😍Ich lese sie😍
4 cerita
Bake-Neko oleh gray_koala
gray_koala
  • WpView
    Membaca 20,950
  • WpVote
    Vote 5,445
  • WpPart
    Bab 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
Favorite sin [z.m] [L.s] oleh its_niyala
its_niyala
  • WpView
    Membaca 1,434
  • WpVote
    Vote 270
  • WpPart
    Bab 12
ز: یعنی میخوای بگی تاحالا هیچ گناهی نکردی؟ تا حالا خودتو لمس نکردی؟ تا حالا دروغ نگفتی؟ میخوای بهم بگی عاشق من بودن اولین گناهته که اینطوری بابتش عذاب وجدان داری؟ One or two parts a week ❌
《deep in shadows ♤ در عمق سایه ها》 oleh Farapo21
Farapo21
  • WpView
    Membaca 28,287
  • WpVote
    Vote 5,383
  • WpPart
    Bab 60
[ کامل شده] هشدار : این بوک ممکنه شامل صحنه های دلخراش باشه . اما هپی اندینگه. مواظب روحیتون باشید. __________________________________________ _ من چی؟ _ تو؟ تو تماماً سایه ای ... میخوام ببینم پشت این سایه ها چی پنهون کردی ... __________________________________________ [زیام] تاپ: لیام ژانر: معمایی _ هیجان انگیز _ انگست _ عاشقانه _ هپی اندینگ *اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*
[•••Two Ghosts•••]  [ Z.M][L.S][N.Sh] oleh mahdis_
mahdis_
  • WpView
    Membaca 6,041
  • WpVote
    Vote 1,062
  • WpPart
    Bab 40
[ما بِه تَن دوئیم وَ اَندَر روح یِک.....!] . . . . . .