشه.
اون واقعا تیونگ بود؟!
کوچولویی که منو پاپای شمارهی دو صدا میزد و لپامو میبوسید؟!
با گیجی سرم رو کج کردم و دقیق نگاهش کردم.
چرا حس میکردم درست وسط مانهوایی ایستادم که قرار بود نقش فرعیش توسط یه نیمچه خو
- Kaisoo
احتمالاً کیونگسو تنها کسی بود که دلش میخواست سال آخر دبیرستانش رو به ساده ترین شکل ممکن بگذرونه.
مدرسه ~ خونه ~ مدرسه ~ خونه
ولی... مثل اینکه قرار نبود همچین اتفاقی بیفته.
و لعنت، آخه کی سال آخر مدرسهاش رو عوض میکنه که کیم جونگین یکی از اونا باشه؟
name:ugly fan and hot fucker
couple:chanbeak
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت:کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی بیون!❎
پارک چانیول تاپ آیدل معروف کره....کسی که بکهیون تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
بکهیون با بغض دنده رو عوض کرد و تمام سعیش رو بر نلرزیدن صداش گذاشت.
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی!
_چطوری؟
بکهیون خیلی سریع پرسید وچانیول پوزخند ترسناکی زد تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده بکهیون با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد بکهیون به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود...
[کامل شده]
FICTION : مقدر شده که مال تو باشم
COUPLE : چانبک ، سولی
GENRE : فلاف ، امگاورس ، رومنس ، اسمات
AUTHOR : #صفید
NC+18🔞
STORY IS ABOUT :
بکهیون یه مدیر جدیه که بیشتر از هرچیزی از اینکه به خاطر امگا بودن افراد به قابلیت هاشون بی توجهی بشه بدش میاد. حالا چی میشه که یهو سر و کله ی پارک چانیول به عنوان رییس جدید که با امگاها مشکل داره پیدا بشه؟ چی میشه که یهو یه بوی شیرین به دماغ آلفای جوون بخوره؟ و چی میشه اگر اون بو، بوی یه امگای سرکش باشه که کسی نمیدونه امگاست؟
Start : 19.sep.06
End : 20.sep.11
Author @theWHITEstoryteller
Channel @panne_fiction
بکهیون وارث بیچونوچرای شرکت پارکه. اون همه زندگیش رو صرف رسیدن به این نقطه کرده و برای نگه داشتنش از هیچی دریغ نکرده. ولی چی میشه اگه یه روز رقیبی که همیشه ازش میترسید پیداش بشه و موقعیت بکهیون رو به خطر بندازه؟ یعنی بکهیون باز هم میتونه تو صدر بمونه؟
💎 فیکشن : SpotLight
💎 کاپل : چانبک. ویکوک. کریسهو
💎ژانر : رمنس. درام
💎محدودیت سنی : 18+
💎نویسنده : #SilverBunny 🐰
🕰️روزهای آپ : دوشنبهها 8 تا 10 شب