⊰ 𝘔𝘢𝘪𝘯 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘑𝘢𝘦𝘺𝘰𝘯𝘨
⊰ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦
"برای اون همین کافی بود که صفحات بیشتری از دفترش، شانس ثبت کردن چهرهی مرد رو بر روی خودشون داشته باشن. تا هر اندازه که به طول میانجامید."
وویونگ، تنها بازمانده طرد شده ای که مجبور میشه با سان پیوند برقرار کنه تا زندگی خودش رو نجات بده، وارد دنیایی میشه که مسیر زندگیش رو به کلی تغییر میده و به جایی میرسه که آرزو میکنه ای کاش هرگز با اون پسر آشنا نشده بود.
[کامل شده]
سونگچول با مشکلات روحی و زندگی غمگینش دست و پنجه نرم میکنه. با ورود به شهری جدید و آشنایی با افراد جدید، تغییراتی در زندگیش ایجاد میشه. ماجرا به اینجا ختم نمیشه، اتفاقات زیادی در محیط اطرافش در حال وقوع هستند. آیا اون شفا پیدا میکنه یا به سمت تباهی میره؟
خلاصه:سه سال از رفتن یوهان و الیا به سوئیس گذشته و گائون هم درگیر کارهای خودش هست که وزارت دادگستری تصمیم میگیره یه قاضی جانشین کانگ یوهان بکنه اما این وسط یه چیزی راجب قاضی جدید درست نیست
"_چه چیزی توی کانگ یوهان میدیدی که توی من نمیبینی؟
_اگر قرار بود چیزایی که توی کانگ یوهان میدیدم رو توی تو هم ببینم که الان عاشق تو بودم نه کانگ یوهان"
کاپل:یوهان و گائون ، یه کاپل دیگه هم داریم که توی داستان باهاشون آشنا میشین
ژانر:بی ال، عاشقانه، و اسمات
شروع:۱۴۰۱/۱/۲۶
این اولین کار من هستش دوس دارم اگر دوسش دارین به بقیه هم معرفی کنین و نظراتتونو بگین
این فن فیک از سریال قاضی شیطانی هستش که خودم کاپل گائون و یوهان رو خیلی دوس داشتم و یه جورایی ادامه سریال سه سال بعد از اخرین دیدار گائون و یوهان هست یه جورایی فصل دومشه مثلا ولی کسایی که ندیدن سریال رو هم میتونن اگر دوس داشتن بخونن چون تقریبا کمتر از ۲۰ درصدش به سریال و داستان هاش ربط پیدا میکنه
[کامل شده ]
هانسول خندید و دستای سونگکوان رو محکم گرفت و سونگکوان هم متقابلا دستش رو محکمتر گرفت. جمله «دلم برات تنگ شده بود» از دهن هانسول در رفت. انگار توی تاریکی احساساتش شجاع شده بودن.
«من پیشتم» سونگکوان بهش گفت. «من همیشه پیشتم هانسولا»
.
.
.
داستانی درباره دخترا ، پسرا و گربه های زندگی هانسول و سونگ کوان، بهترین دوستش، که همیشه مهم ترینه.
یا
هانسول و سونگکوان دوستان چندین ساله ی هم اند اما هانسول فکر میکنه دوست پسر سونگ کوان لیاقت داشتن سونگ کوان رو نداره؟
⊹کاپل: ورکوان
⊹ژانر : عاشقانه ، درام ، اسمات
--این فیک با اجازه از نویسنده اش به فارسی برگردونده شده. --
پلی لیست پیشنهادی نویسنده رو توی این کانال گذاشتم اگه دوست داشتی گوش کنی :
@Inseparable_Playlist
وویونگ، نقاشی که به دنبال تاییده، از نقدهای تند سان، منتقد حرفهای با یه شخصیت سرد و جدی که پشت ظاهر محکمش احساسات پیچیدهای پنهون کرده. زمانی که اونا توی یه نمایشگاه با هم روبرو میشن، دشمنیشون به چیزی پیچیدهتر از یه رقابت تبدیل میشه.
آپ : سه شنبه و پنج شنبه
شاهزاده میانی، وویونگ، بعد از آخرین سوقصدش مجبور به پذیرفتن محافظ جدیدی به نام چوی سان میشه. چوی سان که از خوش نام ترین محافظین قصره، به فرمانده مافوقش پیشنهاد میده که اون رو برای محافظت از شاهزاده انتخاب کنه تا بتونه دینی که به گردن داره رو ادا کنه. غافل از اینکه شاهزاده میانی، شخصیتی متفاوت تر از اون چیزی که قبلا تصور میکرده، داره.
هنوز داری بهش فکر میکنی... همون لحظه تو اتاق بازجویی رو." هیون ووک نفسزنان زمزمه کرد، چشمانش در چشمان جیهون حفاری میکرد. "میخوای بدونیش؟ اون اعتراف... اون یه هدیه بود. *برات*. چون میدونستم اگه فرار کنم، دیگه هیچوقت نمیبینمت. حداقل اینجوری... حداقل یه بهانه ای داشتی دنبالم بیای. مثل الان."
جیهون حیرت زده به او خیره شد. چه میگفت؟ این چه منطقِ مخوفی بود؟