برگ ها و پشمهایم را می رقصاند
10 historias
Maple Tree [ H.S au ] por callmefluctus
callmefluctus
  • WpView
    Lecturas 5,738
  • WpVote
    Votos 1,414
  • WpPart
    Partes 52
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم... #احمدشاملو
Lilium por callmefluctus
callmefluctus
  • WpView
    Lecturas 6,256
  • WpVote
    Votos 1,149
  • WpPart
    Partes 69
تنها صداست که جاودان است و امان از صدای تو که ابدی شد در گوش من! [hollywood fiction] [Minor sexual contact]
Half-Blood por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Lecturas 119,894
  • WpVote
    Votos 29,629
  • WpPart
    Partes 162
«دورگه» پایبند اقوام و اماکن نشو. انسان باش. بدون مرز! A Louis Tomlinson Fanfiction highest ranking: #4 in fanfiction
For you [ H.S ] por fakeofme
fakeofme
  • WpView
    Lecturas 164,057
  • WpVote
    Votos 13,377
  • WpPart
    Partes 72
تو نميتوني به رقصيدن با شيطان ادامه بدي و بپرسي چرا هنوز تو جهنمي داكوتا. [ sexual contact ] [ Harry Styles AU ]
Sea's whisper [L.S | Z.M] por Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Lecturas 197,926
  • WpVote
    Votos 44,536
  • WpPart
    Partes 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Cafuné /muke por mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Lecturas 3,798
  • WpVote
    Votos 754
  • WpPart
    Partes 15
[COMPLETED] رقصیدن انگشت‌هام لابه‌لای موج بی‌انتهای موهات. اتفاقی که هیچوقت نیوفتاد. داستانی درباره‌ی مایکل و لوک.
Fake por fatemed21
fatemed21
  • WpView
    Lecturas 135,029
  • WpVote
    Votos 12,684
  • WpPart
    Partes 48
همه چیز قرار نیست طبق برنامه پیش بره در حال ویرایش (بعضی پارت‌ها تغییرات خیلی جزئی و غیرضروری دارن)
Upstairs por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Lecturas 114,996
  • WpVote
    Votos 15,136
  • WpPart
    Partes 50
«طبقه‌ی بالا» من تنهای تنها بودم! یادم نبود چند وقته... سال‌ها... خاطرات کم‌کم پاک شدن. حتی اسمم رو به سختی به یاد می‌آرم. شب و روزها می‌گذرن. یادم نیست به چه گناهی این جا حبس شدم. هیچی یادم نیست... تنهایی، تنهایی، تنهایی... ...و بعد، یه روز در صدایی کرد و من به جای صورت روانپزشک، چهره‌ی یه دختر جوان رو توی چارچوب در دیدم! ...که وحشت‌زده به من خیره شده!!! A Niall Horan Fanfiction
Stupids por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Lecturas 117,753
  • WpVote
    Votos 16,764
  • WpPart
    Partes 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction
Freedom of Sin por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Lecturas 72,823
  • WpVote
    Votos 11,514
  • WpPart
    Partes 51
«آزادی گناه» من یک انسان آزادم! من اجازه دارم تمام قوانین انسانیت رو درهم بشکنم... از مخالفانم بهره‌کشی کنم... هر کس سر راهم بایسته رو بکشم... اعتقاداتی که از نظر خودم غلطه رو نابود کنم... چون من یک انسان آزادم! A Harry Styles Fanfiction