Later
22 historias
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED por mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    LECTURAS 360,532
  • WpVote
    Votos 59,370
  • WpPart
    Partes 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
28th (L.S) por bebygun
bebygun
  • WpView
    LECTURAS 109,758
  • WpVote
    Votos 17,904
  • WpPart
    Partes 47
مي بيني چرخش روزگار را؟ مي بيني؟ مني كه روزي در روياهايم تو را به آغوش مي كشيدم و در واقعيت از دور مي پاييدمت، حالا از آغوشت مي گريزم و در روياهايم به دنبالت مي دَوَم...! و تماشا كن مرا... مني كه عشقت را از دور ديدني مي ديدم و حالا... دريا دريا غرقت شده ام. ميداني، كاش لااقل آن روزها به جاي نقش كردن تصويرت ميان قاب دوربين، همانقدر يواشكي، بودنت را توي وجودم زنداني مي كردم؛ آخر اين "ديوانه"، هنوز هم به اندازه ي عمري برايت عشق دارد و... ديوانگي. "بيست و هشتمين"
You can be the Boss daddy  por dea_d_writer
dea_d_writer
  • WpView
    LECTURAS 167,764
  • WpVote
    Votos 17,701
  • WpPart
    Partes 76
من بیهوشت کردم از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم با چاقو روی بدنت نقاشی کردم و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم... #1 Gangster #2 Louis Tomlinson #2 Stylinson #3 Larry #3 Larrystylinson #14 Harry Styles
My Son (LARRY & ZIAM) Complited por ParniyaDarabi9
ParniyaDarabi9
  • WpView
    LECTURAS 61,905
  • WpVote
    Votos 10,405
  • WpPart
    Partes 52
به پسر کوچولوش که سرش رو پایین انداخته و چشمای آبیش رو نمی‌تونست ببینه،سرش رو بالا آورد و بوسه‌ای روی پیشونیش گذاشت هری:باید پسرم بمونه اینجا لویی با اخم به سمت اونا میره و بعد از اینکه هری رو هول میده اخمی میکنه لویی:بعد از ۲۰ سال برگشتی با پسر احمقت که مثل عقب‌مونده‌ها می‌مونه و حتی نمی‌تونه حرف بزنه و می‌خوای بندازیش گردن من..
Let Me Show You How To Love Yourself [L.S|Z.M] por sunshineT28
sunshineT28
  • WpView
    LECTURAS 25,365
  • WpVote
    Votos 5,823
  • WpPart
    Partes 41
•| Completed |• [Persian Translation] هری استایلز به همراه زین و لیام توی آپارتمانی در لندن زندگی می کنه. لویی پسر جذاب و شجاعیه که شغلش مجله نویسی هست و از همون اول که به واحد توی راهروی مقابل خونه هری نقل مکان می کنه، از هری خوشش میاد. البته که هری هم از لویی خوشش میاد اما اون مشکلاتی داره و باید اون ها رو حل کنه قبل از اینکه توجه کاملش رو به لویی بده. اون دائما در حال رفت و آمد به بیمارستان برای بیماریشه و زین و لیام نگران این هستن که ممکنه وارد شدن به رابطه ای جدید به هری آسیب بزنه. Writer : @Larry_Love_ED #1- larrystylinson
Deathly Hallows [L.S][Z.M] Completed por mahdis_
mahdis_
  • WpView
    LECTURAS 31,889
  • WpVote
    Votos 5,217
  • WpPart
    Partes 69
. . . [ جوری منو ببوس که انگار آخر دنیاست..!] وضعیت: کامل شده
For your eyes only [L.S] por banafsheh80
banafsheh80
  • WpView
    LECTURAS 39,729
  • WpVote
    Votos 7,762
  • WpPart
    Partes 37
[completed] عروسک باربی رفت. و همچنین پسری با موهای مشکی و مژگان بلند. همه میرفتند. what do you do when a chapter ends? Do you close the book and never read it again?