⁦╰⁠(⁠*⁠'⁠︶⁠'⁠*⁠)⁠╯⁩
28 stories
در آغوش زِره by ssilentbloom
ssilentbloom
  • WpView
    Reads 81
  • WpVote
    Votes 21
  • WpPart
    Parts 3
در سایهٔ زره یک سرباز، تصمیمی شکل می‌گیرد که همه‌چیز را تغییر می‌دهد ...
Bondless | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 8,186
  • WpVote
    Votes 1,810
  • WpPart
    Parts 27
هوسوک یه امگای نوزده‌ساله‌ از یه خانواده کاملاً معمولی و محترمه. بین چهار فرزند جانگ، نه زیباترین محسوب می‌شه، نه باهوش‌ترین و نه قوی‌ترین. از نظر بقیه ، اون ادم خاصی نیست. "معمولی بودن" دقیقاً همون چیزیه که هوسوک رو توصیف می‌کنه. زندگی کسل‌کننده هوسوک ادامه داره تا وقتی که اتفاقات عجیبی شروع به رخ دادن می‌کنن. چی می‌شه اگه هوسوک بفهمه یه هیولا تو عمارت خانواده جانگ هست؟ کنجکاوی هوسوک روز به روز بیشتر می‌شه. بعضی وقت‌ها صدای خرخر از زیرزمین میاد و اون نگهبان‌هایی که جلوی در به حالت آماده باش ایستادن، کاملا وحشت‌زده بنظر می‌رسن. چی باعث شده که اون همه آلفای غول‌پیکر از در زیرزمین چشم برندارن؟ هوسوک تصمیم می‌گیره که تحقیق کنه غافل از اینکه کنجکاوی می‌تونه زندگی آدم رو تغییر بده. Couples: sope-yoonmin Genre:omegaverse-smut-romance
Солнце Надежды by qrhwje6nsy25jrkwh1
qrhwje6nsy25jrkwh1
  • WpView
    Reads 1,038
  • WpVote
    Votes 193
  • WpPart
    Parts 11
عاشقانه ایی آرام بین افرادی که با تار و پودشون عاشق شدن،در فراز و نشیب اتفاقات زندگی همه به یک خونه امن احتیاج دارن و اون خونه امن قلب کسایی هست که عاشقتن... کاپل:سون سام ژانر:عاشقانه،درام،رمنس،امگاورس Солнце Надежды...کلمه ایی روسی به معنای خورشید امید *عزیزان من،این فقط یک داستان است که با تخیل نویسنده نوشته شده،اگر کاپل رو دوست ندارید خواهش میکنم کلا داستان رو نخونید و هیت ندید،ممنونم از همتون*
Heartless  | sope by sokigirl7
sokigirl7
  • WpView
    Reads 11,323
  • WpVote
    Votes 2,023
  • WpPart
    Parts 23
وقتی رئیس جانگ هوسوک ازش خواست برای یه مراسم عروسی خانوادگی همراهیش کنه ، هوسوک هیچ وقت فکرش رو نمی‌کرد با پذیرفتنش توی چنین دردسر بزرگی بیفته. مراسمی که قرار بود، هوسوک توش نقش دوست پسر واقعی رئیسش رو بازی کنه، و در مقابل حقوق یک سالش رو بگیره، با پیدا شدن سر و کله مین یونگی، پیچیده می‌شه. عوضی سرد و بی‌رحمی که هیچ‌جوره حق نداره این‌قدر جذاب باشه. همه می‌گن یونگی یه جامعه‌ستیزه که هیچ احساسی نداره. هوسوک هم باورش کرده. ولی نمی‌تونه ازش دور بمونه. وقتی این سفر خانوادگی تبدیل می‌شه به کابوسی از خیانت، آدم‌ربایی و قتل، هوسوک مجبور می‌شه برای حفظ سلامت روانش به یونگی تکیه کنه. می‌شه به یه جامعه‌ستیز بی‌احساس و کنترل‌گر اعتماد کرد؟ می‌تونه بعد از برگشتن به زندگی عادی، دیگه هوسش رو نکنه؟ اصلاً کسی که احساس نداره، می‌تونه عاشق بشه؟ Heartless | Sope ، Namjin ♡عنوان: بی رحم ♡کاپل اصلی: سپ ♡کاپل فرعی: نامجین ♡ژانر:جنایی، اکشن، رمنس، اسمات، درام
Second Chance (s2) - Sope by lilihope
lilihope
  • WpView
    Reads 701
  • WpVote
    Votes 134
  • WpPart
    Parts 7
