SomayehParsa's Reading List
3 story
7FATES: CHAKHO на HYBE_STORIES
HYBE_STORIES
  • WpView
    Прочтений 3,390,031
  • WpVote
    Голосов 165,707
  • WpPart
    Частей 89
It's the day of visitors. But the visitors to Sin-si are unwelcomed, vengeful beom. Unforgotten animosity fills the air and rage collides, soaking the ground with blood. Seven boys take up their weapons to end this fight, once and for all. 7FATES: CHAKHO with BTS ***** Content advisory: this story contains some violence Original story: HYBE Co-planning: HYBE / NAVER WEBTOON
ຯ Soledad | VMIN на toskafic
toskafic
  • WpView
    Прочтений 920
  • WpVote
    Голосов 175
  • WpPart
    Частей 4
೫ Summary: این داستان ورژن ویکوک هم داره، ولی به‌دلیل عدم حمایت شما "فعلا" آپ نخواهد. پاریسِ 1940... درمیان دود و آتشِ جنگ؛ کیم تهیونگ نویسنده‌ی ۳۸ ساله ای که از جوانی روحش را در میان طره های مشکی رنگِ اشراف زاده‌ای جا گذاشت و همین شروعی برای یک داستان تازه بود... داستان عاشقانه‌ای از اعماق تاریک ترین روز های تاریخ... ••→ کتاب را بست و به نیم رخ پرستیدنیِ جیمین خیره شد، چطور تنها با صدایش می‌توانست قلب او را بلرزاند؟ مگر قلب او چقدر توان داشت که همزمان بتواند هم به صدایش گوش دهد و هم با نگاه کردن به چشمان تیره‌اش که همچون آسمان شب بود، تاب بیاورد: خواهش می‌کنم جیمین به سمت تهیونگ چرخید و با لحنی که می‌توانست تعجبش را نشان دهد پرسید: اتفاقی افتاده؟ _می‌شه چشمهاتو ببندی؟ _چرا؟ انقدر ازم بیزار شدی که حتی نمی‌تونی بهشون نگاه کنی؟ _انقدری دلبستشون شدم که مطمئنم اگر ادامه بدی، نفسهامو ازم می‌گیری. وضعیت: درحال آپ[به زودی پارت جدید قرار می‌گیره!] Genre: Dram, Angst, Romance, Classic, Smut🔞 Couple: VMIN WR: Vante
moon in the galaxy { Completed } на bluemindnotes
bluemindnotes
  • WpView
    Прочтений 77,980
  • WpVote
    Голосов 13,319
  • WpPart
    Частей 46
نام : moon in the galaxy (ماه در کهکشان) کاپل: کوکمین ، تهجین ژانر: رومنس ، درام، انگست،هپی اند ، +18 نویسنده : mind writer ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اولین باری که دیدمت فکر می کردم یه پسر لوس و مغرور و پولداری... با ابرو های بالا رفته نگاهش کردم که خندید... -خب؟ +اما بعدش...نمی دونم شاید همون روزی که به جای پول، ازم قهوه خواستی، بنظرم متفاوت اومدی...راستش هیچوقت فکر نمی کردم یه روز باهات حرف بزنم...برم بیرون...بخندم...بستنی بخورم...تو همیشه باعث می شی من به خودم فکر کنم...به اینکه یه چیزی بخوام...به اینکه بخوام بخندم...بخوام شاد باشم...بیرون برم...خوش بگذرونم... حس می کردم دارم شیرین ترین جمله های دنیا رو می شنوم... چطور یه نفر می تونست انقدر شیرین باشه؟ +اولین بار که منو دیدی به چی فکر کردی؟ -این پسره اعصاب خوردن کن عجیب کیه؟ داشتم به قیافه ی شاکیش می خندیدم که با حرفی که زد خندم محو شد... +اون شب من همه چیز رو شنیدم... . . . [ فصل اول کامل شده] [فصل دوم کامل شده] [ افتر استوری کامل شده] Number 1 in #kookmin