خوندم
61 история
Don't let it break your heart [L.S] *Completed* на darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    Прочтений 89,048
  • WpVote
    Голосов 15,977
  • WpPart
    Частей 56
مهم نیست چه اتفاقی برات میوفته حتی اگه سخت بود حتی اگه هرچی تلاش کردی کافی نبود حتی اگه به عمق تاریکی رسیدی نذار بکشتت نذار قلبتو بشکنه 💙💚 ___________________________ Hey guys خب من دارم این فن فیک رو در حالی شروع میکنم که اکانت شخصی خودمو توی واتپد ساختم و نه تنها بلد نیستم درست باهاش کار کنم بلکه هیچیم فالوور ندارم😐 ینی در فلک زده ترین و شخمی ترین حالت ممکن اماااا در نهایت تصمیم گرفتم اولین فن فیکم رو پابلیش کنم چون خیلی دوسش دارم و فک میکنم واقعا داستان قشنگیه (امیدوارم شما هم اینجوری فک کنین) و اینکه من این فن فیک رو همین الانشم تا نصفه نوشتم و فقط آپ کردنش مونده و آدمی هم نیستم که اهل نصفه ول کردن فن فیک باشم چون به نظرم این کار توهین بزرگی به مخاطبه و یه سری اطلاعات کلی درباره فن فیک بهتون میدم تا بفهمین با سلیقتون جوره یا نه💚💙 هری تاپه اسماتم داره ( اخطار بهتون میدم نگران نباشین) داستان از زاویه دید هری ولی به صورت سوم شخص نوشته شده تا بیشتر به ابعاد مختلف داستان تسلط داشته باشم و اینکه اون اوایل داستان یکم طول میکشه تا به مومنتای مورد علاقتون برسه ولی وقتی برسه قول میدم خوب برسه😁😂 همین دیگه خیلی حرف زدم امیدوارم حمایتاتونو ببینم 😍😍😍
Autism на saba2079
saba2079
  • WpView
    Прочтений 219,018
  • WpVote
    Голосов 36,600
  • WpPart
    Частей 54
اون فقط اوتیسم داره.....
Just Hold On(completed) на eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    Прочтений 448,473
  • WpVote
    Голосов 51,128
  • WpPart
    Частей 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
 • Beloved Rival • [L.S] на Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Прочтений 87,676
  • WpVote
    Голосов 12,396
  • WpPart
    Частей 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
Forever (Larry Stylinson) на sima_jm
sima_jm
  • WpView
    Прочтений 480,970
  • WpVote
    Голосов 50,950
  • WpPart
    Частей 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
Tangled Up In You(L.S) на I_SHIP_OOPS_AND_HI
I_SHIP_OOPS_AND_HI
  • WpView
    Прочтений 88,495
  • WpVote
    Голосов 8,109
  • WpPart
    Частей 20
وقتی کسی که فکرشو نمیکردی زندگیتو به بهترین شکل ممکن زیر و رو میکنه :) Cover by : @itsCipher
MR STYLES ( l.s persain translation) на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 205,372
  • WpVote
    Голосов 27,577
  • WpPart
    Частей 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
mr.secret на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 87,125
  • WpVote
    Голосов 6,489
  • WpPart
    Частей 11
لوییس تاملینسون..پسری که درمورد افراد غریبه یکمی زیادی کنجکاوه!
Laryy diary [Persian Translation] на theLarrehStylinson
theLarrehStylinson
  • WpView
    Прочтений 15,755
  • WpVote
    Голосов 2,512
  • WpPart
    Частей 17
خاطرات لری ;)💫🌸
+ еще 1
He Was Blue на Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    Прочтений 280,110
  • WpVote
    Голосов 25,322
  • WpPart
    Частей 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..