فصل دوم "انعکاس". تا حالا همزمان عاشق دو نفر شدی؟ یه بیچارگیِ محضه... طوری که اگه معشوقت توی آغوشت باشه، برای اونی که نیست بیقراری میکنی. فرقی نمیکنه کدومش کنارت باشه، تو همیشه یه درمونده‌ی خیانتکاری. آخر همچین رابطه ای، یک نفر خوشحاله، یک نفر دلشکسته و نفر سوم فقط یه بیچاره است.. تقصیر کی بود که یونگی یه بیچاره‌ی عاشق شد؟ Name: Second Chance شانس دوم Couple: Sope Genre: Romance , Drama , Smut , Slice of life
oneshot 👀 by HopeKook_daughter
HopeKook_daughter
  • WpView
    Reads 4,222
  • WpVote
    Votes 357
  • WpPart
    Parts 12
یک شات از دنیایی خیالی... ---information--- status: ongoing forever :) couple: sope and anything you want Author: Rashel ---Ranking--- وانشات: 1🏅 یونسوک: 7🏅 be happy while reading this story ...:)
Hidden pulse •|• sope by _roshana_
_roshana_
  • WpView
    Reads 1,282
  • WpVote
    Votes 202
  • WpPart
    Parts 9
آیا میتونم برخلاف تمام این نوزدهسال، فقط برای یک بار خودخواه باشم؟ جواب من به خودم "بله" بود. اما پدرم نظر دیگهای داشت. اون من رو لایق رویا داشتن، نمیدونست. ------ "نبض پنهان" داستانِ استعداد، انگیزه و عشقیست که برای سالهای متوالی پنهان مونده. دنیایی که در اون هوسوک، در آستانهی شروع دههی بیست سالگی زندگیش، فرصت به دست آورن رویاهاش رو داره. اما آیا سرنوشت همونطور که اون میخواد رقم میخوره؟ نام: نبضِ پنهان ژانر: ورزشی، عاشقانه کاپل:سپ
My Homophobic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 10,043
  • WpVote
    Votes 1,868
  • WpPart
    Parts 32
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴜᴘ ᴅᴀʏ: جمعه‌ها 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
Voice of Crime | Sope by Frank_fanfiction
Frank_fanfiction
  • WpView
    Reads 91,090
  • WpVote
    Votes 1,349
  • WpPart
    Parts 3
🔥پربازدید‌ترین فیک فارسی سُپ در واتپد🔥 ▫️وضعیت: پایان یافته|درحال ادیت ▪️خلاصه: جانگ‌هوسوک پسر ۲۲ساله‌ایست که در ۵‌سالگی پدر و مادرش به دست یک‌قاتل درست جلوی چشمانش سلاخی شده‌اند و تنها نشانه‌ای که از آن به یاد دارد، موسیقی بی‌کلامیست که آن را زمزمه می‌کند. او پس از این حادثه به کما می‌رود و پس از بهوش آمدن دارای قدرتی ماوراءالطبیعه می‌شود که با لمس اجسام و اشخاص می‌تواند خاطراتی را که در پشت چهرۀ خود مخفی کرده‌اند را ببیند؛ او هم اکنون به عنوان عکاس و روزنامه‌نگار خبرگزاری کره نیوز کار می‌کند و در این راه با مین‌یونگی یک کاراگاه برجسته بخش مبارزه با جنایات و جرایم خشونتی ادارۀکل پلیس سئول آشنا می‌شود. مرد منجمدی که در جریان یکی از پرونده‌ها برادر‌کوچکترش سلاخی و در یک بشکۀ اسید خیسانده شده. سرانجام همکاری این دو مرد چه خواهد شد؟! آیا هوسوک می تواند به یونگی در حل پرونده های جنایی کمک کنه ؟... #Policical🥇 #Horror🥇 #Smut🥇 #Action🥇 #Dark🥇 #yoonseok🥇 #Namjin🥇 #Criminal🥇 #vminkook🥇
Alpha's Omega by 12bishakhatamang
12bishakhatamang
  • WpView
    Reads 205,124
  • WpVote
    Votes 11,375
  • WpPart
    Parts 31
Hoseok (Omega) is the prince of Jung clan and Yoongi (Alpha ) is the prince of Min clan , they both knew each other from childhood days , their parents decided to get them married . One day Yoongi's parents got killed by the enemies when he was twelve , from that day he became cold toward everyone but not toward his loved once.