میتونی صدای گریه بهشت رو بشنوی؟
این اشک های یک فرشته است...
.
من سالهاست
که با عشق پنهان تو
در بهشت خداوند
فرمان برده ام...
~ WangXian FanFic🐇
~ MoDaoZushi🍂
سال ها پیش... سه گونه انسان وجود داشت...
انسان هایی که بال داشتند...
انسان هایی که شاخ داشتند...
انسان هایی که هیچ کدوم رو نداشتند اما قدرت بدنی خوبی داشتند...
دسته سوم... دو دسته دیگه رو از زمین اخراج کردند...
بعد ها... وقتی حضوری ازشون احساس میکردند عنوانی تازه به اونها دادند
فرشته و شیطان...
با گذشت سال ها... همه فراموش کردند زمانی سه دسته انسان بودند و حتی برخی به عبادت دو دسته دیگه پرداختند...
و حالا...
نیه هوایسانگ و جین زیشوان و لان وانگجی سه پسر همخونه هستند که از قضا تو یه خانواده هم هستن!ولی داخل یه مهمونی خانوادگی به راز بزرگ خانوادشون پی میبرن!وجود یک گروه دیگه و بچه های دیگه که باهاشون تفاوت دارن!
این جا من وانشات ها و چند قسمتی هایی که نوشتم رو قرار میدم.
من از نوشتن لذت میبرم
امیدوارم شما هم از نوشتن های من لذت ببرید.
فقط ممکنه چیز های سمی هم بنویسم فقط مراقب باشید❤️❤️❤️❤️❤️^_^^_^^_^^_^
🎐یه کالکشن سه شاتی از کاپل وانگشیان به نام"سربندی محکمتر از رشتهی سرخ سرنوشت". 🧧
🎐𝐀𝐧𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐊𝐢𝐧𝐝 𝐨𝐟 𝐌𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞 ✓
🎐𝐓𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐚𝐥𝐬 𝐨𝐟 𝐃𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐁𝐥𝐢𝐬𝐬✓
🎐𝐃𝐢𝐬𝐭𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐌𝐚𝐤𝐞𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐆𝐫𝐨𝐰 𝐅𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫✓
𐀔Author: ᴛɪᴛᴀɴꜱ_ʀ_ᴜꜱ
𐀔Translator: ᴀᴠʏ
➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got
••°میان انگشتهایت°••
اگر وانگجی،با دادن ساز قتل بتونه به گذشته ای که به نابودی رسیده بود برگرده،چه تغییر هایی ایجاد میشه؟
ایا لان ژان دوباره خودش رو تسلیم وقایع میکنه،یا باهاشون میجنگه؟
[بکشید،اون خیانت کار رو بکشید!]
[اون خانواده خودش رو کشته،باید سرش رو بزنید!]
[تو...چرا تو انقدر عوض شدی لان ژان؟]
[برام مهم نیست اگر بمیرم،اطمینان این که تو در امانی،روحم رو زنده نگه میداره]
°"وانگجی،تو خیلی خوبی،من خیلی دوستت دارم"°
°"وی یینگ،هیچ وقت از دستت نمیدم،دیگه تکرارش نمیکنم"°
°"چه اهمیتی داره زنده بمونم؟اینکه هر روز باید ندیدنت رو ببینم،از مرگ بدتره"°
آپلود فعلا متوقف شده، رایتر بلاکم:)
اگر هنوز نخوندیدش، نخونید.