avaaaaaaaaa34
این داستان درباره ی دختریه که اسمش مانا که خانواده اش خیلی پولدارن. خودشم کارخونه داره. پدرش برای اینکه بتونه سهام داره بهتری شه به دخترش میگه که باید با پسر خانواده کیم ازدواج کنه، که اسمش تهیونگ اونم چون بدش نمیومده که ازدواج کنه قبول می کنه اما در ادامه با مشکلاتی رو به رو میشه و...